رشت رویایی ، محمد غلامیپور
وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – حسین کعبی یکی از دوست داشتنیترین بازیکنان فوتبال کشور است که طرفداران فوتبال خاطرات زیادی از او دارند. هر چند نام کعبی به خاطره لگد او به لوئیس فیگو در جام جهانی گره خورده اما خودش از آن صحنه به عنوان یکی از تلخترین اتفاقات ورزشیاش یاد میکند.
کعبی در تمام ردههای سنی تیم ملی بازی کرده و یکی از بیشترین تعداد بازیهای ملی در تاریخ فوتبال ایران را دارد. او با پرسپولیس روزهای درخشانی داشت و توانست جام قهرمانی لیگ برتر را با این تیم تجربه کند.
هرچند بسیاری معتقد بودند که او میتوانست در اروپا یکی از بهترین لژیونرهای ما شود اما تجربه بازی در لسترسیتی انگلیس برای او با بدشانسی همراه بود تا خیلی زود به لیگ ایران برگردد. او با وجود آمادگی خوب به طور ناگهانی از فوتبال ایران ناپدید شد و دو سالی از او خبری نبود تا اینکه به عنوان مهمان برنامه نود به روی آنتن شبکه سه رفت تا یکی از برنامههای پر حرف و حدیث عادل فردوسیپور را بسازد.
او در صحبتهای خود به نقش دلالها در فوتبال ایران اشاره کرد و خداحافظی خود از فوتبال را به دلیل باج ندادن به دلالها عنوان کرد. بعد از برنامه نود بود که خبر پیوستن او به سپیدرود بر روی خروجی سایتها رفت تا طرفداران او از حضور دوباره او در فوتبال خوشحال شوند. او حالا به یکی از مهرههای اصلی سپیدرود و علینظرمحمدی تبدیل شده و بازیهای خوبش برای سپیدرود نقش زیادی در صدرنشینی این تیم در لیگ یک داشته است.
حالا حسین کعبی یکی از محبوبترین بازیکنان سپیدرود روی سکوهای عضدی است و تماشاگران علاقه زیادی به او دارند. رابطه طرفداران با کعبی یک رابطه دو سویه است و او هم توانسته ارتباط صمیمانهای با طرفداران برقرار کند؛ به شکلی که حالا خیلیها او را یک رشتی میدانند.
باید گفت، حسین کعبی یک جنوبیِ شمالی است که به عنوان شهروند افتخاری رشت از جایگاه ویژهای بین هواداران برخوردار است. به همین دلیل به سراغ او رفتیم تا درباره مسائل مختلفی همچون بازگشت دوبارهاش به فوتبال، زندگیاش در رشت، نقش دلالها و وضعیت سپیدرود صحبت کنیم که در ادامه میخوانید.
شما یک فصل رویایی در پرسپولیس داشتید. کمتر بازیکنی با یک فصل حضور در پرسپولیس توانسته از چنین جایگاهی بین هواداران برخوردار شود. اگر به گذشته برگردید باز هم از پرسپولیس جدا می شوید؟
ببینید، کیفیت و جذابیت فوتبال به همین چیزها است. این مسائل بخشی از واقعیت جداییناپذیر فوتبال است. اگر الان از من بپرسید، خواهم گفت: اول و آخر برای من پرسپولیس است. همیشه در قلب من جا دارد تا ابد. شرایط فوتبال برای یک فوتبالیست حرفهای به شکلی است که هرکجا شرایط خوب باشد و پول خوبی بدهند، میرود قرارداد میبندد. الان شرایط فوتبال ما به شکلی شده که هر کجا پول خوب بدهند، بازیکن هم دنبال آن میرود. چون باید این واقعیت را بپذیرید که فردا اگر فوتبال این بازیکن تمام شود، دیگر کسی نمیگوید مرده است یا زنده. با همه این حرفها یک بار دیگر میگویم، پرسپولیس تا روز آخر برایم پرسپولیس است.
