یاد گذشته: قرار دیدنت از امشب آخه آرزوم شه!

تاریخ: ۱۸ / ۱۰ / ۹۷     ساعت: ۲۱:۳۸

در خبرها آمده است که ممکن است پسر یاغی شهرباران پس از چندین سال دوری دوباره به خانه بازگردد.

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود – محمد آبشک که فوتبالش را از سپیدرود آغاز کرد و سپس به داماش پیوست، ۴ سال پیش با کوچ غیر منتظره اش به تیم شهر همسایه موجب شد تا دل بسیاری از فوتبال دوستان همشهریش به درد بیاید.

پس از این انتقال تا مدت ها ورزشگاه پیرشهرباران از سوی هواداران دو تیم داماش و سپیدرود صحنه اعتراضات گاه بسیار تندی بود که تا آتش زدن عکس و پیراهن آبشک هم پیش رفت.

اوج این اعتراضات در دو مسابقه رفت و برگشت سپیدرود – ملوان در لیگ دسته اول سه سال پیش نمود پیدا کرد.

البته این قهر و دلخوری با خروج آبشک از ملوان فروکش کرد و با دسته گلی که محمد آبشک در بازی رفت امسال نساجی – سپیدرود در قائم شهر برای هواداران سپیدرود برد رو به آشتی نهاد.

نوشته زیر توسط یکی از هواداران سپیدرود در ۴ سال پیش برای سایت رسمی باشگاه سپیدرود فرستاده شده بود که البته اوضاع نسبت به آن روزها خیلی تغییر کرده است.

مجتبی شهری

امروز صبح حالم اصلاً خوب نبود! مطابق اکثر بازی ها استرس شدیدی داشتم؛ اما از دیشب یه حس دیگه ای به من می گفت: امروز جو ورزشگاه یه طوری می شه و شد. معدود هواداران به محمد آبشک فحاشی کردند؛ اون هم فقط چند لحظه … ولی اون چند لحظه هم زیاد بود!

نمی گم حق بود یا نه، به شخصه با فحش میانه خوبی ندارم.

ولی سر حرفم با محمد آبشک هستش!

محمد دوست داشتنی! تویی که قرار بود برای شهر من اسطوره بشی… تویی که قرار بود واسه ما تندیس تعصب بشی! تو قرار بود واسه ما فابرگاس بشی! کجا رفتی آخه خوش انصاف! بابا این چه انتخابی بود محمد؟ این چه انتخابی بود دوست داشتنی!؟

من هرگز فراموشت نمی کنم! من فراموشت نمی کنم؛ چون تو ما رو در سردار جنگل تنها نمی گذاشتی! هر وقت سه کارته بودی یا مصدوم بودی بازی های سپیدرود رو می اومدی سردارجنگل!

همون زمینی که امروز مث تو تنها شده. من هرگز یادم نمیره بعد از بازی ها اگه ورزشگاه نبودی به آقا سامان زنگ میزدی و نتیجه بازی رو می پرسیدی!

محمد؛ چی دیدی تو شهر ما که رفتی؟ از چی گرفته بودی؟ چه کسایی خسته ات کرده بودن ؟

بابا اینه رسم لوطی گری؟ من از این ناراحت نیستم که کجا رفتی … از این ناراحتم که می ترسم نابود بشی؛ … می ترسم از روزی که دیگه جایی واست تو این شهر نمونه! محمد جان همون جا پس بمون!!!! … دیگه واسه همیشه !!!!

من اگه به جای مشاورانت بودم؛ بهت پیشنهاد می دادم که اگه حداقل داماش نمی رفتی، می اومدی سپیدرود، همون جایی که سکوی پرتابت بود!

محمد به ما بد کردی … من بازی داماش؛ ملوان هرگز یادم نمیره، خطاهایی که به عمد رو مازیار انجام می دادی و کری هایی که قبل از بازی می خوندی! ولی امروز می شنوم میگی با کمک هواداران ملوان تو لیگ می مونی! این حرفا رو امیدوارم فقط از روی سیاستمداری زده باشی!!

محمد جان ! حرف آخر … محمد غلامی و پژمان نوری هر دو تا تو رشت بازی کردند ولی تو انزلی کسی به اون تو نگفت ! چرا؟ چون اونا رضوانشهری هستند !!!! ولی تو پسر شهر ما بودی؛ و اگه انزلی چی ها به مازیار و سیدجلال و سعید یوسف زاده می نازن ! ما هم به تو می نازیدیم …!!!! اما الآن چی ؟ … دیگه به کی بنازیم ؟!

محمد بدجور غرور ما رو شکستی! من بهت فحش نمی دم ؛ ولی شاید از روی درد زیاد و غرور شکستگی به خودم کلی فحش بدم!! که چرا تو رو این همه واسه خودم بزرگ کرده بودم!! من تو رو مثل یه عکسی می بینم این روزها که انقد بزرگت کردم که از کیفیتت کم شد!

به سلامت پسر دوست داشتنی سابق شهر باران، دیگه برنگرد …

این شعر مرحوم پاشایی تقدیم به تو دوست داشتنی خاطره ها

(میخوای بری از پیشم دیگه عشق من بی همسفر ؛ میری سفر ؛ دلواپسم واسه تو ! دلواپسم واسه تو عشق من برو،تنها برو ، اما بخند این لحظه های آخر رو …
تو رو خدا نذار یه امشبم با گریه های من تموم شه ! قرار دیدنت از امشب آخه آرزوم شه! قرار دیدنت از امشب آخه آرزوم شه ! همون که دلخوشی نداره بعد تو تموم میشه! کی مث تو میشه ؟

بعد من هر جا میری یاد من نیفت هر چی بشه! من عاشقم ؛ راحت برو عشق من ؛ گریه نکن آخه طاقت ندارم و می میرم و …می خوام تو رو ؛ راحت برو عشق من … کی مث تو میشه ؟!

هوادار عزیز، نظر شما پس از تایید منتشر خواهد شد.


حمایت از sepidroodsc در گوگل