وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

تاثیر کارلوس بر ادبیات کریمی؛ راه های بهتری هم برای اصلاح هست!

فرهیختگان / مرتضی موسوی زنوز دبیر گروه ورزش

حالا هم روی سخن ما با علی کریمی سرمربی تیم سپیدرود رشت است، او باید بداند که این همه انتقاد و دعوای یک‌طرفه راه به جایی نخواهد برد.

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود – هر چقدر سعی می‌کنم در قبال حرف های بیش از حد معمول، نامتعارف و اعجوبه فوتبال ساکت باشم، نمی توانم. نمی توانم چون احساس خوبی نسبت به علی کریمی دارم و همه فوتبالی‌ها و عاشقان فوتبال در مورد او دارند.

اما با حرف و حدیث های امروزی او که در کانال تلگرامی اش مطرح می‌شود و بی محابا و بدون ملاحظه فدراسیون نشین‌ها و علی الخصوص مهدی تاج و محمد‌رضا ساکت را زیر شدید‌ترین انتقاد‌ها و گاه تهمت ها قرار می‌دهد مجبوریم نکاتی را یادآور شویم تا سرمربی موفق سپیدرود رشت به جای پرداختن به انتقاد بی‌رحمانه به فدراسیون نشین‌ها، کمی هم به آینده تیمش و سرنوشت آن بیندیشد و وقت بگذارد.

سپیدرود رشت از روزی که جشن ماندن در لیگ برتر را گرفت و خیالش از سقوط نکردن به لیگ یک راحت شد، ثابت کرد که قابلیت حضور در این لیگ حرفه‌ای و جنگیدن با بزرگان آن را دارد. به همین دلیل هم سرمربی این تیم نباید سر‌به‌سر کسانی بگذارد که قدرت حاکم بر فوتبال به‌حساب می‌آیند و می‌توانند از هر چیزی بهانه‌ای برای از صحنه خارج کردن افراد و تیم‌ها بتراشند. این را به منزله ترس از رئیس فدراسیون فوتبال و همکارانش نگذارید.

گاهی شده که در همین روزنامه بیشتر و بی‌رحم‌تر از علی کریمی به فدراسیون تاخته‌ایم و اگر لازم باشد و موضوعی خلاف مقررات و شئونات فوتبال در این محیط روی دهد باز هم از موضع انتقادی به موضوعات خواهیم پرداخت و تعارفی هم با کسی نداریم.

 همه چیز از بلیت اکونومی شروع شد

همه چیز از دریافت بلیت اکونومی برای علی کریمی توسط مسئولان تیم ملی شروع شد. کریمی تازه از سوی کارلوس کی‌روش به‌عنوان دستیار دعوت به کار شده بود و چند ماهی در کنار او مربیگری می‌کرد. مشکلی تا آن زمان وجود نداشت و کارلوس و کریمی هر دو راضی از هم و در کنار هم برای تیم ملی وقت می‌گذاشتند و تلاش می‌کردند.

کارلوس از اینکه یک بازیکن محبوب هواداران را در کنار خود داشت خوشحال بود. کریمی هم از اینکه بدون گذراندن دوره‌های تخصصی و کسب تجربه از میادین کوچک مربیگری و بدون واسطه یک‌شبه مربی تیم ملی فوتبال ایران شده بود کاملا راضی و خشنود بود. حدود ۶ ماهی به همین منوال گذشت تا اینکه تیتر روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها خبر از تیره شدن روابط کی‌روش و کریمی دادند.

دلیل آن مربوط به بلیتی بود که به‌قول خود جادوگر در شأن او نبود و بی‌احترامی به وی قلمداد می‌شد. گویا مسئولان تیم ملی فوتبال برای سفر به استرالیا بلیت‌هایی را تهیه کرده بودند که با هم فرق داشت. بلیت‌های بازیکنان و تعدادی از همراهان اکونومی بود و بقیه هم بلیت فرست‌کلاس داشتند. وقتی کریمی با این شیوه تبعیض از سوی کی‌روش مواجه می‌شود تصمیم به اعتراض می‌گیرد و به همین خاطر نیز عطای ماندن در تیم ملی را به هر بهایی به لقایش می‌بخشد.