شما یک نیم فصل در پرسپولیس بودید و بعد از آن به تیم لسترسیتی در لیگ جزیره رفتید. همه در انتظار درخشش کعبی در انگلیس بودند اما خیلی زود دوباره به ایران بازگشتید. در مورد این تجربه توضیح دهید؟
متاسفانه بدشانسی من باعث شد تا هفته پنجم آی.تی.سی من صادر نشود. بعد از آن توانستم ۶ بازی برای لستر انجام دهم. شرایط برای من از هر نظر خوب بود تا اینکه مدیرعامل باشگاه با سرمربی دچار اختلاف شد و او را اخراج کرد. بعد از آن کسی که جانشین شد، شناختی از من به عنوان یک بازیکن آسیایی نداشت و همین عدم شناخت موجب شد به من اعتماد نکند. به همین دلیل تصمیم گرفتم مجدداً به ایران و تیم خودم برگردم که خوشبختانه همان سال با پرسپولیس قهرمان شدیم.
شما ۲ سال از فوتبال دور بودید. بازگشت شما به فوتبال هرچند در لیگ یک بود اما خیلی از هواداران به خصوص پرسپولیسیها را خوشحال کرد. به نظر میرسد آن جایگاهی که در بین سکوهای آزادی داشتید، در حال حاضر در عضدی دارید. راز این محبوب قلبها بودن چیست؟
راستش من قصد برگشتن به فوتبال را نداشتم. شاید خیلی زود فوتبال را کنار گذاشتم اما به خاطر شرایط خانوادگی که داشتم و بعد از فوت برادرم در سال گذشته، متاسفانه نتوانستم از لحاظ روحی و فکری خودم را بازسازی کنم و همین مسئله باعث شد از لحاظ فوتبالی با مشکل روبرو شوم. اما با صحبتهایی که با دوستان داشتم، فکر کردم اگر به فوتبال برگردم برایم بهتر است.
اما خیلی برایم سخت بود که با دلالها رابطه ایجاد کنم یا به دلالها پول بدهم. از روز اولی که فوتبال را شروع کردم نه به دلالی پول دادم، نه تماشاگری را خریدم و نه به هیچ بنی بشری رشوه دادم. فقط به خدا توکل کردم و گفتم اگر بخواهد بخواهد و پیشنهاد خوبی داشته باشم، به فوتبال برخواهم گشت. خدا را شکر بعد از اینکه به برنامه نود دعوت شدم و جا دارد از همین جا از عادل فردوسیپور تشکر کنم، مستقیم به مشهد و به زیارت امام رضا رفتم.
آقای نظرمحمدی همان روز به من زنگ زد و گفت، میتواند به من کمک کند و مراتب حضورم در سپیدرود را فراهم کند. به او گفتم، به زیارت امام رضا میروم و هر چه خدا بخواهد با جان و دل قبول میکنم. خدا را شکر بعد از دو روز تصمیم گرفتم پیشنهاد سپیدرود را قبول کنم و با این تیم قرارداد ببندم.
فکر کردم سپیدرود تیم ریشهدار و محبوبی است و مثل پرسپولیس از هواداران متعصب و پرشوری برخوردار است. صادقانه میگویم الان که دارم در سپیدرود بازی میکنم، واقعاً لذت میبرم. فقط و فقط یک آرزوی ورزشی دارم که شاهد صعود سپیدرود به لیگ برتر باشم تا مردم رشت و این هواداران عزیز مثل من لذت ببرند و خوشحال شوند.
تمام دغدغه من خوشحال کردن هواداران سپیدرود است. خیلی خوشحالم که بعد از دو سال به فوتبال برگشتم و بازگشت خوبی داشتم. به خاطر طرفداران و هواداران عزیز رشتی است که من دارم بازی میکنم. آنها تمام قد در طول فصل از من حمایت کردند و محبت آنها را فقط و فقط باید با صعود به لیگ برتر جبران کنیم.
کمتر بازیکن غیربومی توانسته در تیمهای گیلانی مثل سپیدرود و ملوان محبوب شود.
اولین دلیل این لطف و محبت هواداران، کمکها و حمایتهای بازیکنانی است که کنار من در سپیدرود بازی میکنند. سپیدرود تیمی است که هم بازیکن باتجربه دارد هم بازیکن جوان. من در وهله اول ممنون بازیکنان با تجربهای هستم که پشت من هستند و به من کمک میکنند. ما با هم رابطه صمیمانه و مثبتی داریم. از صمیم قلب ممنون هواداران سپیدرود و مردم رشت هستم که دارند از من حمایت میکنند.
