وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

یادداشت روز – مدیریت زمان فوتبال

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – مدیریت زمان فوتبال ابزاری است که هر کس می‌تواند برای تنظیم مؤثر زمان از آن استفاده نماید. مدیریت زمان روشی برای برنامه‌ریزی فعالیت‌های شخصی است.

همچنین مدیریت زمان فوتبال نوعی انضباط فردی است، توجه افراد را به چیزهایی متمرکز می‌کند که باید تحقق پیدا کنند. متأسفانه هیچ گونه قانون اکید و صریحی برای مدیریت زمان فوتبال وجود ندارد که بتوان در هر مورد آن را به کار برد. هنوز یک راه حل کاملی پیدا نشده است، (اگر وجود داشته باشد). با این حال چند روش مدیریت زمان فوتبال وجود دارد که اگر به کار برده شوند می‌توانند شخص را به مدیر زمان فوتبال بهتری تبدیل کنند.

به خاطر داشته باشید که مدیریت زمان فوتبال چیزی نیست که به همین سادگی به دست بیاید. برای «مدیر خوب زمان بودن» باید بسیار تلاش کرد. کسانی که در این تکنیک موفق هستند اغلب نسبت به دیگران زمان بیشتری دارند، به هر حال آنها با همان محدوده ۲۴ ساعته رو به رو هستند که دیگران نیز با آن رو به رو می‌باشند. تفاوت آنها بادیگران در این است که آنها می‌دانند چگونه از این ۲۴ ساعت به نحو احسن استفاده کنند. برای نمونه آنها از چرخه سودمندی‌ شان آگاهی دارند. برخی افراد بیشتر صبح‌ها مؤثرترند، در حالی که عده‌ای دیگر عصر‌ها؛ وقتی شما ازچرخه‌ سودمندی‌تان آگاهی پیدا کنید بایستی آن زمان را به مهم‌ترین فعالیت خود اختصاص دهید.

مدیر خوب زمان فوتبال همچنین می‌داند که چگونه بی‌نظمی را ـ که وقت شخص را هدر می‌دهد ـ به حداقل برساند. این بی‌نظمی‌ها شامل وقفه‌هایی است که مثلاً توسط تماس‌های تلفنی ایجادمی‌شود.

سرانجام اینکه، به عنوان مدیر فوتبال در بسیاری از جلسات حضور خواهید داشت. اگر جلسه را شما ترتیب داده‌اید باید دلیلی برای آن داشته باشید. جلسه‌ای که صرفاً برای انجام دیدار استوقت شما را تلف می‌کند. دستور کاری برای جلسه تهیه کنید که درآن هدف شما از جلسه و آنچه که می‌خواهید به آن برسید مشخصشده باشد. سپس خودتان طبق آن عمل کنید.

امام صادق (سلام الله علیه) : صَلاهُ مُتَطَیِّبٍ أفضَلُ مِن سَبعینَ صَلاهًبِغَیرِ طیبٍ. نماز شخص خوشبو برتر از هفتاد نماز بدون بوى خوش است. الصلاه: ص ۵۱ ح ۱۴۸

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

6 دیدگاه ارسال شده است

  • داماش+سپیدرود+ملوان=رشت+انزلی/ دشمنان اتحاد رشت و انزلی مزدوران روس و چین و کمونیست و عرب و انگلیس خبیث هستند./ اشکان غایبی ساسانی گفت:

    ‌#بیوگرافی

    استاد محمد معین

    زادروز ۹ اردیبهشت ۱۲۹۷
    محله زرجوب رشت
    پدر و مادر ابوالقاسم و
    طلعت
    مرگ ۱۳ تیر ۱۳۵۰
    بیمارستان فیروزگر تهران
    ملیت ایران
    آرامگاه آستانه،کنار حشمت‌رود
    همسرمهین امیرجاهد
    فرزندان ۲ دختر، ۲ پسر
    استاد زبان فارسی و پدیدآورندهٔ فرهنگ معین است.

    او که نخستین فرزند خانواده بود، در سن شش سالگی مادرش را بر اثر بیماری حصبه از دست داد و پنج روز بعد از فوت مادر، پدرش نیز به سبب همین بیماری درگذشت. بیماری حصبه در رشت شیوع یافته بود و در آن سال ۲۸ هزارنفر را از بین برده بود.

