وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

اطلاعیه باشگاه سپیدرود: تیشه به ریشه سپیدرود می زنند

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – در حالی که کمتر از 48 روز به آغاز مسابقات لیگ دسته اول کشور باقی مانده است، اما هنوزاداره کل ورزش و جوانان گیلان نه تنها نتوانست تکلیف تنها نماینده موفق استان در فصل گذشته را مشخص نماید بلکه با تعلل های بی دلیل و  فاقد توجیه در حال تیشه زدن به ریشه تنومند باشگاه سپیدرود نیز می باشد.

بنابراین گزارش، پس از یک ماه سکوت و دست دست کردن اداره ورزش و جوانان گیلان، صبح روز دوشنبه 31 خرداد ماه اطلاعیه ای با این مضمون روی خروجی سایت اداره ورزش گیلان فرستاده شد:

” روابط عمومی اداره کل ورزش و جوانان گیلان اعلام کرد : با توجه به عدم تمایل مالک و صاحب امتیاز باشگاه سپیدرود رشت برای ادامه فعالیت و حضور در عرصه فوتبال و تفویض اختیار از طرف مالک به اداره کل ورزش وجوانان گیلان ، بدینوسیله علاقمندان بخش خصوصی یا دولتی که تمایل به فعالیت در این عرصه را دارند میتوانند برای در اختیار گرفتن امتیاز این تیم در لیگ دسته اول فوتبال کشور به معاونت ورزشی اداره کل یا هیئت فوتبال گیلان مراجعه کنند.

متقاضیان از تاریخ صدور این اطلاعیه با داشتن پیشنهادات و مدارک مورد نیاز میتوانند اقدام کنند تا پس از بررسی های مراجع مربوطه مقدمات واگذاری امتیاز این تیم دسته اولی انجام پذیرد. “

این مزایده در حالی در آستانه مسابقات لیگ دسته اول از سوی اداره کل ورزش و جوانان اعلام شده است که انصراف مالک سپیدرود از تیم داری درست یک سال پیش روی داده است و مدیریت کنونی سپیدرود در تمام این یک سال توانست باشگاه را اداره کند و این تیم را از لیگ دسته دوم به لیگ دسته اول رهنمون سازد و کاملا پیداست که این اقدامی برای نابودی سپیدرود از سوی اداره ورزش و جوانان استان است.

علاوه بر آن مدیریت باشگاه سپیدرود در آذرماه 94 طی نامه ای از اداره ورش و جوانان گیلان درخواست نمود که هر چه زودتر تکلیف باشگاه را مشخص نماید اما بازهم به دلیل آنکه یک تیم لیگ دویی جدابیتی برای ورزش و جوانان گیلان نداشت بدون اینکه پاسخی به نامه فوق داده شود تنها با قول کلامی به مدیریت باشگاه اطمینان داده شد که اداره ورش و جوانان گیلان تمام قد پشت این تیم و مدیریتش باقی خواهد

photo_2016-06-20_12-00-38

پس از صعود سپیدرود و بالاگرفتن تلاش آقایان در ایجاد مشکل در روند آماده سازی باشگاه برای حضور پرقدرت در لیگ دسته اول، بازهم مدیریت سپیدرود با ارسال نامه ای به اداره ورزش و جوانان گیلان خواهان اعلام رسمی موضع آقای رهنما و محول کردن اختیارات باشگاه به مدیریت فعلی شد که بازهم با اطمینان کلامی مدیرکل ورزش و جوانان گیلان مبنی بر حمایت مطلق از مدیریت فعلی باشگاه، مدیریت و اعضای هیات مدیره سپیدرود را به سمت انجام آماده سازی باشگاه برای فصل آینده هدایت نمود.

photo_2016-06-20_12-00-45 photo_2016-06-20_12-00-48

photo_2016-06-20_12-00-42

حال جای این پرسش بزرگ است که چگونه می شود که در آستانه شروع تمرینات و فصل آماده سازی سپیدرود، پس از بیش از یک سال اداره ورزش و جوانان گیلان  به ناگاه از خواب انفعال بیدار گشته و به دنبال برگزاری مزایده با کیفیت فعلی ست؟!