تمام سعی و تلاش من این است که با جان و دل برای مردم رشت بازی کنم. تمام سعی و تلاش من این است که این تیم به لیگ برتر برود. البته من به تنهایی کارهای نیستم. ما به معنای واقعی یک تیم هستیم. حسین کعبی یک نفر نیست بلکه حسین کعبی یک بخش از تیم سپیدرود است.
ما همه دست به دست هم دادهایم تا هواداران را به آرزویی که دارند، برسانیم. اگر حسین کعبی در ورزشگاه تشویق میشود، این تشویق برای کل تیم است. همه بازیکنان و کادر فنی از من حمایت کردند تا بتوانم خودم را به هواداران ثابت کنم. ثابت کنم که من سپیدرودی هستم و هیچ هدفی جز موفقیت و پیروزی سپیدرود ندارم. از کادر فنی بسیار ممنونم که به من ایمان داشت و از من حمایت کرد. اگر هوادار، طرفدار حسین کعبی است، مطمئن باشید حسین کعبی خودش طرفدار این هواداران است که هرگز ما را تنها نگذاشتند. مطمئن باشید روز به روز نمایش بهتری از کعبی خواهید دید.
قبل از اینکه به سپیدرود بیایید، از رشت و تیم سپیدرود آشنایی داشتید؟
اتفاقاً من شمالی هستم. میشود گفت یک جنوبی، شمالی هستم. بیش از ۱۰-۱۵ سال است که با آقای عشوریزاد رفیق فابریک هستم و رفت و آمد خانوادگی دارم. من رفیق شمالی زیاد دارم. شاید پیش از این خیلی کم به رشت آمده بودم و فقط برای بازی کردن با لباس فولاد و پرسپولیس مقابل داماش و ملوان این تجربه را داشتم اما من سالها است که در چالوس زندگی میکنم و اکثراً بین تهران و چالوس در رفت و آمد هستم. به همین دلیل آشنایی زیادی با شمالیها و فرهنگ شمالی دارم.
برایتان سخت نبود از انگلیس، لیگ برتر، جام جهانی یکدفعه به لیگ یک بروید؟
لذت فوتبال به همین واقعیات است. متاسفانه ما ایرانیها از همه چیز ایراد میگیریم. بازیکنی که حرفهای باشد، هرکجا که باشد بازی میکند. الان بازیکنانی هستند که سابقه بازی در سطح اول فوتبال اروپا را دارند اما حالا دارند در لیگ دسته ۳ آرژانتین بازی میکنند. مثل سباستین ورون. متاسفانه فقط در مملکت ما این اتفاق میافتد که یک بازیکن وقتی یک فصل بد را پشت سر میگذارد، همه میگویند این بازیکن دیگر عمر فوتبالیاش تمام شده و پیر شده است. این شرایط واقعاً سخت است.
خیلیها معتقدند که لیگ یک به مراتب از لیگ برتر سختتر است. نظر شما چیست؟
من هم با این نظر موافق هستم. به نظر من این ادعا واقعیت دارد. به خصوص لیگ دسته یک امسال بسیار بهتر از سالهای قبل شده است. شما اگر دقت کنید، بسیاری از بازیکنان لیگ برتری دارند در تیمهای لیگ یک بازی میکنند. بسیاری از مربیان لیگ برتری در حال حاضر در لیگ یک مشغول به کار هستند. الان لیگ یک شبیه لیگ برتر شده است و همه بازیها را دنبال میکنند، هواداران پیگیر بازیها هستند و تماشاگران زیادی به استادیوم میآیند. خودتان میبینید که چقدر رقابت بین تیمها حساس شده است حتی به مراتب حساستر از لیگ برتر. به نظر من امثال یکی از بهترین سالهای فوتبال لیگ یک بود.
به گفته هم تیمیهایتان، گویا شما دیگر به یک رشتی تبدیل شدهاید. ظاهراً از درِ خانه که بیرون میآیید، مثل یک بچه محل قدیمی به کاسبهای محل سر میزنید و ارتباط صمیمانهای با اهالی دارید. درست است؟
باور نمیکنید من ۶ ماهی که در رشت هستم به هیچ وجه احساس غربت نکردم. من نزدیک به ۲ ماه به خانه برنگشتم تا خانوادهام را ببینم. چنین چیزی برای من که عاشق خانواده است، عجیب و بعید به نظر میرسد اما واقعیت این است که حس میکنم توی شهر خودم دارم زندگی میکنم. بعد از بازی با استقلال اهواز ۲ روز مرخصی گرفتم و یک بعدازظهر رفتم تهران، همسر و فرزندم را دیدم و فردایش برگشتم.