    او در سال ۱۳۰۴ دوره شش ساله ابتدایی در دبستان رشت را ظرف دو سال پایان رساند. دوره اول متوسطه را در دبیرستان نمره ۱ رشت (که بعدها به نام دبیرستان شاهپور خوانده شد) به اتمام رساند و دوره دوم متوسطه را در رشته ادبی در دبیرستان دارالفنون تهران به پایان رساند. در اوان تحصیل در دبیرستان، صرف و نحو عربی و بخشی از علوم قدیمه را نزد پدربزرگش و مهدی رشت‌آبادی فرا گرفت. در سال ۱۳۱۰ در دانشسرای عالی در رشته ادبیات و فلسفه علوم تربیتی به تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۱۳ با نوشتن پایان‌نامه‌ای به زبان فرانسه در مورد شاعر فرانسوی «لوکنت دولیل» در رشته ادبیات و فلسفه به اخذ مدرک کارشناسی نایل شد.

    پس از طی دوره شش ماهه دانشکده افسری احتیاط، شش ماه اول سال ۱۳۱۴ را به خدمت افسری گذرانید و در مهر ماه آن سال به دبیری دبیرستان شاهپور اهواز منصوب شد. پس از سه ماه، ریاست دانشسرای شبانه‌روزی اهواز را یافت و در عین حال عضویت تحقیق اوقاف و ریاست پیشاهنگی و تربیت بدنی استان ششم به عهده وی بود. در همین ایام به وسیله مکاتبه آموزشگاه روانشناسی بروکسل، که تحت نظر Elmer Knowles روانشناس اداره می‌شد، روانشناسی عملی و دیگر شعب آن از قبیل خط شناسی، قیافه شناسی و مغزشناسی را فراگرفت.
    @gilanebozorg
    در سال ۱۳۱۸ به تهران منتقل گردید. در حین تصدی معاونت و سپس کفالت اداره دانشسراها در وزارت فرهنگ، برای دوره دکترا در ادبیات پارسی دردانشگاه تهران ثبت نام نمود. پس از چندی با حفظ سمت به دبیری دانشکده ادبیات منصوب گردید. در روز سه شنبه ۱۷ شهریور سال ۱۳۲۱ از پایان‌نامه دکترای خود با عنوان «مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات پارسی» دفاع کرد. پایان‌نامه او با راهنمایی استاد ابراهیم پورداوود با قید «بسیار خوب» پذیرفته شد و محمد معین به عنوان نخستین فارغ‌التحصیل دورهٔ دکترای ادبیات پارسی در ایران شناخته شد. از آن پس به سمت دانشیار و سپس به سمت استاد کرسی «تحقیق در متون ادبی» در دانشکده ادبیات برگزیده شد.
    در ۱۳۲۱ ازدواج کرد که نتیجه آن ۴ فرزند می‌باشد. از آغاز سال ۱۳۲۵ شمسی که چاپ لغت‌نامه دهخدا طبق قانون، در مجلس شورای ملی آغاز شد، دکتر معین به همکاری علی‌اکبر دهخدا برگزیده شد. در دی ماه ۱۳۳۴ با موافقت علی‌اکبر دهخدا، سازمان لغتنامه از منزل شخصی دهخدا به مجلس شورای ملی منتقل شد و طبق وصیت نامه دهخدا، دکتر معین به ریاست امور علمی آن سازمان منصوب گردید. در اسفند ۱۳۳۶ سازمان مذکور به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران انتقال یافت و طبق اساسنامه مصوب شورای دانشگاه، ریاست سازمان لغت‌نامه به عهده دکتر محمد معین گذاشته شد. وی این سمت را تا آخرین روزی که دچار سکته گردید به عهده داشت.
    @gilanebozorg
    زمانی که دکتر محمد معین، پس از چند سال بیهوشی درگذشت، از خیل عظیم دانشگاهیان و دانشجویانی که او را می‌ستودند، فقط عده معدودی که از شمار انگشتان دست کمتر بودند در مراسم تشییع پیکر او شرکت کردند.»

