وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

دیالکتیک شکست و پیروزی

محمدرضا شعبان علی

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود – بازی های هفته هفدهم لیگ برتر فوتبال ایران با شکست سپیدرود در مقابل تیم ته جدولی سیاه جامگان به پایان رسید . البته تحلیل این شکست به میدانی برای نقد شخصیت مربیان و بازیکنان و … بدل شده و فضای عمومی را تحت تاثیر قرارداده است.

یادداشت زیر با هدف تبیین موضوع شکست و پیروزی در فوتبال و چگونه برخورد با آن به رشته تحریر درآمده و امیدوار است که مورد توجه هواداران پرشمار و مشتاق، ارتش سرخ گیلان قرار گیرد.

شکست خوردن یک رویداد است اما شکست خورده بودن یک ویژگی است . شکست «درد» دارد. دست‌کم تجربه‌  آزاردهنده‌ای است؛ چیزی که بسیاری از ما تمام تلاش‌مان را می‌کنیم تا با آن روبه‌رو نشویم. گاهی تأثیرات یک شکست می‌تواند تا مدت‌های طولانی باقی بماند و در ذهن ما، رد پایش را به جا بگذارد و یک مانع ذهنی ایجاد کند که باعث شود به سختی بتوانیم بر آن غلبه کنیم.

وقتی شکست می‌خوریم، معمولا به فکر فرو می‌رویم، به دنبال معنای جدیدی هستیم و جواب‌ها و راه‌حل‌های ممکن و بالقوه را برای رسیدن به اهداف‌مان بررسی و کشف می‌کنیم. در حقیقت، شکست بخشی ضروری از مسیر رسیدن به اهداف‌مان است. شکست، به عنوان نوری هدایت‌کننده در زندگی ما عمل می‌کند و مانند آب و خاک که فرساینده‌های مهربان طبیعت هستند‌، آبدیده‌مان می‌کند و نقش مهمی در بهبود تک‌تک فعل و انفعالات بعدی و جریان زندگی‌مان دارد.

اما هر چقدر هم که در مورد اهمیت شکست در زندگی دلیل و برهان بیاوریم، در مواجهه با آن، آن‌قدر درگیر ناراحتی‌هایش هستیم که به سختی می‌توانیم منفعتی در آن ببینیم. وقتی تمام آن چیزی که از شکست می‌بینیم و درک می‌کنیم، درد و شکنجه است، غلبه بر شکست برای رسیدن به اهداف و آرزوها دشوار می‌شود.

راه‌های زیادی برای غلبه بر شکست و رسیدن به اهداف‌مان وجود دارد اما همه‌ این راه‌ها نیازمند ایجاد یک تحول اساسی در طرز فکر ما هستند. لازم است افکارمان را در جهت درستی هدایت کنیم و بذر موفقیت را بکاریم تا محصولش را برداشت کنیم . ما آدم‌ها در دنیای امروز دوست داریم فورا به نتیجه برسیم و راضی شویم؛ چیزهایی را می‌خواهیم و فورا هم می‌خواهیم!

ما آن‌قدر به گرفتن نتایج فوری عادت کرده‌ایم که درک نمی‌کنیم برای رسیدن به هدفی قابل توجه و چشمگیر، تا چه حد کار و تلاش و پشتکار و برنامه ریزی لازم است . به مقصد رسیدن زمان‌‌بَر است، اما طی این زمان و همان‌طور که مسیر رسیدن به هدف را طی می‌کنیم، شخصیت‌مان ساخته می‌شود و به شناخت‌های جدید دست می‌یابیم، حتی شاید معنای عمیق‌تری در روند فعالیت خود کشف کنیم.

ذهن انسان برای دور ماندن از درد و ناراحتی، بی‌وقفه کار می‌کند و خستگی‌ناپذیر است و در واقع هر کاری می‌کند تا از هر نوع دردی در هر اندازه‌ای که هست جلوگیری کند.

