وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

روزنامه معین/ چرا مرد اخلاق امضا نمی کند؟

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – در جلسه ای که ظهر روز پنجشنبه دهم تیرماه در دفتر مدیرکل ورزش و جوانان استان گیلان در خصوص رفع مشکلات مالکیتی باشگاه سپیدرود رشت برگزار شد، در نهایت به دلیل عدم تمایل به مصالحه از سوی افشین ناظمی سرمربی فصل گذشته باشگاه، جلسه نافرجام ماند و گروه مدیریتی فعلی باشگاه سپیدرود به دلیل جلوگیری از صدمه دیدن بیش از پیش سپیدرود بزرگ، از ادامه تیمداری انصراف دادند.”

به گزارش سایت سپیدرود و به نقل از روزنامه معین، این خبری بود که در آخرین روز هفته گذشته روی خروجی سایت باشگاه سپیدرود رشت قرار گرفت، باورش سخت است، یعنی همه معطلی باشگاه ریشه دار و محبوب سپیدرود رشت در مسیر آماده سازی برای فصل جدید، لنگ امضای افشین ناظمی، مرد اخلاق فوتبال گیلان است؟

مگر می شود کسی که از جنس فوتبال است، در کوچه های پس کوچه های همین شهر سالها برای سپیدرود و استقلال رشت دست زده است و سالها کاپیتانش بود و بارها سرمربی اش، اکنون بیاید بخاطر پول مانع رشد تیم شهرش شود؟ قطعا که اینطور نیست و مشکل کار جای دیگری است. بهتر است مدیران سپیدرود این دام برای مرغ دگر بنهند.

می گویند مالک قبلی یعنی آقای غلامی بعد از اینکه تیم را در فصل جدید به امان خدا رها کرده، شرط گذاشته مالک جدید هزینه های کادر فنی زمان وی که همین افشین خان ناظمی و یارانش بوده اند را پرداخت کند، البته پول کمی هم نیست نزدیک به چهار میلیارد ریال؛

الان که مدیرعاملش قصد کرده، باتوجه به زحمات و هزینه هایی که در فصل اخیر انجام داده، مالکش شود می گویند افشین خان پایش را در یک کفش کرده که پولم را می خواهم که البته حقش هست.

با این حال چک کادر فنی نیز حاضر شد و قرار شد طی نشستی در اداره کل ورزش و جوانان استان تحویل آقای ناظمی گردد، اما طبق گزارشی که در سایت باشگاه سپیدرود رشت آمده ظاهرا “یا من بازی یا بزن زیرش” اتفاق افتاده است.

نقش مرد اخلاق در اتفاقات اخیر

بعد از محبوب شدن مجدد سپیدرود، حتی زیرخاکی ها هم سرو کله شان پیدا شده و می گویند می خواهند مالک این باشگاه شوند، در ابتدا روند واگذاری باشگاه به مدیرعامل به خوبی در حال سپری شدن بود، ناگهان سر و کله نامه شهرداری رشت جایی که افشین ناظمی در آن شاغل است پیدا شد، در این نامه آمده بود شهرداری حاضر است یکی از تیم های داماش یا سپیدرود را تحویل بگیرد، مدیر کل ورزش هم فی الفور دستور داد مقدمات واگذاری داماش به شهرداری را فراهم کنند اما بعدا که از علاقه شهرداری به در اختیار گرفتن سپیدرود – حالا به هر دلیلی! – مطلع شد، نشستی صمیمی! با ثابت قدم داشت تا به راه حلی برای این موضوع برسند.

کار به اینجا که رسید ناگهان داد شورای شهر درآمد که ای وای شهرداری اجازه تیمداری ندارد، حتی پای بازرسی هم به وسط کشیده شد و آنها نیز قویا اظهارات شورانشینان را تایید کردند.

البته در این بین سئوالی پیش آمده بود که در صورت مالکیت شهرداری رشت بر سپیدرود، مسئولیت افشین ناظمی به عنوان معاون ورزشی سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری رشت در آن چه خواهد بود که متاسفانه علیرغم تلاش نگارنده موفق نشدیم جوابی از مرد اخلاق فوتبال گیلان بشنویم.