    محمد معین در ۹ آذر ۱۳۴۵ پس از بازگشت از ترکیه، در دفتر گروه زبان و ادبیات پارسی، سکته کرد و پنج سال آخر زندگی‌اش را در حالت اغما گذراند.
    وی را جهت معالجه بیشتر در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۴۶ به کشور کانادا منتقل کردند؛ ولی چون بهبودی در وضعیت او مشاهده نشد، در ۱۵ آبان ۱۳۴۶ به ایران بازگردانده شد و در بیمارستان فیروزگر بستری شد. دکتر محمد معین در روز ۱۳ تیرماه ۱۳۵۰ در همان بیمارستان درگذشت.
    در مراسم خاکسپاری محمد معین، عده‌ای بسیار معدود شرکت داشتند که با توجه به شخصیت ادبی شناخته‌شده جهانی او، رنجش بسیاری از فرهنگ‌دوستان آن زمان را بر انگیخت.
    با این همه دکتر مهدخت معین فرزند دکتر محمد معین پس از سال ها در گقتگویی با حامد داراب که روزنامه شرق آن را منتشر کرد؛ شرکت عده معدود در مراسم خاک‌سپاری پدرش را تکذیب نمود.
    ادامه???
    @gilanebozorg
    ‌وزارت فرهنگ و هنر، ساخت آرامگاه استاد معین را برعهده گرفت. در حیاط آرامگاه درختان چنار، صنوبر، یوکا، شمشاد و فواره آب و نیمکت و فضای سبز وجود دارد.
    آرامگاه او بنا به وصیت خودش، در کنار حشمت رود در شهر آستانه قرار دارد و سالانه مورد بازدید علاقه‌مندان به زبان و ادب پارسی است.

    تخریب آرامگاه؛

    در سال ۱۳۸۰، عده‌ای به آرامگاه او در شهر آستانه یورش بردند و «به اتهام همکاری» با پادشاهی پهلوی آن را ویران کردند.
    @gilanebozorg
    در تابستان سال ۱۳۳۳ به دعوت دانشگاه هاروارد به آمریکا رفت و از موسسات فرهنگی و فنی و هنری شرق آمریکا دیدار کرد. پس از آن در کتابخانه‌ها و موزه‌های لندن و پاریس نیز مطالعاتی به عمل آورد.

    در تابستان ۱۳۳۶ جزو هیئت اعزامی دولت و دانشگاه تهران به کنگره خاورشناسی در مونیخ به اروپا رفت و مدتی در سوئیس و آلمان به پژوهش پرداخت. در کنگره مزبور به عضویت «کمیته مجموعه کتیبه‌های ایرانی» (به انگلیسی: Corpus Inscription Iranicarum) و عضویت کمیته تالیف «فرهنگ پهلوی» منصوب گردید و سخنرانی تحت عنوان «هورقلیا» به زبان فرانسه ایراد نمود که خلاصه آن در مجموعه سخنرانیهای کنگره مزبور درج گردید. در همین کنگره دوره برهان قاطع که به تصحیح و تفسیر او رسیده بود، از طرف والتر هنینگ و امیل بنونیست و دکتر محمدباقر (از کشور پاکستان) مورد تقدیر قرار گرفت.

    در آذر ماه ۱۳۳۶ به دعوت دانشگاه‌ها و فرهنگستانهای مسکو و لنینگراد و باکو، برای بازدید از موسسات علمی و سخنرانی در زمینه فرهنگ و ادب ایران و رفع بعض اشکالات متون ادبی و دستور زبان فارسی به کشور اتحاد جماهیر شوروی سفر کرد.

    در ژانویه همان سال در «موتمر اسلامی» (به انگلیسی: Islamic colloquium)که در لاهور پاکستان منعقد گردید، شرکت کرد و در باب «صلح در نظر جلال الدین مولوی» به انگلیسی سخنرانی کرد که در مجموعه موتمر به چاپ رسید.