بخشی از رنج و عذاب شکست ، مربوط به افرادی است که به ما می‌گویند : «من گفتم که چنین است» یا « باید به حرف ما گوش می‌دادید» و … منفی‌باف‌ها و منفعت طلب ها همیشه با تمام توان‌شان در اطراف‌ مان هستند تا از دید خودشان از ما انتقاد کنند اما نباید به آنها گوش داد حرف‌ها و غُر زدن‌هایشان را نشنیده گرفت تا بتوان به شکست‌ به چشم یک تجربه‌ ارزشمند نگاه کرد…  همیشه کسانی هستند که از شکست‌ها و عدم موفقیت‌ ما خوشحال شوند، اما دوستان و هواداران واقعی هم داریم که از شکست ما  ناراحت و پیروزی‌های مان را جشن می‌گیرند و با تشویق‌هایشان به ما انگیزه می‌دهند تا به هدف‌های مان برسیم.

هرچند شکست می‌تواند دشوار باشد، اما زمان خوبی برای جست‌وجوی نشانه‌هاست؛ یک ترازوی خوب برای شناخت وزن آدم ها !؟ موفقیت سرنخ‌هایی دارد. باید دنبال‌شان بگردیم تا پیدایشان کنیم . بیشتر افراد یا باشگاه ها ، بنگاه ها و سازمان های موفق ، بارها و بارها شکست خورده‌اند، اما قابل توجه‌ترین وجه تمایزشان این است که هرگز دست از تلاش منسجم و برنامه ریزی شده برنداشته‌اند. موفق‌ترین‌ها، روحیه‌  سرسختی در تسلیم‌ناپذیری و پشتکار دارند.

شکست باید فرصتی باشد تا از اشتباهات‌مان درس بگیریم و تجربه کسب کنیم. اگر بتوانیم از این دانش و تجربه بهره ببریم، مهارت کسب کنیم و رو به جلو حرکت کنیم، اتفاقات شگرفی روی خواهند داد. ما از راه‌های مختلفی می‌توانیم از شکست‌هایمان درس بگیریم، اما لازمه‌اش این است که به شکست و عدم پیروزی‌مان بی‌طرفانه و واقع‌بینانه بنگریم؛ درست مانند کسی که از بیرون به ماجرا نگاه می‌کند.

باید از خودمان بپرسیم چرا شکست خوردیم؟ کجای کارمان اشتباه بود؟ چه اقدام متفاوت دیگری می‌توانستیم انجام دهیم؟ آیا ایراد از کوچ بازیکنان، سیستم بازی ، مشکلات روانی ، شرایط آب و هوایی ، غرور و کوچک انگاری حریف و یا قدرت بالاتر رقیب  بوده است؟ آیا به این دلیل شکست خورد‌یم که از مورد مهمی غفلت کردیم؟ طبیعی است همان قدر که ما تلاش می کنیم برنده بازی باشیم رقیب نیز چنین دیدگاهی دارد و دست و پا بسته نیست و با تمان توان فکری و لجستیکی به جنگ مان می آید . اگر نگاه‌ مان کاملا واقع‌بینانه باشد تا از اتفاقی که افتاده  درس بگیریم به تحقیق می‌توانیم بر شکست غلبه کنیم و به آرمان‌ مان برسیم.

سپیدرود رشت یک تیم آماده و مبارزه جوست و این مبارزه‌جویی یک فرمول دارد؛ متعادل است و از افراط و تفریط خودداری می کند . سپیدرود ضمن این که یک تیم مهارت محور است ،  نتیجه محور نیز هست ؛ یعنی هم به بازی های تکنیکی و اصولی و هجومی اهمیت می دهد و هم به نتایج بازی ها فکر می کند و اصولا مهارت تیمی خود را برای کسب نتیجه بکار می گیرد…

اما چیزی که به درد ما می‌خورد این است که بعد از هر شکست، به این فکر کنیم که مقابله با مشکلات بیشتر به مهارت در حل مسائل ربط دارد و از کاه ، کوه نسازیم و نسازند و مسایل را اغراق آمیز جلوه ندهند .  ملک ری همیشه هست اما به تو نمی رسد!؟

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

1 دیدگاه ارسال شده است

  • فرزاد گفت:

    بجا اینکه راههای شکست دادن حریف رو یاد بگیریم یاد بگیریم چطور نبازیم
    من نمیدونم چرا تیم تو اول بازی اینقدر استرس داره
    فقط میگم خدا خودش کمک کنه