آیا به جز آن است که این تصمیم در ذهن علاقه مندان تیم ریشه دار شمال ایران، آغاز ناخواسته کلید زدن سقوط و نابودی سپیدرود را متولی می سازد!؟

هرچند انگیزه مسئول ورزش استان از اقدامات صورت پذیرفته و شائبه ایجاد شوک به تنها باشگاه ورزشی موفق استان در فصل گذشته فوتبالی هنوز نامشخص و در پرده ابهام قرار دارد، اما امید است با درایت و تدبیر کارگزاران دولت در استان و شخص آقای استاندار این موضوع به سامان آمده و اکیداً از ادامه رفتار های چنین هیجانی جلوگیری به عمل آید.

اطلاعیه باشگاه سپیدرود: تیشه به ریشه سپیدرود می زنند
امتیاز به این پست

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

20 دیدگاه ارسال شده است

  • نیما ریاضتی گفت:

    رهنما آبای آخر تی کار بوکودی؟

    کور خوندی آقای بروسلی، این کار تو نیست، کار گنده تر از تو هم نیست

    شاخ فاکش

  • راد گفت:

    اگر اقای راهنما خوب فکر کند می تواند پس از 40 سال خدمت بزرگی به سپیدرود انجام دهد. آن نیز انتقال مالکیت باشگاه نه فقط به فرددلسوز بلکه به مدیر کاربلد فوتبالی است که بر خوردار از تمکن مالی باشد.
    به هرحال اقای پور محسن پس از چند سال مدیریت،خود را محق مالکیت سپیدرود می داند.

  • عباس گفت:

    رهنما توی تاتامی کار کرده و سریع جا خالی میده خوب ورزرشی که کرده و مدام به سروکله هم می زنن انجا دیگه جای فکر نیست فقط باید ضربه بزنه . تقصیر نداره بیچاره

  • سینا بچه سام گفت:

    بیچاره این هنزلچیا از تیم خودشون نا امید شدن میان تو سایت ما سرک میکشن اماده باخت مفتضحانه تو رشت هنزلی از ما باشید….

  • عماد گفت:

    به نظر من تعیین تکلیف شدن مالکیت و داشتن حامی مالی توانا و قدرتمند برای تیم بزرگی مثل سپیدرود کاملا لازم هست
    ولی امیدواریم با واگذاری این درایت رو داشته باشند که مدیریت عامل تیم رو تغییر ندهند و پورمحسن حفظ بشه

    اگر شهرداری هم تیم رو خرید هیات مدیره تغییراتی بدهند ولی مدیرعامل پورمحسن باشه که تیم دچار چالش نشود
    این مطالب هم یه مقدار لحنش تند هست

  • اشکان غایبی ساسانی/داماش+سپیدرود=رشت گروه رشتی های مقیم تهران/sarzaminekherad@ گفت:

    مشکل و معضل ورزش و فرهنگ و همه چیز گیلانی ناشی از دو عامله.بک دشمنی دشمنان و دوم خیانت خودی ها.
    به عنوان پثال یکیش مسعود رهنما و دیگری باز شدن پای امثال هدایتی به سپیدرود

  • اشکان غایبی ساسانی/داماش+سپیدرود=رشت گروه رشتی های مقیم تهران/sarzaminekherad@ گفت:

    من حاضرم تیمهای گیلانی برن توی محلات بازی کنن و صعود نکنن اما پای غریبه به این استان باز نشه و همه چی توی دست مردم خودم باشه.
    دم هر چی متعصب رشتی و گیلک گرم

  • omid گفت:

    من نمیدونم چرا هر وقت صعود میکنیم میریم تو حاشیه جمع کنین کاسه کوزتون رو فوتبال گیلان رو به گند کشیدین عرضه ندارین تیماتون رو حمایت کنین اون از ملوان و داماش اینم از این تیم

  • دنیا فقط رشت گفت:

    راهنما. اخر کاری میکنی که برگردی شهر خودت صومعه سرا گاوچرانی بکنی.

  • دنیا فقط رشت گفت:

    راهنمای بی … و وطن …. خیلی ترسیدی که سپیدرود کبیر بیاد به سطح بالاترفوتبال کشور و از تیم محبوبت ملوان جلو بزنه.چون از هوادارای فراوان و با تعصب و با غیرتش میترسی.دنبال نابودی تیم محبوب شهرمان هستی ولی راهنمای غربتی بدون ما پای همه روزهای سخت سپیدرودمان ایستادیم.رود خروشان سپیدرود جاری شده و امثال تورو از سر راه بر میداره.حالا بچرخ تا بچرخیم.از الان باید منتظر نوازشهای ما باشی.مرد ……………

  • کریم گفت:

    برای برخی آقایان مدیر سخت نگیرید من یک روانشناسم و مطلعمکه مشکل شخصیتی دارند . اختلال شخصیت مرزی یکی از شایع ترین انواع اختلالات شخصیت است و متاسفانه رو به فزونی است.