    در فروردین۱۳۳۷ از طرف «مرکز ملی پژوهش‌های علمی» فرانسه (CNRS) برای بازدید از موسسات علمی فرانسه و ایراد سخنرانی‌ها در دانشگاه پاریس دعوت شد و تا آخر تابستان آن سال در فرانسه بود. در این مدت یک سلسله سخنرانی در مدرسه پژوهش‌های عالی در زمینه تصوّف ایرانی و تفاوت آن با شیخیه ایراد نمود که گزارش آن در سالنامه ۵۹-۱۹۵۸ مدرسه مزبور مندرج است. علاوه بر این سخنرانی درباره جلال‌الدین محمد بلخی در دانشکده ادبیات دانشگاه سوربن ایراد نمود. در همین ایام به عضویت انجمن خاورشناسان Société Asiatique در پاریس و انجمن فلسفی ارنست رنان پاریس درآمد. ضمناً چندی در کتابخانه‌ها و موزه‌های بلژیک و هلند به مطالعه پرداخت. در سال ۱۳۴۲ (برابر با ۶۴-۱۹۶۳ میلادی) طبق دعوت دانشگاه پرینستون آمریکا به آن کشور رفت. آذرماه ۱۳۴۵ برای شرکت در کنفرانس فرهنگ منطقه‌ای، به مدت یک هفته به ترکیه عزیمت نمود.
    @gilanebozorg
    استاد معین در سالهای ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۳ عضو شورای عالی فرهنگ بود. در کنگره‌های هزاره ابن سینا، هفتصدمین سال خواجه نصیرالدین طوسی، آزادی فرهنگ که در تهران برگزار شد، عضویت داشت و در آنها به ایراد سخنرانی پرداخت. در سال ۱۳۳۳ برای کتاب جامع الحکمتین ناصر خسرو که نخستین بار توسط هانری کربن (خاورشناس فرانسوی) و دکتر معین تصحیح و چاپ شده بود، از طرف فرهنگستان Académie des Inscriptions et Belles-Lettres فرانسه، به دریافت جایزه نایل آمد..

    در تابستان ۱۳۳۷ بنا به تصویب هیئت وزیران ایران، به عضویت فرهنگستان ایران انتخاب شد و این انتخاب در پاییز ۱۳۴۰ از طرف هیئت وزیران مجدداً تایید شد. در مهرماه ۱۳۳۷ به عنوان «استاد ممتحن خارجی» دانشگاه پنجاب (پاکستان) برای مطالعه و اظهار نظر در رساله‌های دکترا آن دانشگاه برگزیده شد. از سال۱۳۲۴ با پروفسور هانری کربن در تصحیح و نقد متون فلسفی و عرفانی فارسی و عربی همکاری داشت. در نتیجه این همکاری، یک سلسله کتب فارسی و عربی از طرف انیستیتوی ایران و فرانسه چاپ و منتشر شده‌است.

    در آذرماه ۱۳۳۸ از نیما یوشیج، پیشوای شعر نو در ایران وصیت نامه‌ای بدست آمد که در آن دکتر معین را بدون اینکه دیده باشد، به عنوان وصی تعیین کرده بود تا اشعار وی را بررسی کند و قسمت لازم را انتشار دهد و انتخاب و طبع اشعار نیز تحت نظر وی باشد.
    ادامه???
    @gilanebozorg
    ‌آثار استاد معین

    ۱. فرهنگ فارسی معروف به فرهنگ معین؛ دوره کامل فرهنگ فارسی، شامل لغات فارسی، لغات و ترکیبات عربی متداول در فارسی، لغات اروپایی که به تدریج در فارسی وارد شده و اعلام اشخاص، اعلام جغرافیایی، در هفت هزار و نهصد صفحه و در شش مجلد. تهران: انتشارات امیر کبیر.

    ۲. جلد اول حافظ شیرین سخن.. تهران، ۱۳۱۹.

    ۳. یک قطعه شعر در پارسی باستان. تهران، ۱۳۲۲.

    ۴. یوشت فریان و مرزبان نامه. تهران، ۱۳۲۲.

    ۵. «علامه محمد قزوینی» در سالنامه پارس و نیز مجله فرهنگستان چاپ شد.. تهران، ۱۳۲۴.

    ۶. «شاهان کیانی و هخامنشی در آثار الباقیه». تهران، ۱۳۲۴.

    ۷. ارداویرافنامه. تهران، ۱۳۲۵.

    ۸. «روزشماری در ایران باستان و آثار آن در ادبیات پارسی». تهران، ۱۳۲۵.

    ۹. پورداوود. تهران، ۱۳۲۵.

    ۱۰. «مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی». تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۲۶.

    ۱۱. شماره هفت و هفت پیکر نظامی. تهران: انتشارات مجله پشوتن، ۱۳۲۷.