تا اینجا حق کاملا با علی کریمی است و بارها رسانه‌ها از این‌گونه تبعیض‌ها و تفاوت قائل شدن‌های کی‌روش هم‌نظر با او گلایه کرده‌اند که البته راه به جایی نبرده است. اما بهتر بود کریمی به‌جای قهر و جدایی راه مسالمت‌آمیزی را در پیش می‌گرفت تا امروز شاهد حضور افراد جدید و غیر ایرانی در کنار کی‌روش نباشیم.

اسم کریمی هم در کنار تیم ملی اعتبار بود و می‌توانست کمک بسیاری به این مجموعه کند. به‌هرحال این اتفاق افتاد و کریمی در اولین حضور در عرصه مربیگری را با بدشانسی و شاید هم بی‌تدبیری آغاز کرد. البته در تعصب و درستی و سلامت او هیچ شکی نیست.

 دو سر باخت در نفت تهران

مدتی از جدایی علی کریمی از تیم ملی گذشته و وی در پی اثبات خودش بود تا بتواند به نوعی خود را به رخ بکشد و نشان دهد که می‌تواند در امر مربیگری موفق شود و حرف های زیادی برای گفتن دارد. نفت تهران موقعیت تازه ای بود تا او خود را دوباره بیازماید. این‌بار البته در پست سرمربیگری که حرف و حدیث های زیادی برای او داشت.

عده‌ای کم تجربگی او را در این عرصه نشانه گرفته بودند و سرمربیگری بدون گذراندن دوره‌های عملی و پشت سر گذاشتن کلاس‌های مربوطه را عاملی برای عدم موفقیت احتمالی‌اش می‌دانستند. اما کریمی با این حرف‌ها تکانی نخورد و نفت تهران را بهترین موقعیت برای تست خودش در امر سرمربیگری می‌دانست.

با توجه به روحیه‌ای که از کریمی می‌دانیم، از پیش یقین داشتیم که او با این تیم به توفیقی دست نخواهد یافت. چون مشکلی که مالک باشگاه داشت و شرایط حاکم بر مدیریت و تشکیلات این تیم، نشان می‌داد که به زودی این تیم از هم خواهد پاشید و در این میان تنها علی کریمی ضرر خواهد کرد. چنین نیز شد و کریمی خیلی زود با مدیر تیم به مشکل خورد و این درگیری و اختلاف موجب حاشیه‌های بسیاری شد که جزئیات آن را خوانده‌ا‌ید.

علی کریمی در اظهارنظری عجیب اعلام کرد: «تنها تغییر تیم نفت، تغییر نام مالک باشگاه است و وضعیت این تیم نسبت به گذشته هیچ تفاوتی نکرده است.»

این امر پاسخ مالک باشگاه را در پی داشت و در حالی که یک روز از نخستین پیروزی این تیم با علی کریمی گذشته بود و بازیکنان این تیم در تهرانسر مشغول تمرین ریکاوری پس از دیدار با سپاهان بودند، از استعفای جادوگر پیش از بازی مقابل سپاهان خبر داد و پس از اینکه کریمی چنین موضوعی را تکذیب کرد، مالک باشگاه متن پیامکش با او را در کانال رسمی باشگاه منتشر کرد.

جالب اینکه هنوز حرف استعفا از دهان کریمی خارج نشده بود، از مذاکراتش با گزینه‌های خارجی خبر داد تا کریمی با این اقدام غیر‌حرفه‌ای مواجه شود. به هر حال دومین ضربه بر پیکر جادوگر وارد شد و کریمی در مواجهه با یک مدیر کارنابلد تنها راه را جدایی دید و با جنجالی که در این زمینه راه افتاد، کریمی از این تیم هم جدا شد.

 تاثیر خسارت‌های قبلی و باز هم دعوا

وقتی اسم علی کریمی به جای نظر‌محمدی و امید روانخواه برای هدایت سپیدرود رشت مطرح شد، خیلی ها باز هم نظر مخالف دادند و گفتند که خیلی زود دعواهای او شروع می‌شود و بالاخره یک نفر مورد خطاب کریمی قرار خواهد گرفت. این گونه هم شد و وقتی خیال او از عدم‌ سقوط تیم به لیگ یک راحت شد، آتش اختلافات جادوگر با مدیر این باشگاه هم زبانه کشید و دامنه آن روی جلد روزنامه ها و خبرگزاری ها هم ادامه یافت.