    افراد مبتلا به این اختلال، خودانگاره (خودپنداره‌ی) بسیار بی‌ثباتی دارند، روابط میان‌فردی‌شان نیز بسیار بی‌ثبات است. آنان معمولاً سابقه‌ی روابط شدید، اما پرآشوب دارند که معمولاً آرمانی‌کردن مفرط دوستان را شامل می‌شود اما بعداً به‌سرخوردگی و ناامیدی می‌انجامد.

    خشم شدید و نشانه‌های بی‌ثباتی عاطفی ویژگی های مهم این اختلال است.
    بی‌ثباتی عاطفی آنان همراه با سطح بالای تکانش‌گری، اغلب به رفتارهای خود ویرانگری منجر می‌شود.

  • مهدی گفت:

    اگر چه که شاید افراد دروغگو در کوتاه مدت بتوانند حقیقت را از دیگران پنهان کنند اما زمان آنها را رسوا خواهد کرد. و هیچ وقت حقیقت پنهان نخواهد ماند, اگرچه شاید مدت زمان طولانی پنهان بماند !!!

  • رضا داودی گفت:

    بي عرضه تر از مسئولين گيلاني من در ايران نديدم

  • عابدی گفت:

    این کار از رهنما قابل پیش بینی بود همه هیات ها سرگردانند سپیدرود هم مثل هیات ها

  • سپیدرود عشق گفت:

    برای دروغ در این دنیا باز خواست نمی شویم راحت دروغ می گویم. وعده دروغ می دهیم، سخن دروغ می گویم،گزارش دروغ ارائه می دهیم، دلایل غیر واقعی را می آوریم،

    اسمش را هرچه می خواهید بگذارید. می گویید فلانی خالی بند است و فقط عادت به وارونه جلوه دادن واقعیت دارد؟ می گویید پاچه خوار است و معتقدید دروغ نگفته و تنها بخشی از واقعیت را پنهان کرده است؟ نامش را هر کدام اینها که بگذارید، با فردی روبه رو هستید که می خواهد واقعیت را به شکلی که نیست جلوه دهد یا اگر بخواهیم رک و راست بگوییم، با آدمی روبه رو هستید که دروغ می گوید.

    اغلب ما به فراخور شرایط یا از سر عادت، هر روز دروغ می گوییم و اغلب ما در همان روز دروغگویی و دروغگوها را محکوم می کنیم. اینکه این عادت فراگیر که همه ما در مذمتش سخنرانی می کنیم از کجا آمده و برای ایستادن در برابرش چه باید کرد

  • قدیر گفت:

    به نظر بنده یکی از بارز ترین ویژگی های ایرانیان چاپلوسی ، نداشتن عزت نفس و دروغ گویی است به گونه ای که برای حفط موقعیت یا دستیابی به موقعیت های بهتر حاظرند دست به هر کاری بزنند این مسئله در چاپلوسی گاه و بیگاه مسولان و مدیران کاملا مشخص است. البته این موضع در بین مردم عادی نیز بسیار شایع است بگونه ای که می بینم مردم پشت و جلوی دوربین صداوسیما تا چه حد تفاوت موضع دارند.

  • احسان گفت:

    سلام دوستان عزیز. بدنهای سالم گاهی دچار بیماری می شوند و ممکن است صاحب آن بسیار رنجور و نا امید شود ولی بدن قوی این مشکل را پشت سر می گذارد و در این حالت گفته می شود بدن دچار عارضه شده است. مردم ما هم الان دچار بیماری و عارضه شده اند ولی ذات ملت ما سالم است و گذشته ما این را ثابت می کند. ما از مهلکه هایی مثل حمله نظامی و فرهنگی اسکندر و مغول سر سلامت بدر برده ایم و هشت سال جنگ را بدون شکست تمام کردیم. ما وارث افرادی چون فردوسی و سعدی و حافظ هستیم. بیماریهای ملت ما نیز روزی بهبود خواهد یافت به مدد مولی علی و هدایت صاحب الزمان.