    ۱۲. حکمت اشراق و فرهنگ ایران. تهران، ۱۳۲۹.

    ۱۳. «مفرد و جمع». تهران، ۱۳۴۰.

    ۱۴. اسم مصدر- حاصل مصدر. تهران: امیر کبیر، ۱۳۳۱.

    ۱۵. امیر خسرو دهلوی. تهران: مجله مهر، ۱۳۳۱.

    ۱۶. «برگزیده نثر فارسی» شماره اول (دوره‌های سامانیان، آل بویه). تهران، ۱۳۳۲.

    ۱۷. آیینه سکندر. تهران: مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ۱۳۳۲.

    ۱۸. هورقلیا. تهران: مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران.

    ۱۹. لغات فارسی ابن سینا. تهران: مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ۱۳۳۳.

    ۲۰. «برگزیده شعر فارسی»، شماره اول (دوره‌های طاهریان، صفاریان، سامانیان و آل بویه). تهران: مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ۱۳۳۱.

    ۲۱. «نصرالدین طوسی: زبان ادبیات پارسی». تهران: مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ۱۳۲۵.

    ۲۲. «ستاره ناهید یا داستان خرداد و امرداد (نثر و نظم)». تهران، ۱۳۱۶.

    تصحیح کتب ویرایش
    ۱. علم برین. دانشنامه علائی تألیف ابن‌سینا. تهران: انجمن آثار ملی، ۱۳۳۱.

    ۲. چهار مقاله تألیف نظامی عروضی سمرقندی، با شرح لغات و توضیح عبارات مشکل و نسخه بدلها.. تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۱.

    ۳. «مجموعه اشعار دهخدا» با مقرمه مشروح در ترجمه احوال و آثار وی.. تهران، ۱۳۳۴.

    ۴. ناصر خسرو. جامع الحکمتین. تهران: انیستیتوی ایران و فرانسه، ۱۳۳۲.

    ۵. شرح قصیده ابوالهیثم. تهران: انیستیتوی ایران و فرانسه، ۱۳۳۴.

    ۶. محمد حسین بن خلف تبریزی. برهان قاطع. تهران، ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۵.

    ۷. سدید الدین محمد عوفی. جوامع الحکایات. تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۵.

    ۸. روزبهان بقلی شیرازی. عبهر العاشقین. تهران: انیستیتو ایران و فرانسه، ۱۳۳۷ شمسی.

    ترجمه‌ها ویرایش
    ۱. علی الجارم و مصطفی امین. روانشناسی تربیتی ترجمه از «علم النّفس و آثارُه فی التّربیةِ و التّعلیم». اهواز: انتشارات ادارهٔ فرهنگ خوزستان، ۱۳۱۶.

    ۲. و. ب. هنینگ (W.B.Hening). کتیبه‌های پهلوی. تهران: مجلهٔ یغما، ۱۳۲۹.

    ۳. ««خسرو کواتان و ریدک وی» ترجمه از پهلوی». تهران: مجلهٔ آموزش و پرورش، ۱۳۲۳.

    ۴. دکتر ر. گیرشمن. ایران. تهران: انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۳۶. شابک ‎۷-۰۳۲-۴۴۵-۹۶۴-۹۷۸.
    @gilanebozorg
    مقالات وی در موضوعات ادب، تاریخ ادیان، ایران باستان، تاریخ ادبیات، آثار باستانی، علوم تربیتی و…؛ در مجله‌های: ایران، مهر، سخن، آموزش و پرورش، یغما، یادگار، دانش (تهران)، اطلاعات ماهانه، اطلاعات هفتگی، فرهنگ (مشهد)، ایران لیگ (بمبئی)، روزگار نو (لندن)، اشتار (پایس)، آهنگ (دهلی)، آریانا (کابل) و نیز در سالنامه‌های پاریس، ایران، جاوید، کارون (تهران) و یادنامه بیروتی (کلکته) به طبع رسیده و تعداد آنها بالغ بر۲۰۴ است.

    آثار منتشرنشده

    ۱. فرهنگ بزرگ فارسی شامل کلیه لغات متداول در فارسی، تاریخ استعمال کلمه در زبان فارسی، معانی حقیقی و مجازی، شواهد معانی.

    ۲. فرهنگ دستور زبان فارسی شامل مباحث دستوری.

