وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

نگاه سوم به ناکامی مجدد سپیدرود در رسیدن به جایگاه واقعی خود در فوتبال کشور

نویسنده مهمان: مهندس کیوان بهمنش

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – لیگ دو آزادگان باز هم غزلی تکراری و مصیبت زده را برای رشتی های مهربان و خونگرم و مظلوم سرود و سپیدرودیها بار دیگر تلخی این ناکامی را در زیر کام خود به سان سالیان ماضی، لیکن این بار تلخ تر، چشیدند!

تیم سپیدرود رشت که با هزینه ایی نسبتاً خوب در این فصل برای صعود به لیگ یک آزادگان بسته شده بود با پذیرش یک مساوی در بازی ماقبل آخر خود، از صعود باز ماند. اما به راستی علت این تلخ کامی همیشگی تیم مردمی و پرطرفدار رشتی در عدم راهیابی به رده اول فوتبال این کشور در کجاست!؟ علل ناکامی های این تیم محبوب و دوست داشتنی اما مصیبت زده را در کجا باید جستجو کرد!؟

در این فصل که تیم سپیدرود رشت از مالک ( اسپانسر ) خوب و دلسوز و اطاق فکر قوی از عبدالهی خوشفکر و متفکر سیاسی و اجتماعی گرفته تا بهارمست و کامران عملیاتی و اجرایی و رادنی دیدار رسانه ای و کادر فنی با تجربه و پرتعداد بهره مند بود، پس دیگر چه دلایلی را می توان مزید بر این ناکامی بزرگ مورد واکاوی قرار داد!؟

نگارنده در این نگارش قصد و نیت این را ندارد که موضوع ناکامی باشگاه سپیدرود رشت را از منظر فنی و فوتبالی مورد تحلیل قرار دهد، بلکه در این مجال قصد بر این دارد که موضوع این شکست تلخ را از منظر استراتژیک و رهبری سازمانی مورد واکاوی قرار دهد.

واکاوی از منظر برنامه های استراتژیک:

اگر نگاهی سازمانی به باشگاه سپیدرود رشت به عنوان یک نهاد اجتماعی پرطرفدار در شهر رشت داشته باشیم ، برای عدم موفقیت این نهاد در وهله اول باید نگاهی به برنامه های استراتژیک این باشگاه داشته باشیم و در این راستا پرسش های زیر را مطرح نماییم :

image

 واکاوی از منظر رهبری

و اما از منظر رهبری سازمانی ، مدیریت ارشد این باشگاه باید مشخص کند برای این تیم مردمی بیشتر رییس بوده است یا رهبر!؟ خیلی‌از مدیر عاملان فکر می‌کنند که به هر کسی که در صدر یک سازمان نشسته و مسئولیت امر و نهی و اتخاذ تصمیمات مهم و کلیدی را دارد، می‌شود هم رئیس گفت و هم رهبر. اما این دو واژه با هم متفاوت هستند و هر رئیسی لزوما یک رهبر واقعی نیست. لذا شایسته است که مدیریت ارشد این باشگاه که دلسوزی و زحمتکش بودن وی زبانزد هواداران است، به دور از هرگونه تعصب و توجیه نوع مدیریت خویش در این باشگاه ، باید در خلوت خود به طور جدی به این بیاندیشد که آیا برای باشگاه سپیدرود رییس بوده است یا رهبر!؟

برای درک بهتر این موضوع میتوان موضوعات زیر را مورد واکاوی قرار داد:

شما نمی‌توانید بدون داشتن حس لذت از کار کردن با مردم، عملا یک گروه را رهبری کنید. مردم که مهره‌های بی‌روح شطرنج نیستند، هر یک از آنها آدم‌های با شخصیت‌های واحد و توانایی‌ها و نبوغ خاص خودشان هستند. به عنوان یک رهبر شما باید از کمک کردن به مردم و نظاره کردن شادی و رضایت آنها لذت ببرید.