نمیتوانید تصور کنید چقدر به مردم رشت علاقه دارم. نمیتوانم توضیح دهم چقدر روی سپیدرود و رشت تعصب دارم. من در خیلی از تیمها بازی کردم اما هیچ تیمی مثل سپیدرود ندیدم. پرسپولیس برای من واقعاً فوقالعاده بود و سپیدرود درست همان روزهای پرسپولیس را برایم زنده کرده است. حسی که در سپیدرود دارم در تیمهای دیگر نداشتم؛ حس نتیجهگرفتن، حس تعصب، حس از جان مایه گذاشتن برای تماشاگران. اینقدر مردم رشت به من لطف دارند که واقعاً شرمنده میشوم.
وقتی به خیابان میروم و این همه محبت و علاقه را میبینم حس میکنم توی شهر خودم دارم قدم میزنم. وقتی میبینم پیرزن ۶۰-۷۰ ساله زنگ خانهام را میزند و برایم غذا میآورد، شرمنده میشوم. وقتی توی بازی پیشانیام آسیب دید، همسایهای آمد در خانه و پیشانیام را بوسید و رفت. آدم این محبتها را میبیند احساس خوشبختی میکند.
من خودم را در این شهر بیگانه نمیدانم بلکه حس میکنم فرزند کوچکی از خانواده بزرگ رشت هستم. من شرمنده مردم رشت هستم، دست و پای مردم رشت را میبوسم چون واقعاً طوری با من برخورد کردند که احساس غریبی نکنم. من برای این مردم جانم را میدهم این تیم به لیگ برتر برود تا گوشهای از محبتهایشان را جبران کنم. مطمئن باشید که اینقدر به مردم رشت علاقه پیدا کردم که تلاش میکنم بازی به بازی بهتر شوم و برای تیمم بتوانم مثمر ثمر باشم.
غذای شمالیها مثل غذای جنوبیها متنوع است. در مورد غذای شمالیها چه نظری دارید؟ کلاً چه غذایی را بیشتر از همه دوست دارید؟
متاسفانه آدم غذای شمالیها را بخورد چاق میشود. من سعی میکنم زیاد غذای شمالی نخورم. از همان روز اول که آمدم تا حالا ۸ کیلو وزن کم کردم. روز اول که آدم اضافه وزن داشتم و چاق بودم اما با سعی و تلاش خودم رژیم گرفتم و توانستم هشت کیلو کم کنم و حالا خدا را شکر شرایطم خیلی بهتر استو من غذا خیلی کم میخورم. در کل زیاد اهل غذا نیستم اما عاشق چای آلبالو هستم. لذت بخشترین کار برایم این است که به پیادهراه شهرداری بروم و آنجا چای آلبالو بخورم.
به شهرهای دیگر گیلان هم سفر کرده اید؟
بله. من خیلی جاها سفر کردهام. البته زمانی که اینجا بودم زیاد وقت نکردم اما ۲ سالی که بازی نکردم، زیاد سفر کردم. اما فارغ از هر چیز رشت را فوقالعاده و رویایی میبینم. نه اینکه چون دارم بین مردم رشت زندگی میکنم چنین ادعایی بکنم. من اصلاً اهل تظاهر نیستم. رشت واقعاً دلانگیز و خاص است. شهری است که مردم خوب و خونگرمی دارد. آدم میتواند در این شهر زندگی کند، آرامش داشته باشد.
به نظر من شهری که مردمانش هوای همسایهشان را داشته باشند، شهر فوقالعاده است. لاهیجان را هم خیلی دوست دارم. دو تا از دوستان صمیمیام اهل لاهیجان هستند. آقای احمد کیایی، عکاس خوب ورزشی که اگر یک روز به من زنگ نزند یا من به او زنگ نزنم احساس میکنم چیزی را گم کردهام. دوست دیگر لاهیجانیام آقا مهران است که در لاهیجان ساندویچی دارد و کتلتهای او فوقالعاده است. هر وقت لاهیجان میروم، حتماً باید سری به مهران بزنم و یک ساندویچ کتلت بخورم.