    ۳. جلد دوم حافظ شیرین سخن.

    افتخارات استاد معین؛

    نشان درجه سوم علمی در سال ۱۳۱۶.
    نشان درجه دوم علمی در سال ۱۳۲۱
    نشان درجه دوم سپاس در سال ۱۳۲۷.
    جایزهٔ Tamhour از طرف Académie des Inscriptions در سال ۱۳۲۱.
    همچنین در سال ۱۳۴۰ از طرف دولت فرانسه نشان عالی «هنر و ادب» به ایشان اهدا شد.

    روانش شاد.

    به کانال تازه تاسیس☔گیلان بزرگ☔
    بپیوندید.

    @gilanebozorg
    +join

  • ر گفت:

    با عرض سلام وخسته نباشید به همه ی سپیدرودی های بزرگ از جمله پیشکسوتان آقایی که این بیانیه ای رو می نویسی شما از خیلی چیزها خبر ندارید بسته وتمومش کن شمایی که این حرف ها رو می زنید در بهترین شرایط این صحبت ها رو می کنید ومطمئنا پشت شما گرم است تویی که از بازیکن شدن صحبت می کنید . وقت 24 ساعت شبانه روز صحبت می کنید یقیننا شما بارابطه وباند امده اید اینجا من از شما خواهش دارم که حرف از فوتبال نزنید خیلی از بچه هایی مثل من استعداد های نابی داشتند چون که اهل پارتی ورابط نبودن نتوانستن به حقشون برسند این حرفی رو که دارم می زنم کسی هستم که زندگی ام را در این فوتبال گذاشتم و از خیلی لذت های خودم زدم کسی که از 24ساعت شبانه روز نصفش فوتبال است من از شما خواهش می کنم این رابطه بازی رو قطع کنید حق خیلی ها تواین شهر ضایع شده واز شما آقای نویسنده می خواهم این جور بیانیه ندید واز سم ائمه اطهار که پاکدامن هستند استفاده نکنید بدنه فوتبال ما دست یک سری آدم هایی افتاده که اهل کار صحیح نیستند ونمی توانند جوان های این شهر رابه راه درست ببرند خوهشا از شما آقای نویسنده تمنا می کنم که این جور دست به قلم نشوید و از واقعیت های فوتبال صحبت کنید نه این قدر دروغ بگوییم واز وقت هم این جور صحبت نکنید وباید خیلی فکر کرد تا نوشت هوادار همیشگی شما

  • فرهاد گفت:

    برای آگاهی از پیشینه و مشاهیر شهر رشت لطفا” به این آدرس بروید

    https://www.facebook.com/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%88-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D8%B4%D8%AA-543496282518965/

  • احسان احمدی گفت:

    سلام . این یاداشت خیلی خوبی است و باید تبریک گفت به سایت وزین سپیدرود که به مسایل علمی وکلان ورزش توجه دارد .
    اما آقای محترم ر نمی دانم از چه دلخورید از درج این یاداشت در سایت سپیدرود و یا از مشکلاتی که دارید فقط می توانم بگویم فساد در همه جا وجود دارد و فوتبال هم فساد دارد و مشکل شما هرجه باشد نباید از درج یک یادداشت در سایت ناراحت بشوید . می توانستید صریح تر بگویید که مشکل تان چیست تا با شما هم آواز شویم .

  • مهدی گفت:

    کیه که بفهمه و اگه هم بفهمه غرور کاذبش اجازه بده که اعتراف کنه عملکرد مثلا بهتر ملوان در فوتبال ایران و ثبات بیشترش دقیقا بخاطر حمایت همیشگی نیروی دریایی در طول نیم قرن گذشته بوده و هرگز ملوان مثل سپیدرود و داماش اون جایگاه مردمی و پتانسیل نیروی انسانی رو نداشت که بتونه روی پای خودش بایسته و نیم قرن که پیشکششون، فقط ده سال بصورت خصوصی توی فوتبال دولتی ایران دوام بیاره.
    همین ثبات ناشی از رانت نیروی دریایی باعث شده اکثر بازیکنان رشت، بخشها و حومه رشت و سایر شهرستانهای استان بسمت ملوان برن و برند اونا رو تقویت کنن که الان ادعاشون میشه ما فوتبال داریم و بازیکن ملی داریم و از این حرفها. اون سیدجلال حسینی خشکبیجاری، اسمش روشه!! پدرش آدم زحمتکشیه و سال ۸۰ توی پروژه مسکونی ۹ بلوکه نیروی دریایی که پشت پمپ بنزین قاضیان داشت ساخته میشد و من مهندس سرپرست کارگاه اون پروژه بودم، کارگر ساده بود و با فورغون مصالح میبرد برای اوستاهای بنا. اون بنده خدا یه روز توی سایت پروژه اومد توی اتاق من آب خوردن بگیره و دید دارم بازی ملوان و پرسپولیس رو نگاه میکنم (دوره اول لیگ یرتر که پرسپولیس قهرمان شد) بهم گفت پسر منم فوتبالیسته و ملوان بازی میکنه. اونموقع دفاع وسطهای ملوان میرطرقی و عشوری زاد بودن که جفتشون اهل خمام و از حومه رشتن. من اصلا اسم جلال حسینی رو نشنیده بودم!! یکربع توی اتاقم موند تا پسرش رو روی نیمکت ملوان بهم نشون داد و گفت ۱۹ سالشه!! اینا خشکبیجاری و در واقع رشتی هستن ولی بخاطر شرایط کاری پدر زحمتکشش و پروژه های نیروی دریایی، ساکن شهرک شدن و فوتبال رو از ملوان شروع کرد. الان ادعا دارن انزلیچی هستن. تمام بازیکنان بیست سی سال اخیر ملوان رو ردیف کنین ببینین چندتاشون واقعا انزلیچی هستن و چندتاشون مثل تامینی،عشوری زاد،میرطرقی، نیک نظر،رستمی، نزهتی و نظرمحمدی و آبشک رشتی یا اهل حومه رشتن و چندتاشون مثل پژمان نوری و حسین ملکی و محمد غلامی و نیما دلاوری و پایان رافت و حسن اشجاری و . . . اهل سایر شهرستانهای استان گیلانن و چندتاشون مثل مسلمان و یوسفی و ماهینی و افشین و نورمحمدی و . . . سرباز مفتی بودن که این باشگاه با مصادره اونا به اسم خودش باعث شده الان مردم شهرک مدعی و متوهم بشن!!ولی فوتبال همیشه خصوصی رشت تابحال فوتبالیستهایی مثل هرندی، افتخاری، داداش زاده و طباطبایی رو به تیم ملی معرفی کرده و ضمنا بازیکنان باکیفیتی مثل سیدعلی محمدی و حمیدرضا منصوری و رسول حقدوست هم بارها به تیم ملی دعوت شدن اما اون زمان بالای ۹۵ درصد تیم ملی از پرسپولیس و استقلال انتخاب میشدن و این فوتبالیستهای رشتی حقشون خورده شد. در سالهای دورتر هم ملی پوشانی مثل محسن هوشنگی(کاپیتان سپیدرود) و جاوید جهانگیری هم از سپیدرود داشتیم. حالا میگن جهانگیری بازیکن ملوان بوده ولی از خود جهانگیری مصاحبه هست که گفته هرچه دارم از سپیدرود است. در سالهای اخیر هم در تیم ملی امید ایران بازیکنانی از تیمهای رشتی بودند مثل مرتضی ابراهیمی، نظیفکار، حسین ابراهیمی و مهیار نوری و . . . که در آکادمی های دو باشگاه مردمی و همیشه خصوصی رشت رشد کردن و گل سرسبد همه اونا جهانبخش هست که برادران انزلیچی ذهنشون تنگتر از اینه که این افتخارات رو بیاد بیارن و فقط ۴ تا بازیکن ملی خودشون یادشون مونده!!

