وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

ایسنا/ توقف تیم فوتبال نفت و گاز گچساران در خانه

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – تیم فوتبال نفت و گاز گچساران در چارچوب رقابت های هفته دوم در دور دوم لیگ دسته دوم فوتبال کشورمقابل تیم سپیدرود رشت در خانه با نتیجه صفر بر صفر متوقف شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه کهگیلویه وبویراحمد تیم فوتبال نفت و گاز گچساران در این بازی که در استادیوم شهدای نفت گچساران برگزار شد، مقابل حریف خود متوقف شد.

تیم فوتبال نفت و گاز گچساران در چارچوب رقابت های هفته دوم در دور دوم لیگ دسته دوم فوتبال کشورمقابل تیم سپیدرود رشت در خانه با نتیجه صفر بر صفر متوقف شد.

دراین دیدار برای تیم نفت وگاز گچساران مجتبی فرهادی، بهزاد داوودی، حسام مقصودی، محسن یکه روستا، علی کرمی، اشکان بخشی، قائم اسلامی خواه، عباس کندل (از دقیقه ۷۷ سهیل صالحی)، سامان نورمحمدی (از دقیقه ۷۱ مهران غریبی)، رضا قیالی، نبی الله اسدی (از دقیقه ۸۳ علی حدادی فر) به میدان رفتند.

تیم نفت و گاز گچساران با کسب 31 امتیاز درمرحله نخست به عنوان تیم اول گروه سوم لیگ دسته دوم فوتبال کشور به مرحله دوم لیگ دسته دوم کشور راه یافت.

به گزارش ایسنا، تیم فوتبال نفت و گاز گچساران در میان جدول شش تیمی گروه دوم رقابت های فوتبال دسته دوم کشور با کسب دو تساوی در رده چهارم قرار گرفته است.

ایسنا/ توقف تیم فوتبال نفت و گاز گچساران در خانه
امتیاز به این پست

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

1 دیدگاه ارسال شده است

  • اشکان غایبی ساسانی/داماش+سپیدرود=رشت/ آیدی تلگرام @iranpersia اینستاگرام damashsepidrood گفت:

    در راستای همکاری با باشگاه سپیدرود رشت در ابعاد فرهنگی بر آن شدم تا در کنار اینکه سایت باشگاه به فعالیت های ورزشی می پردازد اینحانب نیز کار کوچک اما در بعد معنوی کاری ارزشمند انجام دهم و آن معرفی مشاهیر شهری هست که سپیدرود نیز از آنجا زاده شده.

    قسمت دوم//این قسمت استاد معین
    محمد معین در روز ۹ اردیبهشت ۱۲۹۷ در محله زرجوبرشت به دنیا آمد. پدرش شیخ ابوالقاسم از روحانیان شهررشت بود.[۵] بر طبق صفحهٔ اول دستخطی که وی دربارهٔ زندگی خود نوشته، تاریخ تولد وی ۱۷ رجب سال ۱۳۳۲ (قمری) برابر با ۲۱ جوزای سال ۱۲۹۳ است. در متن دانشنامهٔ دکتری سال تولَد وی ۱۲۹۱ ذکر شده‌است؛ ولی در نوشتهٔ قاب‌شده‌ای که در خانهٔ وی و در اتاق کارش به دیوار آویخته‌است تاریخ تولد او دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۲۹۷نوشته شده‌است.

    او که اولین فرزند خانواده بود، در سن شش سالگی مادرش را بر اثر بیماری حصبه از دست داد و پنج روز بعد از فوت مادر، پدرش نیز به سبب همین بیماری درگذشت. بیماری حصبه در رشت شیوع یافته و در آن سال ۲۸ هزارنفر را از بین برده بود.[۶] جد پدری او شیخ محمدتقی معین‌العلما که در سلک علمای روحانی بود، به تربیت وی همت گذاشت. محمد معین ترقیات علمی و معنوی خود را مدیون او می‌دانست. جد مادری او شیخ محمد سعیر نیز از علما و مدرسان علوم قدیمه بود.

    او در سال ۱۳۰۴ دوره شش ساله ابتدایی در دبستان اسلامی رشت را ظرف دو سال پایان رساند. دوره اول متوسطه را در دبیرستان نمره ۱ رشت (که بعدها به نام دبیرستان شاهپور خوانده شد) به اتمام رساند و دوره دوم متوسطه را در رشته ادبی در دبیرستان دارالفنون تهران به پایان رساند. در اوان تحصیل در دبیرستان، صرف و نحوعربی و بخشی از علوم قدیمه را نزد پدربزرگش و مرحوم سید مهدی رشت‌آبادی فرا گرفت. در سال ۱۳۱۰ دردانشسرای عالی در رشته ادبیات و فلسفه علوم تربیتی به تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۱۳ با نوشتن پایان‌نامه‌ای به زبان فرانسه در مورد شاعر فرانسوی «لوکنت دولیل» در رشته ادبیات و فلسفه به اخذ مدرک کارشناسی نایل شد.

