وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

اردشیر یعقوب زاده: مقابل سپیدرود بازی نکردم از ملوان اخراج شدم! / کتک کاری به دلیل توهین به سپیدرود!

گفتگو از معین نورزوی / قسمت پایانی

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدروددر ادامه گفتگوی سایت سپیدرود با اردشیر یعقوب زاده بازیکن با استعداد سپیدرود در دهه ی ۶۰، ادامه این مصاحبه جالب را با هم دنبال می کنیم.

اردشیر خان ملوان که بودی با یکی دو نفر از بازیکن های ملوان درگیری شدیدی پیدا کردی و حتی یا یکی از بازیکن ها بعد از تمرین کتک کاری کردید!

دقیقا همین طور یک بار که از تمرین ملوان بر می گشتیم با مینی بوس تیم و برای حمام کردن به سمت غازیان در راه بودیم خبر رسید که سپیدرود سه بر صفر بازی خودش را واگذار کرده یکی از بازیکن های ملوان که من ازش زیاد خوشم هم نمی اومد به سپیدرود توهین کرد حرفی زد که بازگو کردنش درست نیست پای ما که به حمام رسید تو نمره خصوصی رفتم و بهش گفتم این حرف چی بود که به رشتی ها زدی و به سپیدرود توهین کردی همون جا درگیری شدیدی پیش اومد و من با سر ضربه ای به صورت و بینی  بنده خدا وارد کردم فردای اون روز کمیته انضباطی من را خواستند و من چند هفته با ملوان تمرین نکردم اما با وساطتت بزرگان تیم دوباره برگشتم سر تمرینات.

پس این موضوع سرآغازی شد برای تمام شدن فوتبالت!

میشه گفت استارتش تقریبا از این جا زده شد. ولی اتفاق دیگه ای افتاد که دیگه نتونستم برای ملوان فوتبال کنم. بازی های جام برتر استان ما باید جلوی سپیدرود دو تا بازی می کردیم بازی رفت در انزلی بود من شب قبل بازی رفتم و به بهمن خان گفتم من جلوی سپیدرود بازی نمی کنم.

آقای صالح نیا به من گفتند که تو با ملوان قرارداد داری، پیراهن ملوان توی تنت هست باید بازی کنی اما من گفتم به هیچ وجه حاضر نیستم جلوی تیم محبوبم تو یمی که عشق دوران بچگی من بود بازی کنم درسته که به خاطر یک سری اختلافات مجبور شدم از سپیدرود جدا شوم ولی من جلوی عشقم بازی نمی کنم بهمن خان به من گفت اگر بازی نکنی از تیم کنار میزارم شما رو و رضایت نامه هم نمیدیم!

من به بهمن خان گفتم آقای صالح نیا من تو قراردادم به صورت شفاهی به شما عرض  کرده بودم که به هیچ وجه جلوی سپیدرود بازی نمی کنم. همان شب آقای محمد اعظمی سرپرست وقت تیم ملوان اومد در خونه و بهم گفت اردشیر اگر بازی نکنی بهت رضایت نامه نمیدن که بری منم گفتم ندن اما من بازی نمی کنم اصلا نمیتونم که بازی کنم پاهام می لرزه جلوی عشقم بازی کنم!

شما هر کاری دوست دارید بکنید فرداهم روز بازی اصلا لباس عوض نکردم و با لباس شخصی رفتم روی سکو و بازی رو نگاه کردم که متاسفانه سپیدرود اون بازی رو یک صفر به ملوان باخت و هواداران ملوان هم خیلی از دست من ناراحت شدند من بعد از اون بازی دیگه حتی سر تمرین ملوان هم نرفتم و از همون جا دیگه تصمیم گرفتم که فوتبال رو برای همیشه کنار بگذارم چون با ملوان قرارداد سه ساله داشتم که به من رضایت نامه هم نمیدادن مجبور شدم برای همیشه کفش هام رو آویزان کنم.

-اردشیر خان برای ما از رفیق و داماد عزیزت مهرداد هوشنگی بگو.

مرحوم مهرداد هوشنگی یکی از متعصب ترین فوتبالیست هایی بود که من و همه هواداران سپیدرود به چشم دیدن. یک انسان بی ریا با معرفت و با وجود که عاشق سپیدرود و رشت بود متاسفانه مهرداد رو زود از دست دادیم اسفند سال ۷۱ مهرداد به خاطر اون تصادف از بین ما رفت شاید اگر مهرداد زنده بود مسیر فوتبال من به اینجا ختم نمی شد.

-اردشیر اسم مغازه تو لوازم یدکی کسری اسم پسر مرحوم هوشنگی رو گذاشتی روی تابلو مغازه ات درست؟

-بله دقیقا کسری تنها پسر مرحوم هوشنگی هست. به هر حال جای خالی پدر رو کسی نمیتونه برای بچه ها پر بکنه به غیر از مادر. خواهر بزرگوارم طی تمام این سال ها برای کسری و المیرا هم پدر بود و هم مادر.

-اردشیر خان از رفاقتت با سیروس قایقران بگو.

-سیروس از زمان لیگ استان جزو بهترین رفیق های من بود سیروس انسان بزرگ و با معرفتی بود یک مرد به تمام عیار سیروس من رو خیلی دوست داشت و همیشه هم با هم شوخی میکردیم و من رو اردی آبای صدا می کرد. به من میگفت اردی آبای آخه تو این موهات کجا اصلاح میکنی مالدینی!