  • هوشنگ گفت:

    سایت شما چرا علمی و رواشناختی شده پس منم هم می گم که یکی از مهم ترین دلایل دروغ گفتن، به عدم پذیرش برمی گردد. بعضی آدم ها از کودکی بیشتر با معیار ظاهری و بیرونی تعریف می شوند و با همین معیارها مورد ارزشیابی قرار می گیرند. متاسفانه در جامعه ما سنجیدن افراد براساس ظاهری که دارند، بسیار شایع است. در چنین حالتی اگر ظواهر دستخوش تغییر شوند یا از بین بروند، فرد در خود فرو می پاشد، چون احساس می کند ارزش هایش را از دست داده است.

    کسانی که توان پذیرش خطاها و خویشتن آسیب دیده را ندارند، به ظاهرسازی یا همان دروغ گرایش پیدا می کنند. اساسا پذیرش خود و دیگران زیربنای تمام مسائل روان شناختی است و اگرچه خود اختلال محسوب نمی شود ولی می تواند اختلالات اضطرابی و افسردگی را به وجود بیاورد.

  • آرتین گفت:

    صولا ما توبه فرمایانی هستیم که توبه نمی کنیم؛ به کامنت های همین مطلب نگاه کنید تا دستتان بیاید تا چه اندازه توبه فرما هستیم؛ من هم یکی مثل سایرین! بگذارید من هم دعوت به توبه کنم به این امید که پذیرفتن ایراداتمان سبب شود که بیماری را قبول کنیم و بعد از آن شاید به سراغ درمان برویم. چه کسی است که نداند دروغ گفتن بد است؟ شاید این بهترین مبنا برای محکوم کردن دروغگو باشد در حالی که این صفت قسمتی از خودمان را هم شکل داده است؛ همان جایی که برای دروغگویی به هر روشی متوسل می شویم … مثل زمانی که راه نیافتاده‌ایم اما در جواب مخاطب آن سوی تلفن همراه می گوییم: «تو راهم!» یا زمانی که …؛ حتما شما هم مثال های زیادی از این دست دروغ ها دارید که چون بخشی از روز مره مان شده اند، یا کوچک طبقه بندی می شوند یا اصلا دروغ نیستند! حالا بیایید به ویژگی های دیگری که بپردازیم که از دید عامه محکوم می شوند ولی شاید رایج هم باشند و البته احتمال ابتلای من و شما هم به آن وجود دارد: ریاکاری عملی مذبوح است که به هیچ وجه بدی هایش قابل چشم پوشی نیست، اما آیا از این عمل ناپسند در کارنامه اعمال ما رد و اثری نیست؟ آیا هیچ وقت نبوده که ویژگی مثبتی را به خود نسبت داده باشیم، در حالی که هیچ نشانه‌ای از آن در “من”مان وجود ندارد؟ زمانی که یک چیز دیگر می گوییم و در عمل کاملا متفاوت ظاهر می شویم؟ مثل دست هایی که ادعا داریم گرفته ایم، خیرهایی که رسانده ایم و یا … “کم کاری” هم البته زشت است اما غالبا فارغ از اینکه خودمان از این نظر در چه وضعی هستیم، روی انتقادمان را به سمت دیگران و شاید مسئولان نشانه رفته و به راحتی می گوییم: «کاری نمی کنند!»؛ انگار نه انگار که خودمان هم بارها دیر سر کار رفته و زود برگشته ایم و حتی ممکن است بارها جیم زده باشیم! “همه چیز را همگان دانند” اما گاه خیلی هایمان همین “همگان” می شویم تا پیچیده ترین نکات را به راحتی به تفسیر نشسته و البته نتیجه دلخواه بگیریم؛ خواه یک جلد کتاب در باره این موضوع خوانده باشیم و خواه از کسی حرفی شنیده باشیم که برایمان موثق است؛ اینجاست که به عنوان مثال بدون دکتر رفتن نسخه می پیچیم و حتی عملکرد پزشکان را هم زیر سوال می بریم، در حالی که در کلام کاملا بر تخصص تاکید می کنیم.

  • فرهاد گفت:

    آقای رهنما برای موفقیت سپیدرود خیلی تلاش کرد لطفا” این الفاظ را در مورد ایشان بکار نبرید. ایشان قبلا” هم گفت که سپیدرود را از دوران بچگی دوست داشته. من تعجب می کنم چرا بعضی کامنت ها تایید می شود.