    پس از طی دوره شش‌ماهه دانشکده افسری احتیاط، شش ماه اول سال ۱۳۱۴ را به خدمت افسری گذرانید و در مهر ماه آن سال به دبیری دبیرستان شاهپور اهواز منصوب شد. پس از سه ماه، ریاست دانشسرای شبانه‌روزی اهواز را یافت و در عین حال عضویت تحقیق اوقاف و ریاستپیشاهنگی و تربیت بدنی استان ششم به عهده وی بود. در همین ایام به وسیله مکاتبه آموزشگاه روانشناسی بروکسل، که تحت نظر Elmer Knowles روانشناس اداره می‌شد، ر «مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات پارسی» دفاع کرد. پایان‌نامه او با راهنمایی ابراهیم پورداوود با قید «بسیار خوب» پذیرفته شد و محمد معین به عنوان نخستین فارغ‌التحصیل دورهٔ دکتری ادبیات فارسی در ایران شناخته شد. از آن پس به سمت دانشیار و سپس به سمت استادکرسی «تحقیق در متون ادبی» در دانشکده ادبیات برگزیده شد.[۷] در ۱۳۲۱ ازدواج کرد که نتیجه آن ۴ فرزند می‌باشد. از آغاز سال ۱۳۲۵ شمسی که چاپ لغت‌نامه دهخدا طبق قانون، در مجلس شورای ملی آغاز شد، دکتر معین به همکاری علی‌اکبر دهخدا برگزیده شد. در دی ماه ۱۳۳۴ با موافقت علی‌اکبر دهخدا، سازمان لغتنامه از منزل شخصی دهخدا به مجلس شورای ملی منتقل شد و طبق وصیت نامه دهخدا، دکتر معین به ریاست امور علمی آن سازمان منصوب گردید. در اسفند ۱۳۳۶ سازمان مذکور به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران انتقال یافت و طبق اساسنامه مصوب شورای دانشگاه، ریاست سازمان لغت‌نامه به عهده دکتر محمد معین گذاشته شد. وی این سمت را تا آخرین روزی که دچار سکته گردید به عهده داشت.

    درگذشتویرایش

    وقتی دکتر محمد معین، پس از چند سال بیهوشی درگذشت، از خیل عظیم دانشگاهیان و دانشجویانی که او را می‌ستودند، فقط عده معدودی که از شمار انگشتان دست کمتر بودند در مراسم تشییع پیکر او شرکت کردند.»
    فرهنگ فرهی، روزنامه‌نگار پیش‌کسوت ایرانی.[۸]

    «

    »

    محمد معین در ۹ آذر ۱۳۴۵ پس از بازگشت از ترکیه، در دفتر گروه زبان و ادبیات فارسی، سکته کرد و پنج سال آخر زندگی‌اش را در حالت اغما گذراند.[۹]

    وی را جهت معالجه بیشتر در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۴۶ به کشور کانادا منتقل کردند؛ ولی چون بهبودی در وضعیت او مشاهده نشد، در ۱۵ آبان ۱۳۴۶ به ایران بازگردانده شد و در بیمارستان فیروزگر بستری شد. دکتر محمد معین در روز ۱۳ تیرماه ۱۳۵۰ در همان بیمارستان درگذشت.[۱۰]

    در مراسم خاک‌سپاری محمد معین، عده‌ای بسیار معدود شرکت داشتند که با توجه به شخصیت ادبی شناخته‌شده جهانی او، رنجش بسیاری از فرهنگ‌دوستان آن زمان را بر انگیخت. ابوالقاسم انجوی شیرازی در فردای روز تشییع جنازه، مقاله‌ای انتقادی با عنوان «تهران بمیر» در روزنامه اطلاعات انتشار داد و این تشییع جنازه را از سر گِلِه از فرهنگ‌دوستان با تشییع جنازه مهوش مقایسه کرد.[نیازمند منبع] هم‌چنین دکتر عنایت در یکی از سرمقاله‌هایش نوشت: «تهران مرگ محمد معین را حس نکرد».[۱۱]

    با این همه دکتر مهدخت معین فرزند دکتر محمد معین پس از سال ها در گقتگویی با حامد داراب که روزنامه شرق آن را منتشر کرد؛ شرکت عده معدود در مراسم خاک‌سپاری پدرش را تکذیب نمود.[۱۲]

    همسر محمد معین، مهین امیرجاهد نیز که طی چند سالی که دکتر معین در بستر بیماری بود، از وی پر

    ستاری نمود در تاریخ ۸ آذرماه ۱۳۹۲ خورشیدی در آستانه اشرفیه درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد.[۱۳][۱۴]