وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

سپیدرود عشق بی پایان

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – انگار همین دیروز بود؛ دست پدر را سفت چسبیده بودیم و وارد ورزشگاه عضدی شدیم که برایمان ناآشنا بود. گیج و گنگ بودیم، ورزشگاه مالامال از جمعیت بود و نه کسی را صدا می زدیم و نه کسی را می شناختیم.

وقتی وارد شدیم فقط یک چیز وجود داشت که چشم و گوش ما را به سمت خود کشیده بود. همه ی بزرگ ترها کنار هم جمع شده بودند و یک نام را صدا می زدند. گویا سپیدرود بود! سپیدرود.. سپیدرود…

می فهمیدیم، اما از ذوق بزرگ شدن و در کنار بزرگ ترها قرار گرفتن ما هم یک صدا نام سپیدرود را صدا می زدیم.

ناگاه می دیدیم در میانه ی این هیاهو، چهره ی همه غرق در شادی شده! نمی فهمیدیم، اما همراه با آن‌ها قهقهه‌ی شادی سر می دادیم. بعد ترها فهمیدیم که سپیدرود گل می زده تا این صدای شور و شعف به آسمان کشیده شود.

چندی بعد وقتی وارد ورزشگاه می شدیم از این که دوباره همان نام، همان فریاد «سپیدرود با غیرت» به گوش می رسد متعجب می شدیم !

آخر پدربزرگ رفته بود، مادربزرگ هم! اما سپیدرود همچنان مانده بود!

نمی دانستیم چه شده، هر سال چند نفر از بین ما می رفتند، اما سپیدرود همچنان بود. نمی دانستیم چرا!؟ برای ما همین کافی بود که به ورزشگاه برویم و نام سپیدرود را کنار بزرگ تر ها فریاد بزنیم. اصلا دنبال جواب نبودیم. اصلا نمی پرسیدیم که این چه کاریست!؟ جمع شویم و کنار هم سپیدرود را بخوانیم و فریاد بکشیم که چه !؟

روزها و روزها انتظار می کشیدیم که پدر بگوید: “امروز ظهر آماده شو تا برویم ورزشگاه” انگار دنیا را به نام ما کرده باشند! ذوق می کردیم وقتی به سمت ورزشگاه راه می افتادیم. چقدر قدم هایمان را در نزدیکی ورزشگاه تند تر می کردیم. انگار که دیر شده بود. انگار یک لحظه بیشتر حضور کنار بزرگترها روی سکوهای بتنی عضدی دنیا را برای ما شیرین تر می کرد.

چقدر چشم به آن آقا داشتیم تا بوق خود را بردارد تا همراه با بقیه نام سپیدرود را فریاد بکشیم. وقتی آن آقا می گفت صدا بره برگرده می خندیدیم یعنی چی؟ ولی وقتی همه با هم سپیدرود را فریاد می زدند و صدا برگشت می خورد منظور از صدا بره برگرده رو فهمیدیم.

هنوز نمی دانستیم، هنوز نفهمیده بودیم که سپیدرود چیست و چرا فریاد می کشیم!؟ حتی گاهی از آن همه جمعیت، از آن همه داد و هوار می ترسیدیم. اما ته دلمان قرص بود و پدر کنارمان بود. اصلا به خاطر پدر بود که ما فریاد زدن را خیلی زود یاد گرفته بودیم. پدر در زندگی کم می خندید. نمی دانستیم چرا؟ در ورزشگاه چه می شد و چه اتفاقاتی می افتاد که تا ساعت ها پس از بازگشت به خانه پدر می خندید!؟ چه چیزی  از ورزشگاه روی او آنقدر تاثیر داشت که از همیشه مهربان تر وشادمان تر می شد!؟

به خاطر شادی پدر بود که ما هم فریاد سپیدرود سر می دادیم . فکر می کردیم که هر چقدر بیشتر فریاد بکشیم و بلند تر داد بزنیم پدر خوشحال تر می شود! هر قدر که ما بیشتر و بلند تر نام سپیدرود را فریاد می کشیدیم، ساعاتی بعد غروب ورزشگاه دل انگیز تر می شد. پدر تا ساعت ها شاد بود. از برق چشمانش می شد این را به خوبی فهمید. گویا اتفاق بسیار بزرگی افتاده. پدر می گفت سپیدرود برنده شده. اما ما نمی فهمیدیم و برد و باخت را به آن شکلی که پدر می گفت یاد نگرفته بودیم. و به خاطر شادی پدر ما هم شاد بودیم. آخر پدر دلخوشی دیگری نداشت گویا. ما هم نداشتیم!

بعد ترها پدر هم رفت. اما سپیدرود باز هم بود! آن ورزشگاه هم بود. با همان سکوها با کمی رنگ و لعاب بهتر. ما دیگر بزرگ شده بودیم. با هم سن و سال ها به ورزشگاه می رفتیم و جای پدرها را هم خالی می کردیم. فریاد «سپیدرود باغیرت»، همچنان زیباترین و محکم ترین فریاد ما بود.