در هر صورت به قول آقای پرویز پرستویی در فیلم مارمولک “راه های رسیدن به خدا زیاد است،” اگرچه شورای اسلامی شهر رشت به رهبری محمود باقری و محمد رفیعی سد محکمی برابر خواسته شهرداری بودند اما دور زدن آنها هم کار سختی نبود، این بار عده ای پای مالک قبلی را مجددا به بازی کشاندند و به وی گفتند با پذیرش ادامه مالکیت، ابتدا خیالشان را از بابت از دست ندادن تیم راحت کند سپس با روابطی !!! که با شهرداری دارند نمی گذارند آقای غلامی در طول فصل زیاد اذیت شود و درصد فراوانی از هزینه های باشگاه را شهرداری به عنوان اسپانسر تقبل خواهد کرد.

اما برای این کار، ابتدا باید رقیب را از صحنه حذف می کردند، از همین رو غلامی وارد عمل شد و طی حکمی پورمحسن را از مدیرعاملی خلع ید کرد و حتی شنیده می شد قرار بود رضا رسولی یکی دیگر از اعضای شورای اسلامی شهر به عنوان مدیر عامل انتخاب شود تا عده ای به مقصودشان برسند.

البته تا اینجای کار هم، هوادار راضی بود تا هر چه سریعتر تمرینات آغاز شود اما باز گره کور شد.

غلامی با نامه ای که زد در حقیقت پذیرفت که مالک باشگاه تا به امروز ایشان بوده است (علیرغم اینکه از یکسال گذشته کنار کشیده بود) پورمحسن هم که همه تلاش دو ساله اش در باشگاه را از دست رفته می دید، عقل حکم می کرد حال که تیم مالک دارد همه هزینه هایی که لااقل در این فصل انجام داده بود را از وی مطالبه کند و وقتی طی نشستی که همگان (رهنما مدیرکل ورزش و جوانان استان گیلان، الماسخاله رییس هیات فوتبال استان، ثابت قدم شهردار رشت، غلامی مالک، پورمحسن مدیرعامل و افشین ناظمی) حاضر بودند میزان مطالبات خود که در حدود چهل میلیارد ریال بود را عنوان کرد هم شهرداری و هم غلامی پایشان را پس کشیدند و کلا بی خیال سپیدرود شدند.

دوباره علی ماند و حوضش!

این بار رهنما وارد جنگ جدیدی علیه شهردار شد که اگر ایشان خواهان مالکیت تیم های فوتبالمان هست مستندات تیمداریش کو و حتی فردایش آش را شور تر کرد و گفت اگر تیم می خواهد برود با فروشنده صحبت کند چرا به ما نامه می زند، اینجا بود که اندک روزنه های امید برای بازگشت شهرداری هم کاملا بسته شد، و حتی روزنه های بازگشت پورمحسن مجددا پررنگ تر شد.

پورمحسنی که پیشتر با دیدن این خیمه شب بازی های علیرغم میل باطنی عطای تیمداری را به لقایش بخشیده بود و از حضور در سپیدرود انصراف داده بود اکنون که تیم در بن بست مدیریتی و مالکیتی دیگری قرار گرفت دوباره دست نیاز به سوی وی دراز شد.

این گزارش عصر روز یکشنبه نوشته شده است و مطمئنا این موضوع آبستن حوادث زیادی است که هر لحظه رخ می دهد و شاید خواندن این مقاله برای روز دوشنبه فایده نداشته باشد.

روزنامه معین/ چرا مرد اخلاق امضا نمی کند؟
امتیاز به این پست

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

21 دیدگاه ارسال شده است

  • علیرضا - الف گفت:

    نمیشه یکطرفه قاضی رفت ، کاش میشد بدونیم حرف حساب مرد اخلاق چیه ؟ دوستان کمی از اوضاع تمرین سپیدرود بنویسن ، اصلا تیم داره تمرین میکنه یاهنوز شروع نکردن ؟ و سوال مهم این که توی این بحران خون ودود میعاد یزدانی ررو چرا ازدست دادن ؟ بازیکن گرفتن یا نه ؟ لعنت به این طالع نحس !

  • تیمور گفت:

    عده ای عادت کرده اند در همه موارد کارشناس باشند و فقط حرف بزنند
    دوست من با سکوتت هیچ قانونی بهم نمی ریزد!