اگر از این منظر به رهبری مدیریت ارشد تیم سپیدرود رشت نگاه نماییم ، باید کمی خوش انصاف باشیم چرا که ایشان در این مدت کوتاه توانستنه بودند تعامل مناسبی با هواداران تیم محبوب سپیدرود برقرار نمایند . ایشان در خیلی از بازی های خارج از خانه بازیهای تیم را از روی سکوها و در کنار هواداران سپیدرود تماشا می نمودند .و در اولین مصاحبه خود در راس برنامه های خود شاد ساختن دل مردم رشت را پس از سالیان دراز هدف اصلی خود بیان نمودند ، هرچند در دستیابی به این هدف عاجز ماندند.

گروهتان را راهنمایی – و نه کنترل- کنید :

سبک مدیریت بعضی از رؤسا این است که هر فعالیت کوچکی را کنترل کنند، آنها هیچ وقت نمی‌توانند رهبر شوند، جامه رهبری برای آنها دوخته نشده است و حداکثر می‌توانند مدیران کوچکی بشوند. ولی رهبران خوب می‌دانند که گروهشان می‌تواند در صورت جهت‌دهی درست و حمایت، به نتایج بزرگ برسد و نیازی به کنترل آنها نیست. این رهبران گروهشان را توانمند می‌کنند.

مدیریت ارشد سپیدرود رشت باید به طور جدی به این موضوع بیاندیشد که برای توانمند کردن ساختار زیر مجموعه خویش چه کرده بود؟

رؤسا در مسیری که اتخاذ کرده‌اند، خیلی سفت و سخت هستند، اما رهبرهای خوب می‌دانند که به تناسب ویژگی‌های اعضای گروهشان، گاهی لازم می‌شود که راهبرد خود را تغییر بدهند.

مدیریت ارشد سپیدرود باید به خیل عظیم هواداران اندوهگین امروز سپیدرود پاسخ دهند که دلایل عدم تغییر راهبرد باشگاه پس از به صدا در آمدن اولین سوت خطر در بازی با بعثت کرمانشاه ، چه بوده است !؟ پاسخ شفاف و صادقانه به این هواداران متعصب نقش اساسی در آرامش این هواداران خواهد داشت . آیا این تغییر راهبرد باعث وارد کردن شوک و آنتروپی مثبت به کادر فنی و بازیکنان این تیم نمی شد !؟

اعتبار دادن و پذیرش اشتباه:

رؤسا دوست دارند که وقتی تیمشان به موفقیتی دست یافت، این موفقیت را به حساب ریاست موفق خود، جا بزنند، اما اگر نتیجه رضایت‌بخش نبود، زیردستان خود را مقصر می‌دانند. اما رهبران، در مقابل، می‌دانند که همه موفقیت‌ها نتیجه تلاش گروهی زیردستانشان است، آنها به هنگام موفقیت تلاش زیردست‌های خود را ارج می‌نهند و هیچگاه به هنگام شکست، مسئولیت و سهم خود را فراموش نمی‌کنند.

مدیریت ارشد سپیدرود باید به خوبی واقف باشد که پذیرش مسئولیت این ناکامی در این مقطع نقش اساسی در ادامه حیات این باشگاه در آینده خواهد داشت و هرگونه مقصر جلوه دادن سایرین از جمله کادر فنی به مثابه مثال پدر دانش آموز ناموفقی است که فرزند خود را سرزنش نماید که این همه منابع مادی و امکانات رفاهی در اختیارت گذاشتم ولی به دلیل بی لیاقتی نتوانستی موفق شوی !!!

رؤسا از خطر کردن همیشه پرهیز می‌کنند، مبادا که شکست احتمالی به حساب آنها نوشت شود. اما رهبرهای خوب می‌دانند که بزرگ‌ترین موفقیت‌ها به هنگامی بدست خواهن آمد، که خطرهایی را بر تن هموار کنید.

مدیریت ارشد سپیدرود از این منظر یک رییس بود تا رهبر! چرا که پس از شنیدن صدای سوت اولین خطر، به نظر نگارنده باید با پذیرش خطر نسبت به تغییر ، ترمیم و یا تکمیل کادر فنی خود اقدام فوری مینمود چرا که مطابق با هدفگذاری تعیین شده بنا نبود که سپیدرود چند سال در لیگ دو باقی بماند و تجربه کسب نماید و بعد صعود نماید. اگر در برنامه های استراتژیک سپیدرود صعود هدفگذاری شده بود ، حتما باید در ماتریس SWOT با مشاهده این تهدید برای غلبه بر این تهدید ، تاکتیک مشخصی وجود میداشت .