امکان دارد یک روز رشت را برای زندگی انتخاب کنید؟
مطمئن باشید. همانطور که گفتم من نزدیک به ۸-۹ سال در چالوس زندگی میکردم. زندگی در رشت هم آرامش دارد هم آدمهایش مثل مردم خودمان، جنوبیها هستند و آدم در این شهر احساس غربت نمیکند. مطمئن باشید اگر روزی بخواهم جایی را برای زندگی انتخاب کنم رشت را انتخاب خواهم کرد. بدجوری مردم رشت در دل ما جا خوش کرده است.
وقت آزاد داشته باشید، کجای رشت را برای تفریح انتخاب میکنید؟
من جای زیادی نمیروم. فقط در جاده انزلی یک مجتمع ورزشی-تفریحی برای بیلیارد و بولینگ است که گاهی به آنجا سر میزنم. اگر هم وقت داشته باشم سری به لاهیجان میزنم و برمیگردم. کلاً سعی میکنم کاری نکنم که بدنم خسته شود. بیشتر سعی میکنم استراحتم در خانه باشد و بیشتر فکر و ذهنم را بر روی بازی متمرکز کنم.
مدل موهای شما گاهی حاشیه آفرین میشود. داستان این مدل مو چیست؟
اگر به عکسهایم طول این سالها دقت کنید، میبینید که من از تیم نوجوانان، از همان روز اولی که فوتبال را شروع کردم تا الان، مدل موهایم همینطور بود. شاید به خیلیها بر بخورد و ناراحت شوند. اما الان دیگر مردم اینقدر پیشرفت کردهاند و افکارشان مترقی شده است که کمتر به چنین حواشیای اهمیت میدهند. این حرف و حدیثها مربوط به یک عده معدود است که دنبال حواشی هستند. اما چنین حرفهایی را من هرگز در رشت و از زبان مردم رشت نشنیدم. چون مردم رشت خیلی روشن هستند و سرشان به زندگی خودشان است و اهل چنین مسائل سخیفی نیستند که در زندگی شخصی این و آن دخالت کنند. این حرفها خارج از رشت و بیشتر از تهران آب میخورد که همهاش از روی بخل و حسادت مطرح میشوند. مدل مو یک امر شخصی است و سلیقه من اینطور است. من به کسی کار ندارم و همیشه سعی کردم به فکر زندگی خودم باشم و چنین مسائلی برایم مهم نیست.
اخیراً حمایتی از سوشا مکانی داشتید که موجب شد پایتان به دادسرا باز شود. توضیح میدهید داستان چه بود؟
من بابت این موضوع خیلی اشتباه کردم. دنبال آدمی رفتم که ارزش نداشت. باید دنبال آدمهایی میرفتم که هم بزرگ هستند توی این فوتبال هم ارزشش را دارند. حقیقتاً نباید این کار را میکردم و اشتباه کردم. مصاحبهای که انجام دادم اصلاً در جریان ماجرا نبودم. داشتم وزنه میزدم که یک حبرنگار زنگ زد و گفت، فلانی را گرفتند. من هم حقیقتاً موضوع را درست نمیدانستم که آن مصاحبه را کردم و باعث شد به دادسرا احضار شوم. خیلی از بزرگان فوتبال هم به خاطر آقای مکانی پایشان به آنجا کشیده شد. نه اینکه فکر کنید چون به دادسرا رفتم، امروز دارم میگویم اشتباه کردم، نه. من بعداً به اشتباهم پی بردم. نباید آن مصاحبه را برای کسی که ارزشش را ندارد، انجام میدادم.
اوقات فراغت خود را چطور میگذرانید؟ اهل کتاب خواندن یا فیلم دیدن هستید؟
کلاً من دیوانه فوتبال هستم. اگر فوتبال نباشم سعی میکنم کاری بتراشم که به نوعی با فوتبال ارتباط داشته باشد. غیر از این علاقه زیادی به موسیقی دارم. موسیقی زیاد گوش میدهم. اما اکثر وقتم را فوتبال نگاه میکنم؛ از فوتبالهای عربی و آسیایی گرفته تا اروپا و آمریکا. فوتبال هر کشوری که فکرش را کنید نگاه میکنم.
ادامه دارد