  • فلسفی گفت:

    به نظر می رسد عقل به محاق فرماليسم رفته است. گروه های مختلف هواداری که آوانگاردهای فرهنگ هواداری هستند و ذايقه ی عمومی را جهت می دهند، به سطح جدل های روزانه نزول کرده اند.
    اگرچه این جدلها بخش جدایی ناپذیر فرهنگ هواداری است و در تمام ادوار هم حاضر بوده است اما درصورت تسری به حوزه ی عقلانيت ، جامعه ی متبوع هواداری را با مساله مواجه می کند. مطالعات تاریخ تطبیقی به شما خواهد گفت هرکجا عقل لاغر شده و فرمالیسم فربه شده، منافع ورزشی و باشگاهی و هواداری از دست رفته است. هوادار به هوش باشد .

  • omid گفت:

    جم کنین کاسه کوزتون رو خجالت بکشین ابروی گیلان رو بردین شهردار از همه بدتر فکر کرده مردم گوشاشون درازه

  • دنیا فقط رشت گفت:

    مرد اخلاقه خوب بامویید.خیلی جالبه.همین افشین ناظمی همه زندگیش رو مدیون شهر رشت و تیمهای رشت و هوادارای رشتیه.الان اومده بخاطر پولی که اصلا حقش نیست و بخاطر بالا نبردن تیم به لیگ 1 سال گذشته ادعای سهام از سپیدرود میکنه.خیلی جالبه.

  • کریمی گفت:

    سلام داداش امید بیشتر بگین چه خبره ؟ منظورتون نفهمیدم این آقا فلسفی خیلی فیلسوفانه حرف می زنه نمی فهمم ! شما بگید من چه طوری بفهمم که چه خبره ؟

  • بابک حمیدی گفت:

    سلام ابراران سلام عاشقان سپیدرود . منم هوادارم و باند شورا و شهردار و غلامی و پورمحسن و ناظمی و نظرمحمدی و شاخه نبات هم نیستم . خواهش می کنم نه اهانت بکنین و نه اعصابمون را خراش بدیم .
    ما روی چیزی با هم دعوا می کنیم که پشت پرده های این بازی را نمی دونیم همیشه بخشی از خبررا می دونیم و بخشی دیگر را نه و نمی تونیم قضاونت بکنیم چی حقه چی ناحقه کدوم درسته و کدوم نادرسته و اصلا ماجرا چیه؟ خوبه راجع به این حرفا بیشتر بررسی کنیم و الکی هیزم آتش این و اون نشیم . چرا باب بررسی این مشکلاتی که برا تیم ایجاد کردن ما هوادارا کجای این باندبازیا قرار داریم نقشمون چیه و چه تصمیمی می تونیم بگیریم دیگران اون بالانشسته نقشه می کشن بازی رو طراحی می کنن با هم جلسه قلیان کشی هم میرن و ما داریم روسرو کله هم می زنیم کهکی باشه یا نباشه .اگر بیش از این برامون نقش قائلن بفرمایین . بهتر نیس ما باشگاه را ببینیم نه دعوا بر سر مصادره باشگاه را . به من چه که این باشه و یا اون باشه . مالک مشخصه . میخواد باشه یا نباشه می خواد به شهرداری بده و یا شورا . می خواد به این شرکت یا آن فرد بده . ایا مالک از من و تو اجازه می پرسه و یا از این و یا اون می ترسه؟ چرا ما وارد یازیایی میشیم که تو تصمیم گیریا نظرمون را هم نمی پرسن . دو ماه وقتمونو گرفتن و جلسه پشت جلسه .مصاحبه پشت مصاحبه و گزارش پشت گزارش اخرش چی؟ این همه حرفا رد وبدل شد چی شد؟ شهردار از شورا می ترسه تیم بخره اگر می ترسه چرا این همه شورا بهش میتازه کاری نمیتونن بکنن؟ پس این نیس . اگر شهردار از شورا میترسه چرا به این همه اعتراضات بازاریها توجه نکردن … جریان چیز دیگره و ما نمیدونیم وبه نظرم هدف ضعیف کردن سپپدروده اگر این نیس شما بگید چیه ؟ حاجی پور تیم داماش رو داره ساپورت میکنه و سرمایه گذار خارجی آورده چرا به شهردار که بهش نزدیکه نگفت بیا بخشی از سهم منو بخر؟ ایا به نفع شهردار نبود با حاجی پور وارد شراکت بشه ؟ اومدن دوماه وقتمونو گرفتن و همون شد که بود و جز ضرر چیزی ندیدیم . چرا فکر میکنن ما نمی فهمیم چرا فکر می کنین ما خبری از هدفتون نداریم شما از جون سپیدرود چی می خواین حالا راضی شدین آقایون شورا و شهرداری و ؟ دلتون خنک شد . ما هرچه سینه زدیم برا سپیدرود بود اگر فحش دادیمو فحش خوردیم برا سپیدرود بود برای شما نبود ما فکر میکردیم شما صداقت دارید اما عوضی فکر کردیم ما اگر فشار اوردیم تیمو را شهرداری بخره برا این بود که سپیدرود حامی داشته باشه اما دیدم باد هواست آقایون فقط دارن دعوا می کنن … خوب به ما چه شما دعوا دارین ؟ و دعواتونو سر سپیدرود دنبال می کنین . از این مردم خجالت باید بکشن والله گناه داره با دل پاکه این مردم بازی کردن . این کینه ها رو کی باید از بین ببره . هوادارا را به جون هم انئاختین برای چی برای کدوم هدف؟ اونم در ماه رمضان… حتما روزه هم داشتینو الغوث هم گفتینو و قران بسر کردینو و العفو هم گفتینو و…
    چی بگم والله … ولی میگم بدونین ما هوادارای سپیدوردیم و …