متاسفانه نگارنده پس از بازی با بعثت کرمانشاه خطر پذیری را در مدیریت ارشد تیم سپیدرود مشاهده ننمود. هنوزم هم به عنوان یک بازیکن سابق تیم های پایه شهرم و یک علاقه مند فعلی سرسخت تیم شهرم بر این عقیده ام که این مسابقات را باید به عنوان مسابقات حذفی می نگریستیم.

رؤسا با سیاست ترس افکندن در دل‌های زیردستان می‌خواهند آنها را مجبور به انجام درست کارها کنند. اما رهبرهای خوب، به درستی شناسایی کرده‌اند که چه چیز باعث می‌شود که هر عضو گروهشان با بهترین شرایط کار کند. آنها می‌کوشند که به تک تک کارمندهای خود بزرگی و شخصیت بدهند، حتی اگر آنها در بدو امر، بزرگی را در درون خود حس نکنند.

اگر به برنامه های بدرقه تیم توسط مسئولان و مدیران استانی نگاهی موشکافانه بیاندازیم، میبایست به دور از هر گونه تعصب اذعان نماییم که حضور این مسئولان در شب قبل از بازی تنها سیاست ترس افکندن در دل بازیکنان سپیدرود بود که تا این لحظه از عمر خود شاید مهمترین مسئولی را که دیده بودند مدیر مدارسشان بود! اگر نگاهی به سخنرانی این مسئولان در شب های قبل از بازی کنیم در خواهیم یافت که این صحبت ها چه بار روانی را بر دوش این بازیکنان می گذاشت. ای کاش این حضورها برای بعد از بازی ها و یا در پشت صحنه انجام می شد.

در پایان ضمن تشکر از تمامی دلسوزانی همچون عبدالهی، پور محسن، صومی، ناظمی، رسولی، بهارمست، کامران، دیدار که در این مدت با زحمات بی دریغ شان چند صباحی امیدهای هوادران متعصب رشتی را در این شهر زنده نمودند، آرزو میکنم که این حضور و زحمت تنها یک جرقه نبوده باشد و با روشن نگه داشتن این شعله، این بار با برنامه ریزی دقیق تر، این راه پر خطر از نو مورد طریق قرار گیرد. چرا که رشت و رشتی شایسته بهترین ها هستند.

نگاه سوم به ناکامی مجدد سپیدرود در رسیدن به جایگاه واقعی خود در فوتبال کشور
امتیاز به این پست

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

31 دیدگاه ارسال شده است

  • حسین گفت:

    مقصر اصلی عدم صعودسپیدرود بدون شک شخص آقای ناظمی هستش.تیمی که با روابط بسته بشه و یه مشت سیاه لشکر کادرش رو تشکیل بدن همینه.آقای غلامی آقای پورمحسن بخدا این افشین شما …..مربی که ظرفیت کوچکترین انتقاد رو نداره ….افشین حیا کن سپیدرود رو رها کن.آقای طباطبایی که حتی شرم می کنم اسمت رو هم ببرم واقعا نشون دادید عددی نیستی.نه در دوره ای که بازی می کردی دروازه بان خوبی بودی و نه الان که مثلا مربی شدی.شخصیت و چهره واقعی خودت رو نشون دادی.آقایون دوره قلدر بازی تموم شده.اگه باشگاه نخواد با این افراد برخورد نکنه فقط میشه تاسف خورد.مقصر اصلی این جریانات هم خود آقای ناظمی هستش که با تماشاگر بحث می کنه در حالی که طرف فقط گفتش این تیم هافبک نداره.امیدوارم این کامنت ها رو اعضای هیئت مدیره و به خصوص مالک باشگاه بخونن تا خیلی جریانات رو متوجه بشن.این آقا واسه خودش ….. داره.مربی …. نمی خوایم

  • اقبال امیدی گفت:

    ازجناب مهندس بهمنش که خود از مدیران لایق این استان می باشند کمال تشکر را دارم که با تحلیلی عالی دلایل ناکامی سپیدرود را بیان کردندباز هم افسوس

  • شاد گفت:

    سلام متن تئوریکی قابل احترامی است به عنوان یک هوادار استفاده کردم و به نظرم باشگاه باید از این شخصیت محترم و متفکر استفاده کند . باشگاه سپیدرود پس از کمای چندین ساله به این مرحله رسید و فکر می کنم انتظارات را بشدت بالا برد و شکاف بین مطالبات مردم و هدف گذاری باشگاه ایجاد شده است و باید تلاش کنند این شکاف را حل کنند . یادم می آید دکتر عبدالهی در یک مصاحبه مطبوعاتی در باشگاه 3 هدف را برای باشگاه بر شمرده بود 1- تبدیل سپیدرود از یک نام به یک نهاد ( نهاد سازی) 2- حیات بخشی به سپیدرود و وارد کردن آن به متن زندگی شهروندان 3- تلاش برای صعود به لیگ یک . به نظرم سپیدرود به اهداف اول و دوم خود بخوبی رسید اما به هدف سوم خود که صعود بود نرسید این که چرا نرسید اول ببینیم هدف گیری اصلی صعود بوده یا تلاش ممکن برای صعود . به نظرم آن چه پیداست در میانه راه امیدواری برای صعود ایجاد شده است و امکانات لازم برای رسیدن به این هدف هم فراهم شد اما موانع ناخواسته و یاآن چه که آقای بهمنش فرموده اند این موانع را مدیران باشگاه مدیریت نکردند یعنی در حالی که امکان صعود وجود داشت ولی از این فرصت استفاده نشد . به قول ایشان مدیران باشگاه باید وقتی خطر رادیدند باید برایش برنامه ریزی می کردند . من اطلاع ندارم که در باشگاه چه تصمیم گرفته شده آیا می خواستند بازیکن جدید بیاورند؟ آیا می خواستند سرمربی را عوض کنند ؟ ایا تیم مشاوره فنی انتخاب کردند که به آقای ناظمی کمک فکری بکنند؟ اطلاعی ندارم اما تحلیل انتقادی آقای بهمنش کاملا درست است و مدیران باشگاه باید شفاف سازی کنند که چه اتفاقی افتاده است ؟ به هر روی ، بازی ها برای سپیدرود پایان یافته اما هم چنان باید ایستاد و مسیر را با تدبیر ادامه داد . من همانند آقای بهمنش از آقای دکتر عبدالهی و اقای دیدار ، اقای صومی عزیز و حتی خود افشین خان و آقای پورمحسن و مالک محترم و سایر دوستان خواهش می کنم چراغی را که افروخته اند اجازه خاموشی ندهند

  • مجتبی گفت:

    سپیدرودم
    … به تو و عشق تو ایمان دارم

  • صادق گفت:

    جناب سرهنگ پورمحسن شما آدم شریف و زحمتکشی هستی ولی نباید این قدر به آقای ناظمی فضا می دادید مطالق العنان بودن او کاردست شما داد وقتی به تیم خورموجی که با 16 بازیکن به رشت امدند و هیچ امکاناتی نداشتند وا دادیم مقصر حتما کادر فنی است سید محمد حسین چرا سکونشین شد؟ همرنگ و نورمحمدی چی؟بروید بررسی کنید

  • omid گفت:

    زنگ خطر تو کرمانشاه بصدا در نیومد زنگ خطر وقتی بصدا در اومد که ما تو رشت از بعثت جلو بودیمو برای گل دوم تلاشی نکردیم نتیجش این شد که با دادن اون پنالت نقشه ها نقش بر اب شد درست از اون لحظه ای که اون تکل لعنتی زده شد و انقدر اون تکل تابلو بود و داور مجبور شد نقطه پنالن رو نشون بده دنیا برام تیره و تار شد و ارزوهام بر باد رفت بعد از خوردن گل مساو 2 موقعیت عالی ایجاد شد اما افسوس و افسوس بعد از اون بازیم ک دیگه رنگ برد رو ندیدیم

  • omid گفت:

    سپیدرود مینه تیم افسوس دلیلش رئو من نمیدونم مگه میشه یه تیم 30 سال طلسم باشه؟!