کاری به‌علت اختلاف و مشکلات فی‌مابین کریمی با مدیر سپیدرود نداریم. اما اینکه علی کریمی مرد محبوب سکوها چرا نمی‌تواند یا نمی‌خواهد دست از لجاجت و دعوا بکشد مورد سوال ماست. اختلاف کریمی با مدیر باشگاه گیلانی حتی از گستره باشگاه فراتر رفت و به مجلس شورای اسلامی و نماینده گیلان هم کشیده شد.

با توجه به اینکه نماینده گیلان از مدیر باشگاه حمایت کرده بود و حل مشکلات را مستلزم زمان می‌دانست، همین حرف‌ها دستمایه حمله کریمی به این نماینده و حرف‌هایی بین آنها رد و بدل شد که قبلا شنیده‌اید.

 صلح بطلب پیروز شو

همان گونه که در ابتدای این مطلب ذکر شد، رفتارهای تبعیض آمیز کارلوس کی‌روش با اطرافیانش منجر به ایجاد اختلاف دامنه داری شد که هنوز هم ادامه دارد. کی‌روش خود را تافته جدا بافته از جامعه می‌داند و هر‌ کجا دلش خواست و به هر کس که دوست داشت حمله می‌کند و همه را از دم تیغ می‌گذراند و از همه بیشتر هم این مهدی تاج رئیس فدراسیون فوتبال است که تاکنون دم فرو بسته و پاسخی به گستاخی های سرمربی تیم ملی نداده است.

هر چند به‌نظر می‌رسد این سکوت بیشتر از پاسخ‌های تند، روی کارلوس اثر گذاشته است. ضمن اینکه در شرایط فعلی و حضور در جام‌جهانی ۲۰۱۸ روسیه بهتر آن است که پاسخ به توهین‌ها و تهمت‌های او را نسبت به اهالی فوتبال مخصوصا مربیان ایرانی لیگ برتر به بعد از جام‌جهانی موکول کنیم.

حالا هم روی سخن ما با علی کریمی سرمربی تیم سپیدرود رشت است که افتخار نگه داشتن این تیم را در لیگ برتر یدک می‌کشد. او باید بداند که این همه انتقاد و دعوای یکطرفه راه به جایی نخواهد برد. البته از مناظره او با ساکت و ثابت شدن حقانیتش استقبال کردیم اما حالا هم نمی پذیریم که حرف حق همیشه و در همه حال و با هر ادبیاتی باید گفته شود.

از قدیم گفته‌اند: «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد». ما هم می‌دانیم که او دلسوز و مخالف فساد، تبانی و تبعیض است. اما این گونه تاختن در فضای مجازی و حمله به مسئولان راه درستی نیست.

راه های بهتری هم است که باید دسته بندی شوند. مبارزه راه و رسم خود را دارد و گاهی با درخواست یک صلح خوب می‌توان پیروز میدان لقب گرفت.

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

4 دیدگاه ارسال شده است

  • فرامرز گفت:

    شما کیو کجا به فدراسیون به بی رحمی تاخته اید دوست عزیز . در مورد همین فرست کلاس چه چیزس گفتید در مورد ضرر و زیانی که فدراسیون به باشگاهها بابت قرار دادهای تبلیغاتی وارد کرد چه گفتید کجا نوشتید که فدراسیون نشین ها نباید همه از یک شهر باشند کجا نوشتید که انتخابات رِیس هیِت استانهاهدایت شده است کجا………

  • فرهادسپیدرود گفت:

    ازین متنی که نگارنده محترم قلم زدند فقط به این نتیجه میرسیم که باید مترسک و بله قربان گو بود و آلت دست فدراسیون نشینها… خصلت هایی که در شخصی بنام علی کریمی نمیتونید پیدا کنید..در همه مواردی که کریمی اعتراض داشته و حتی ایجاد جنجال شده کاملا حق با کریمی بود و هست ..

  • نیما گفت:

    این متن رو فقط یک بزدل میتونه تهیه کنه .

  • کیوان گفت:

    نمیدونم دلمون باید برای کجای گیلان بسوزه؟مدیرای نالایق؟دزدی های فراوان؟ملوان لیگ یکی؟پل جانبازان افتاح شده بعد از هفت سال؟واقعا دنبال چی هستین؟اینقدر صدامون در نیومده که الان صدای حق رو خفه میکنین،علی کریمی فقط یه اسم نیست،صدای اعتراض مردم گیلانه به مدیرای ناکارآمد و ابله