  • بهرام رضایی جوبنه گفت:

    اوضاع سپیدرود و این دریگری ها مرا ببه یاد یک داستانی انداخت.
    می گویند قراربود از یک سیاره ای به سیاره دیگری حمله بشود برای همین ابتدا تصمیم گرفتند یک ماموری برای بررسی وضعیت آن سیاره اعزام کنند تا ببینند انها در چه شرایطی قرار دارند . آن مامور پس از بازگشت از ماموریت گزارش داد نیازی نیست به آن سیاره حمله بکنیم چون خودشان اینقدر با هم درگیرند که نیازی به حمله ما نیست . حال و روزهای سپپدرود شبیه به این داستان است ما آنقدر ضعیفیم و نمی توانیم روی پای خود بایستیم که باید به این و یا آن شخص محترم متوسل بشویم و برای این که بگوییم حق با ماست هر کاری را حاضریم انجام دهیم توهین می کنیم . تهدید هم می کنیم و گویی فراموش می کنیم که در چه جایگاهی قرار داریم . به خود بیاییم به سپیدرود کمک کنیم و اجازه ندهیم که اختلافات ما را ضعیف کند .

  • لسفی گفت:

    می توان به گونهِ دیگری هم دید. به گونه دیگری هم زندگی کرد. در برابر دشواری ها و حتا دشنام ها شکیبا بود، اما مدام ارتفاع گرفت و بعد در نفطه ای ایستاد که دیگر سنگی که پرتاب می شود. به او نمی رسد، نخواهد رسید!

  • علیرضا - الف گفت:

    قابل توجه تیمورخان ! باهمین سکوت کردن های مورد انتظار شماست که فیش های نجومی و داغ هایی از این دست بر دل ما مونده ! راست میگی ، با سکوت هیچ قانونی بهم نمیریزه بخصوص قانون ظلم و تبعیض

  • تیمور گفت:

    جناب علیرضا – الف سلام قربان . من در باره سپیدرود حرف زدم نه فیش های نجومی حقوقی ! چرا از این شاخه به آن شاخه میپرید . من معلمم یک کارمند ساده دولت نه رانتخوار و سارق بیت المال . من یک سپیدرودیم دلم می خواهد تیمم که سال ها دوست داشتم چراغش روشن باشد .

  • تیمور گفت:

    کارمـــان به جایــی رســـیده که طـــوری بایـــد دلتنـــگ شـــویم که به کســـی بـــرنخـــورد .!

  • احسانی گفت:

    بعضي زخــــم ها هســــــت كه هـــــــــر روز بــــايـــد روشونو باز كنــــي و نـــــــــمـــــــــــــك بپـــــــــــاشــــــــــ ــــي …
    تــــــــا يــــــــــادت نـــــــــــــره كه ســــــــــــــراغ بعضـــــــــــي آدمـــــــــــــا نبــــــــــــــــــــايـ ـــــــد رفـــــــــــت ، نــــــــــــــبـايـــد! ! !