یه خاطره بگیم از مرحوم سیروس قایقران. روز بازی منتخب گیلان و مازندران تو بازی رفت جغتاپور دروازه بان مازندران بود و ما هر چی میزدیم به در بسته می خورد جغتاپور تو تیم ملی هم بازی سیروس بود و با سیروس هم خیلی کری داشت نیمه دوم من به جای مرحوم فرخ جهانی اومدم تو زمین دقیقه ۷۰ بازی یه ضربه ایستگاهی به نفع گیلان گرفته شد فاصله توپ تا دروازه نزدیک ۴۰ متر بود سیروس اومد پشت توپ من رفتم سمت سیروس و بهش گفتم سیروس خان تورو جان هر کی رو دوست داری جوری بزن که نتونه تکون بخوره.

جغتاپور هم همش برای سیروس کری میخوند و میگفت سیروس بزن اینجا بزن اونجا سیروس سری تکون داد و گفت چشم چنان ضربه ای به توپ زد از اون فاصله که جغتاپور حتی نتونست تکون بخوره، کل استادیم رفت رو هوا سیروس اومد سمت من گفت دیدی اردی آبای کجا زدم!

-اردشیر خان زیباترین گلت به کدوم تیم بود؟

تو جام حذفی گیلان به تیم هلال احمر فومن گلی که زدم. یه بازی سخت داشتیم با  هلال احمر فومن که بازی رفت تو فومن صفر صفر شد همون بازی معروفی که درگیری پیش اومد و تیراندازی شده بود بازی برگشت تو رشت مرحوم هوشنگی یه توپ از نقطه کردن فرستاد پشت هجده قدم و من بایه شوت کات دار توپ چسبوندم به کنج دروازه تیم فومن اون بازی رو دو صفر بردیم.

یه سری پرسش های شخصی و کوتاه هم داریم از شما. چند تا بچه دارید؟

یک دختر به اسم فرناز که دانشجو ترم آخر دکتری حقوق دانشگاه تهران

-حاضری دخترت با یک فوتبالیست ازدواج کنه؟

البته انتخاب که با خودش هست ولی چه اشکالی داره که دخترم با یک ورزشکار ازدواج کند برای من شخصیت و خانواده خیلی مهم تره.

-چرا نرفتی دنبال مربی گر؟

والله من با تمام احترامی که برای دوستان مربی خودم قائلم باید بگم مربیگری یک سری تواناییهای خاص خودش رو میخواد که من در توان خودم ندیدم واقعا کار من نیست.

-میزان تحصیلاتت چقدر اردشیر خان؟

من دیپلم برق هستم

-چه غذایی دوست دارید اردشیر خان؟

عاشق باقالی قاتوق و پلو کباب هستم

-چه ماشینی سوار میشی؟

یه پرشیا دارم و یه النترا منطقه آزاد

اگر برگردی به سن ۲۰ سالگی با این اتفاقات که برات افتاد باز میری دنبال فوتبال یا میای دنبال شغلت؟

اباز میام دنبال فوتبال چون عاشق فوتبال و سپیدرود هستم

-کدوم بازیکن خارجی رو دوست داری؟

پائلو مالدینی از گذشته و حال حاضر مسی

-کدوم بازیکن ایرانی رو دوست داری؟

سید جلال حسینی

-کدوم تیم ملی خارجی رو دوست داری؟

اسپانیا

-خاطره انگیزترین استادیوم؟

عضدی رشت

-کدوم مربی ایرانی روکه باهاش کارکردی دوست داری ؟

احمد آقا صومی

-کدوم مربی حال حاضر فوتبال ایرانی دوست داری؟

یحیی گل محمدی

-کدوم مربی خارجی رو دوست داری؟

کیروش واقعا یک جنتلمن و مربی کاربلد هست

-تلخ ترین خاطره زندگیت چی بود؟

فوت مرحوم هوشنگی

-شیرین ترین خاطره زندگی ؟

تولد دخترم فرناز

-تو کدوم بازی به خاطر تیمت گریه کردی؟

سپیدرود ملوان در انزلی که دو بر یک برنده شدیم

-کسایی که به نحوی عامل کنار گذاشتن فوتبالت شدن براشون نداری؟

من از هیچ کس دلخوری ندارم همون موقع همشون بخشیدم و از همه راضی هستم شاید خودم هم اشتباه کردم.

-چه پیامی برای بازیکن های نسل جدید سپیدرود داری؟

میخوام بهشون بگم پیراهن سپیدرود خیلی مقدس و هر کس نمی تونه به راحتی پیراهن سپیدرود رو تنش کنده ازشون میخوام حالا که افتخار پوشیدن لباس مقدس سپیدرود نصیبشون شده به تیمشون وفادار باشن مسئله مالی براشون الویت نباشه الویت فقط سپیدرود باشه درست که مسائل مالی مهم و باید بازیکن تامین بشه ولی خواهشا براشون سپیدرود و هوادار در الویت باشد.

-اردشیر خان ممنونم که وقتت رو در اختیار ما قراردادی پیامی برای همبازی هات نداری؟

در آخر میخوام یادی کنم از تمام عزیزانی که من در کنارشون بازی کردم و افتخار داشتم هم بازی این بزرگواران باشم آقایان حسن سرپناه، محمد احمد پور، سید علی محمدی، حجت طاهری، رضی مودب پور، حسین مشکین زر، مرحوم زرین صدف، رسول حقدوست، ایرج خوالی، ادیب قدسی، علی ناصح، حمیدرضا منصوری و بقیه دوستانم  که اگر نبودن اردشیر مالدینی وجود نداشت.

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت − 3 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.