  • مهدی گفت:

    من مهدی رشتی و سپیدرودی هزارآتشه ام و با اون مهدی آبای متفاوتم. متنهای من در جای جای این سایت هست. این آبای میگه: هزینه کرد سه سال پگاه بیشتر از پنجاه سال نیروی دریاییه!! این فرار رو به جلو هست!! هیچ عقل سلیمی این استدلال رو نمیپذیره!! خلاصه ی همه ی مباحث اینه که:
    ۱-فوتبال رشت پنجاه سال خصوصی بوده و فوتبال انزلی پنجاه سال نظامی.
    ۲-بخاطر شرایط مالی باثباتتر در نیروی دریایی انزلی، استعدادهای فوتبال رشت و حومه و سایر شهرستانهای استان و سربازهای سراسر کشور به ملوان میرفتند و میروند و در این پنجاه سال تیم انزلی را چرخاندند و فوتبال رشت با سیلی صورتش را سرخ نگه داشت.
    ۳-اگر در دهه شصت به منتخب گیلان نگاه کنید، اگر رشتیها از نظر کمیت و کیفیت سرتر از مجموعه انزلیچیها نباشند کمتر نیستند و این با مراجعه به آرشیو کاملا قابل رویت است.
    ۴-پس آنجا که پول حرف اول را نزند فوتبال رشت هرگز کمتر از انزلی نبود و نیست.
    ۵-وقتی سال به سال پول نقش پررنگتری در فوتبال پیدا کرد، تیمهای رشت بدلیل مهاجرت استعدادها و . . . تضعیف شدند و انزلی دقیقا مسیر برعکس را طی کرد و درنتیجه استعدادهای قوتبال استان و حتی رشت و حومه آن به سمت انزلی رفتند که بخاطر این بهرمندیها در لیگ بالاتری حضور داشت و با مهاجرت تصاعدی استعدادها به سمت انزلی فوتبال رشت روز به روز رو به افول رفت البته فقط باشگاههای رشت افول کردند و اگر شناسنامه بازیکنان را ملاک قرار دهیم باز هم حرف اول فوتبالیستها را رشت و حومه رشت و سایر شهرستانهای استان غیر از انزلی میزنند و بازیکنان انزلیچی شناسنامه ای بسیار بسیار محدود و معدودند.
    نمیدانم چقدر و چندبار باید این واقعیتها را توضیح دهیم تا آبای ها به افتخار کردن با استعدادهای دیگران پایان دهند؟! اگر امکانات دولتی و نظامی از پنجاه سال قبل بجای انزلی در رشت بود، باشگاههای رشتی استعدادهای منطقه را جذب خود میکردند و در لیگهای بالاتر از آبای ها حضور داشتند و آنوقت همین تعداد اندک بازیکنان انزلیچی شناسنامه ای هم برای پیشرفت و در چشم بودن به سمت باشگاههای رشت می آمدند و کلا جریان برعکس میشد، ولی با این تفاوت که در آنصورت دیگر تیمی در انزلی با شرایط خصوصی سرپا نمیماند تا بخواهد رقابتی با فوتبال رشت داشته باشد و انزلی مثل شهرستانهای دیگر استان فاقد فوتبال میشد.
    از نیروی دریایی و نعمت دریا که خداوند در اختیار آبای ها گذاشت این عزیزان باید بینهایت ممنون باشند، چون بدون آن مثل دیگر شهرستانهای استان فاقد فوتبال بودند و حتی این توان و قدرت الان فوتبال رشت را هم در حالت تمام خصوصی نداشتند! چون جایگاه نیرومند مردمی نداشتند و ندارند که بخواهد روی پای خود بایستد و مقاومت و رقابت کند. اصلا پایی نداشتند و ندارند که روی آن بایستند. هرچه در فوتبال دارند از رشت، بخشها و حومه رشت، سایر شهرستانهای استان گیلان و سربازهای سایر نقاط کشور دارند و اگر فوتبالیستهای رشتی و بخشهای رشت و شهرستانهای دیگر مثل فومن و صومعه سرا و آستارا و تالش و رضوانشهر و ماسال و . . . و سایر نقاط استان و سربازهای سراسر کشور را از تاریخ ملوان کنار بگذارید، چیزی از فوتبال در شهرک نمیماند و با تعدا اندک فوتبالیست انزلیچی شناسنامه ای باید نهایتا یک تیم فوتسال داشته باشند!! دیدید که سال گذشته بخاطر مهدی شریفی که به تراکتور رفت چه جنجالی کردند و حتی مثل بچه ها بحث کناره گیری از لیگ را پیش کشیدند و بعد هم که کنار نرفتند، فوتبالی کنار رفتند و افتادند و بعد هم باز تلاش کردند با رانت و پول و . . . برگردند که خدا پدر تاج را بیامرزد که . . .
    جمع کنید تو رو خدا و از این سایت تشریفتان را ببرید آباااااااااای