  • فلسفی گفت:

    فرادی که با ما هم عقیده هستند به ما آرامش می دهند

    و افرادی که مخالف با عقیده ی ما هستند ، به ما دانش

    عزیز من ! اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست ،

    بگذار یکی نباشد

    بگذار درعین وحدت مستقل باشیم

    بخواه که در عین یکی بودن ، یکی نباشیم

    بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید

    بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز

    که مورد اختلاف ماست بحث کنیم

    اما نخواهیم که بحث ، ما را به نقطه ی مطلقا واحدی برساند

    بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند نه فنای متقابل

    بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگی مان را ،

    در بسیاری زمینه ها،
    حفظ کنیم

    من و تو حق داریم بسیاری ازنظرات وعقاید هم را نپذیریم

    بی آنکه قصد تحقیرهم را داشته باشیم

    عزیز من ! بیا متفاوت باشیم.

  • صمدباقر زاده گفت:

    هیچ اگر سایه پذیرد / ما همان سایه ی هیچیم…

  • ناصری - زنده باد سپید رود گفت:

    حال و هوای این روزهای ما و سپیدرود این است :
    واقعا مشکل خیلی از ما انسانها این است که:

    همانقدر که مسخره می کنیم احترام نمی گذاریم
    همانقدر که اشتباه میکنیم تفکر نمیکنیم
    همانقدر که عیب میبینیم برطرف نمی کنیم
    همانقدر که از رونق می اندازیم رونق نمی بخشیم
    همانقدر که کینه به دل می گیریم محبت نمی کنیم
    همانقدر که حرف میزنیم عمل نمی کنیم
    همانقدر که می گریانیم شاد نمیکنیم
    همانقدر که ویران میکنیم آباد نمیکنیم
    همانقدر که کهنه میکنیم تازگی نمی بخشیم
    همانقدر که دور میشویم نزدیک نمی کنیم
    همانقدر که آلوده میکنیم پاک نمیکنیم
    همیشه دیگران مقصرند ما گناه نمیکنیم

  • Anoosh گفت:

    روزنامه معين كجاي اين داستان است ؟ اقاي صاحب مقصودي تورو به چه فوتبال ؟ . شما كه تيراژ روزنامه تان به ١٠٠٠ تا نميرسد چه ميگويد ؟ از صبح تا شب داخل استاديوم عضدي دنبال مشتري براي روزنامه تان هستيد كه انتهاي هر ماه براي اين اراجيفي كه مينويسيد فاكتور ببريد .
    يا اينكه از اين و ان پول ميگيريد كه به نفعشان يا به ضرر كسانه ديگر مطلب بزنيد . اقاي ديدار عزيز لطفا از اراجيف اين اقا مطلب نگذاريد و بزرگشان نكنيد .

  • ناصری - زنده باد سپید رود گفت:

    ابرار انوش خان . اصلا آقای مقصودی بی سواد و روزنامه اش هم بی تاثیر و اصلا پول می گیرد که بنویسد این چه ربطی به آن چه نوشت دارد ؟ چرا قبل از متن به نویسنده آن حمله می کنی چرا مت نرا نقد نمی کنید . این منطق شماست ایا این نوع برخورد را برای خودتان می پسندید ؟! تعصب جلوی چشم ما را گرفته نمی توانیم حقایق را ببینیم

  • احسانی گفت:

    خلاصه و مفید از کتاب بیشعوری خاویر کرمنت مترجم محمود فرجامی . حتما این کتاب مهم را بخوانید . شاهکار این کتاب ویژگی بیشعورها
    ۱_ مراقبت خواهی؛ همیشه باید عده ای مثل نوکران دست به سینه از آنها مراقبت کنند.
    ۲_ اعتماد به نفس؛ از آنجایی که مسئولیت پذیر نیستند و هرگز خود را مقصر نمی دانند، از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند.
    ۳_ سرکوبی؛ بیشعورها به خود حق می دهند دیگران را سرکوب کنند اما کسی نمی تواند آنها را سرکوب کند.
    ۴_ تهاجم؛ نسبت به همه چیز حالت تهاجمی دارند؛ هنگام بیدار شدن، زمانی که از آنها انتقاد می شود…
    ۵_ تعصب فکری؛ نسبت به بیشعوری خود تعصب دارند و با توجیه و دلیل تراشی در بیشعوری شان ثابت قدم اند.
    ۶_ وقاحت؛ هرگز در صف نمی ایستند. هرگز خواهش نمی کنند. همواره دستور می دهند. هرگز تحقیق نمی کنند. نیشدار و یا با دادزدن صحبت می کنند. دوست دارند کار دیگران را به اسم خودشان تمام کنند.
    ۷_ تسلط بر دیگران؛ اکثر بیشعوران به دنبال حداکثر بهره کشی از دیگران و تغییر دائم قوانین بر اساس منافع خودشان هستند.
    ۸_ عدم شادی و شوخ طبعی؛ به هیچ وجه ظرفیت ندارند که با آنان شوخی کنید. به دنبال شاد کردن شما هم نیستند. به جای آن، تمسخر کردن، پوزحند زدن و به بدبختی دیگران خندیدن را دوست دارند.
    ۹_ انکار؛ بیشعورها انکار را نوعی هنر می دانند. معتقدند هرگز اشتباه نمی کنند و منکِر تمام مشکلاتی می شوند که آنها به وجود آورده اند.
    ۱۰_ ارعاب؛ سعی می کنند با ترساندن و اسارت فکری دیگران، آنان را برده ی خود کنند.
    ۱۱_ عشق صرفا به خود؛ یک بیشعور صرفا عاشق موقعیت، مقام، ثروت و نظرات خودش است. تنها عاشق خود است و بس.
    ۱۲_ بی معنی بودن فداکاری؛ در قاموس بیشعور فداکاری معنایی ندارد.
    ۱۳_ در ارتباط با دیگران؛ عیب جو و به شدت دروغگو هستند.
    ۱۴_ شنونده های خوب؛ بیشعورها خوب به شما گوش میدهند تا نقاط ضعف شما را شناسایی و در زمان مناسب از آن سوء استفاده کنند.
    ۱۵_ غیر قابل اعتماد بودن؛ دروغگویی و دسیسه کار آنهاست و هرگز نمیتوان به آنان اعتماد کرد.
    ۱۶_ خشم؛ بیشعورها پُر از خشم اند. اعتقاد دارند خشم بهترین ابزار برای پیشبرد اهدافشان است. هنگام بیدار شدن، وقتی از آنان طلب وام میکنید یا طلبتان را تقاضا می کنید، هوا بارانی باشد، قهوه شان سرد شود ….در بسیاری از این مواقع خشم خود را نشان می دهند.
    ۱۷_ غُر زدن؛ در بسیاری از موارد حتی اگر چیزی به نظر همه بدون اشکال و پسندیده باشد، باز غر میزنند.
    ۱۸_ شراکت؛فقط شما را در بدبختی و تقصیر هایشان شریک می کنند نه در موفقیت و پول و مقام شان.
    ۱۹ استهلاک؛ گذر زمان آنان را خسته و فرسوده می کند و رفته رفته متقاعد می شوند شاید راه بهتری برای ادامه زندگی شان وجود داشته باشد.

  • علیرضا - الف گفت:

    آقا تیمورعزیز! شما که معلم هستی چه جوری میگی عده ای فقط بلدن حرف بزنن ؟ خُب مرد مومن ! با همین حرف زدن هاست که شفاف سازی میشه دیگه !مگه نماینده های مجلس ما کلنگ میزنن ؟ یا وزیر شما مگه آرماتوربندی میکنه ؟ مگه شما معلم ها هرجا میشینین با حرف زدن نمیگین حقوق ما کَمه ؟ انتظار داری ما تیزی برداریم بریم مدیرعامل رو خط خطی کنیم ؟ کسی عادت نداره در همه موارد کارشناس باشه بلکه عده ای عادت دارن واسه دیگران نسخه ( شما چیزی حالیتون نیست فقط ماهستیم که می فهمیم) تجویز کنن

  • روزبه گفت:

    دوستان متن رو خوب بخونید نویسنده مطلب طوری انتقاد کرده که خود افشین ناظمی هم خوشش بیاد
    به این می گن انتقاد
    زد لهش کرد ولی هندونه هم زیر بغلش گذاشت
    یعنی با هنودنه هاش لهش کرد تا گهی بشه