وقتی شعار می دادیم ((سپیدرود تو ایسی قهرمان گل بزن امره یادگار)) اصالت خود را با شعار گیلکی نشان می دادیم. انگار این شعار بازیکنان را واقعا تحریک می کرد. کم کم فهمیدیم که همه ما را با نام سپیدرود می شناسند. آن روزها بود که فهمیدیم با نبود سپیدرود درون ما یک خلأ بزرگ وجود خواهد داشت. یک جای خالی که هیچ چیز به جز همان سپیدرود آن را پُر نخواهد کرد. ما عاشق شده بودیم. عاشق سپیدرود. باهمه ی کم و کاستی هایی که داشته و دارد ولی نمی توانیم از عشقمان دل بکنیم.

حالا سپیدرود بزرگ همچون رود پر خروشش با نزدیک به نیم قرن سابقه هنوز ادامه دارد و عاشقان وفادار خود را دارد. هوادارانی که مهم تر از هر عنوان و مقام و رده ای وجود خود سپیدرود برایشان ارزش دارد و نمی توانند عشقشان را تنها بگذارند. شعار معروف ((عشق به سپیدرود لیگ نمی شناسد)) را در عمل ثابت کرده اند.

عشق بی پایان رشتی ها تا زمانی که فوتبال وجود دارد خواهد بود و برای عاشقانش طنازی می کند. ما اندازه عمر پدران مان شکست خوردیم ولی هنوز ایستاده ایم. راه ایستادن را ازبر هستیم. با یک شکست و دوشکست شانه خالی نمی کنیم. همیشه توان ایستادن داریم.

ما مظلومیم. مظلومانی که در سرما و گرما در سکوها برای اعتلای نامی بزرگ گلو پاره می‌کنند. با تمام ناملایمات ها و بی مهری ها سپیدرود ما هنوز هم نفس می کشد و همیشه امید به آینده حتی در هوادار هفتاد ساله ای که با عصا و چشم های کم بینا به عضدی می آید وجود دارد. سپیدرود بزرگ باید بزرگی کند و امسال می خواهد هواداران پرشمارش را راضی تر از همیشه نگه دارد. اسم مقدس و بزرگ سپیدرود تا ابد در فوتبال این شهر و استان خواهد درخشید. تیمی به وسعت تاریخ. شناسنامه فوتبال رشت برای هوادارانش تمامی ندارد.

ای سپیدرود، ما به بزرگ بودنت افتخار می کنیم.

مهرشاد عبادتکار

تشکل مستقل هواداران سپیدرود

www.roodsepid.com

سپیدرود عشق بی پایان
امتیاز به این پست

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

8 دیدگاه ارسال شده است

  • امیرمهدی اعلایی گفت:

    مهرشاد عزیز ممنون که از عشقی میگی که اکثر رشتی ها اون رو لمس کردند و گاهی با اشگشان و گاه با لبخند زیبای شان ..ایران تا ابد سپیدرود

  • اشکان غایبی ساسانی/کانال تلگرام @damashsepidrood آیدی تلگرام @agsasani تارنما www.nasha.blogfa.com اینستاگرام damashsepidrood گفت:

    زنده باد افشین چاووشی
    تا کور شود هر آنکه نتواند دید محبوببت این رشتی اسطوره شده را
    و زنده باد علی نظر محمدی و همه ی بازیکنان سپیدرود
    و زنده باد رشت و رشای و داماش
    باز هم زنده و جاوید باد افشین چاووشی

  • رامین گفت:

    با تشکر از مهرشاد عزیز که به نظرم نماد یک سپیدرودیه واقعی هستش.به امید اینکه سپیدرود عزیز ما هر چه زودتر به جایگاه واقعیش برسه

  • omid گفت:

    بسه دیگه هی عشق بی پایان بی پایان سالهاست با این حرفا سرمون رو عین کبک زیر برف قایم کردیم انزلیچیا به ما بخندن ما یه تیم قلدر و گردن کلفت میخوایم بیرحم و دلهره اور باشه تیما ازش بترسن بیان رشت عین سالیان دور

  • omid گفت:

    تا کی باید فوتبال رشت بیمار شده باشه ما به حرف و شعار دلمون رو خوش کردیم تیمای دیگه دارن پیشرفت میکنن اراک و لرستان و ما داریم پسرفت میکنیم و به خاطرات دل خوش کردیم خسته شدیم خسته

  • omid گفت:

    انگاری تو خون سپیدرووده که بازم وایسیم ببینیم اون تیم چیکار کرد دنبال تیمای دیگه بدوییم تهشم هیچی خوبیه سپیدروود فقط تو هجومی بازی کردنش بود داخل خونه اما این تیم با از دست دادن امتیازات بیرون خونه کار

  • omid گفت:

    رو کشید به اما و اگر هی بیرون مساوی کرد همه گفتیم مساوی تو بیرون خونه خوبه غافل از اینکه تیمای دیگه بیرون میبرن و ما دلمون خوش کردیم این گروه سه تیم بالا میان وضعمون اینه وای به حال دور بعد

  • houshang گفت:

    با سلام
    ممنون از متن زیبایی که نوشتی مهرشاد.سپیدرود عشق بی پایان