وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

سوگواره – از دست عزیزان چه بگویم؟ گله ای نیست!

علی رضا مویدی فر

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود – سپیدرود زخمی تر از همیشه است. زخمی فراخ و دردناک که همین اول بسم الله سر باز کرده و گویی رنگ و رخسار ناسورش بناست خیلی پیشتر از انتظار به عفونت بنشیند.

زخمی که برای سپیدرود اینقدر دردناک و سنگین نبود اگر دست دوستان نادان و دشمنان دانایش شرنگ در فراخنایش نمی ریخت.

دوستان نادان! هنوز خوابید؟ هنوز در عطش عکس گرفتن با یوز و غزال و جادوگر سر بر بالین پر توهمتان میگذارید؟ ما را با دشمنان دانا کاری نیست.

آنان آمده اند که بارشان بار شود و از حمایت همگان برخوردارند. از پدرخوانده و نامادری بگیر تا ژنرال سپاه رقیب. شما کجای این داستانید؟

همه آن سابقه مشعشع را که عمری بدان فخر فروختید با چه معامله کردید؟ با حضور در قاب تصویر عکاسان؟

یا اینکه زیر این نان گرم، کباب چربی خوابیده که به بو و دود آن، هوادار پاپتی را فریفتید تا در دسته اعتصابات فصلی تان برابر هیات فوتبال زنجیر بزنند؟

شما مختارید تا سرمایه تان را حراج کنید. اما اگر کلاهبرداران آشکار روزگار، جیبتان را زدند و پشت دیوار همیشه بلند حاشا هایشان سنگر گرفتند، لطفا برنگردید.

زمان بازگشت از دست رفته است و نام شمایان هرگز درکنار نام سپیدرود به سربلندی و عزت برده نخواهد شد.

حتی با حافظه منهدم همه ما ایرانی ها و سپیدرودی ها…

پی نوشت:

۱- سپیدرود رشت، سپیدرود گیلان شد، خیلی ها سکوت کردن!

۲- تمرینات تیم رشت به تهران خواهد رفت، خیلی ها سکوت می کنن!

۳- در رشت، یک غیر بومی بعنوان نماینده یک عده غیر بومی شلتاق می کنه و فحش می ده، خیلی ها سکوت می کنن!

۴- پس فردا روزی اگر خیلی بی سرو صدا و در سکوت، سپیدرودی نبود، خیلی ها باید دیگه دیده نشن

پ ن: تساهل و تسامح فرهنگی تاریخی گیلانی ها، خیلی جاها مثل اینجا می تونه علیه گیلان و گیلانی عمل کنه. کما اینکه کرده…

این زبان حال سپیدرود رشت است. نیست؟

از دست عزیزان چه بگویم؟ گله ای نیست

گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست

سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم

هر لحظه جز این دست ، مرا مشغله ای نیست

دیری ست که از خانه خرابان جهانم

برسقف فروریخته ام چلچله ای نیست

در حسرت دیدار تو آواره ترینم

هر چند که تا خانه تو فاصله ای نیست

بگذشته ام از خویش… ولی از تو گذشتن

مرزی ست که مشکل تر از آن مرحله ای نیست

سرگشته ترین کشتی دریای زمانم

می کوچم و در رهگذرم اسکله ای نیست

من سلسله جنبان سر عاشق خویشم

بر زندگی ام سایه ای از سلسله ای نیست

یخ بسته زمستان زمان در دل بهمن

رفتند عزیزان و مرا قافله ای نیست

شاعر : بهمن رافعی

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

7 دیدگاه ارسال شده است

  • مسلم اكبري گورنداني گفت:

    درود بر شما و درود بر قلم شیوای شما . الحق و انصاف جان کلام را گفتی. بگذار تا مغز استخوان متولیان سیاسی ورزش استان گیلان اثر کند. البته اگر اثر کند!!

  • نبی زاده گفت:

    امیدوارم مجبور نشیم با این قسمت از فرهنگ غنی رشت خداحافظی کنیم …

  • محب گفت:

    درود دوستان : اگر کسی نتونه تحلیل درستی از وضعیت سپیدرود بده که چرا اینجور شده به نظرم سکوت بکنه بهتره . همه میدونن مقصر کیه و این که بعضیا دنبال صغری و کبری کردن هستن موضوع دیگریه . آقایان کسی باید پاسخ گوی این حوادث باشه که برای تیم تصمیم گیری کرده و میکنه ؛ اداره ورزش و هیئت فوتبال . ادرس اشتباهی ندهند خداداد یه مربی است مثه همه مربیای دیگه . دوربین ورزشگاه فقط یه شوخیه ؟ مواضب باشیم که ما رو فیلم نکنن.

  • نامی گفت:

    روزی «دروغ» به« حقیقت» گفت: میل داری باهم به دریا برویم وشِنا کنیم. «حقیقتِ ساده لوح» پذیرفت وگول خورد. آن دو باهم به کنار ساحل رفتند. وقتی به ساحل رسیدند. «حقیقت» لباسهایش را در آورد. «دروغِ حیله گر» لباسهای او را پوشید ورفت. از آن روز همیشه «حقیقت» عریان ولخت وزشت است. اما «دروغ» در لباسِ حقیقت با ظاهری آراسته نمایان وآشکار می شود…

  • ماهان گفت:

    امید وارم روزی نرسه که تن زاده به رشت و سپیدرود برگرده
    تن زاده بی عرضه حیا کننننننننننننننن
    دلال فوتبال تن زاده نابودگر فوتبال گیلان دکی قلابی
    واقعا پر رویی هم حدی داره

  • پاسکیاب گفت:

    بخدا همون تو لیگ 2 و محلات بودیم راحت تر بودیم حداقل اینطور تحقیر نمیشدیم

  • نبی زاده گفت:

    آقا ماهان
    حداقل یه پیگیری بکن
    بدونی الان تیم دست نوین هست نه تن زاده