  • احمد گفت:

    دستی بر زانوی خمیده
    دستی در دست رود پیر
    می ایستم در برابر سد نا ملایم این روزگار تلخ
    می ایستم در برابر طوفان هجمه ها

    رویای کودکیم!
    سرچشمه ات، گر اشک دیده و خون دل من است……..
    موجهای تو جوشان است و پر امید
    باکت مباد که از پس این صخره های سخت
    از لابلای گودالهای ترس
    بر فراز شیبهای بی عدالتی تند ناسزا
    به دریا میرسند ماهیان تو…..

  • محمود گفت:

    قلم و دانشتان ستودنيست جناب بهمنش عزيز
    گويي قرار است اين آرزو و حسرت،يعني عدم استفاده از كارشناساني چون شما، در شهر مظلوممان را به خاك بسپاريم

  • محمود گفت:

    قلم و دانشتان ستودنیست جناب بهمنش عزیز
    گویی قرار است این آرزو و حسرت،یعنی استفاده از کارشناسانی چون شما، در شهر مظلوممان را به خاک بسپاریم

  • محمود گفت:

    لطفاً كامنت دوم منو تاييد كنيد

  • صومعه سرا گفت:

    طرفدارایی دو اتیشه ای که تیمشون دسته 3 بود و در حال نابود شدن محض اطلاع بهتون بگم که افشین باعث شد اقای غلامی بیاد تیم رو دست بگره .
    زیاد پر توقع نباشید تا همین جا اومد تیم تشکر کنید نه توهین ثضاعت تیم در همین حد بود

  • حسین گفت:

    به امید اینکه فصل بعد اون دسته از بازیکنان و کادر فنی گستاخ و بی ادب سپیدرود رو تو تیم محبوبمون نبینیم.بیشتز این بازیکنا باید برگردن به جایگاه اصلی خودشون یعنی بازی در لیگ گیلان.تو مکتب باشگاه سپیدرود بی ادبی و گستاخی جایگاهی ندارد.اینها لکه ننگ سپیدرود هستند.

  • شاهین گفت:

    تجربه شخصی خودم از حداقل یک دهه اخیر فوتبال بهم این دیدگاه رو میده احتمالا فصل بعد سپیدرود دچار ریزش هوادار در استادیوم میشه
    هوادارایی که اگه اکثریت نباشند بخش زیادی از اون ها داماش هستند و در زمانی که احساس کردند سپیدرود به لیگ یک نزدیک شده به میدون اومدن
    متاسفانه این حذف و سر خوردگی و کیفیت پایین لیگ دو با روحیت لیگ برتری مردم رشت زیاد سازگار نیست
    متاسفانه پیش بینی میکنم این حضور که در دور دوم شاهدش بودیم رو دیگه در فصل بعد برای سپیدرود نبینیم

  • مجید گفت:

    درود، بدون اینکه کوچکترین دانش مدیریتی کلاسیک در فرد هم باشد یک مدیر خودکار برای سازمان دادن یک گروه و اینکه اجزای گروه را دور هم بچیند مجبور است همه ایتمهای مطرح شده در متن بالا رادر مدیریتش عملیاتی کند و حتی ان دانش اموخته محض این رشته مدیریت ،‌در نهایت کمترازده درصد اموخته های خویش را قادر به عملیاتی کردن نیست مثلا یک پزشک محترم در سطح دانش رشته حرفه ای خویش با ان همه محتوای اموخته شده در کار حرفه خویش مجبور به استفاده از سطح خیلی محدود ان است اصلا خود شما ایا این همه امخته های دانشگاهی خودایا قادر به عملیاتی کردن ان هستیند اصلا شدنی نیست اقای مهندس . از طرفی وقتی شما به کارکرد یک گروه نگاه میکنید که اجزای تشکیل دهنده ان ادمها هستند نه ابزارهای فیزیکی خیلی از عوامل که ازان به متغیرهای ناخواسته و غیر قابل پیش بین یاد میکنند در نتیجه عملکرد گروه تاثیر گذار هست مخصوصا در ورزش و خیلی مخصوص تر در فوتبال شاخه ی از ورزش که بیشریت تعداد را برای تشکیل کروه با خوداختصاص میدهد که در ان علاوه بر ادراک ، هیجان هم برای به هدف رسیدن نقش خیلی فعالی دارد.بس باید به این گروه خسته نباشید گفت و فقط اگر روشهای عملیاتی شدنی به ذهن ما میرسد در اختیار گروه قرار داد و و از انهاانتظار قویتری داشت که با برطرف کردن عوامل زمینه ساز این عدم نتیجه گیری در دور بعد کاملترین عملکرد را از خود نشان دهند وبه همین دلیل هم هست که امروزه از فوتبال تبدیل به هنر ، صنعتی گردیده هم هنر قربان هم صنعت بس نمیتوان را در قید یک نظریه به نتیجه رساند. که اگر این شدنی بودامروزه هر کارشناس خاص مدیریت اموخته میتوانست تیمش را تبدیل به مثلا بارسا نماید . که شدنی نیست . سپاس از اینک سپیدرود دوباره جاری شد. بامید موفقیت پایدار تر و پاسخ متناسب دادن به سرمایه گذار محترم که نتیجه ان میتواند ابزار معیش گروهی از مردم منطقه گردد. و سپاس بیکران از متن شما.

  • armin گفت:

    حالا که ما 30 ساله طلسمیم اما بااین کاری که بازیکن ها کردند هرچه قدر هم عذز خواهی کنن بخشش نمیشه کردسپیدرود فقط وابسته به هوادارا بود نصف امتیازاش هم به خاطر هوادارا گرفت همونایی که تا کرمانشاه رفته بودند بعد بازیکن ها اینطوری باید کنن من فکر میکنم که سال دیگه 500 نفر هم نیاد سپیدرود امسال که نشد سال دیگه انشالاه میاد یه چیز دیگه اگه حرف هوادارا براتون مهمه 4 تا بازیکن درست حسابی بگیرد که مث بازی با بعثتو الومینیوم سوتی ندن به امید بهبود سپیدرود

  • هانی گفت:

    دوستان عزیز.میدونم خیلی ناراحتید.منم حال شما رو دارم.درسته اشتباه زیاد کردیم و خیلی راحت میتونستیم صعود کنیم.انتقاد درست خوبه ولی تخریب نه.حالا که بعد سالها سپیدرودمون صاحب یه مالک درست و حسابی شده کاری نکنیم که بره و پشت سرشم نگاه نکنه.یادمون نرفته مالکای قبلی که واسه دو زار چه بلایی سر تیم می اوردن.بازیها رو برده بودن سردار جنگل که تماشاگر زیادی نره.حالا که مالکای فعلی اعلام کردن از امروز شروع می کنن برای فصل جدید، باید امید داشته باشیم.چهل سال صبر کردیم،بازم صبر میکنیم.
    سپیدرود با شماهاست که سپیدروده.اینم بگم که مطمن باشید فصل بعد اگه تیم قویتر بسته بشه بعد چند هفته طرفدار بیشتر از امسال استادیوم میاد.ترس ریزش هوادار رو نداشته باشین.سپیدرود یه دنیاست.
    سپیدرود عشقمونه، حتی اگه تو لیگ استان باشه

  • علیرضاکرمانشاه گفت:

    دلیل صعود خیبر خرم اباد فقط در یک کلمه خلاصه میشه.
    بهاروند. همین دیگه تا آخرشو برین

  • محی الدین فلسفی گفت:

    سلام علیکم . علی ع می فرماید اگر کسی یک کلمه به من بیاموزد مرا یک عمر بنده خود کرده است .بنده به نوبه خودم از آقای بهمنش تشکر می کنم که یکی از تئوری های مدیریت را مطرح کردند و از آقای شاد که توضیح خوبی دادند و از جناب آقا مجید که توضیح دقیق تری ارایه کردند . واقعیت این است که تئوریها راه گشایند اما اجرای آن در عمل ، با سختی های خاص خودش همراه است . مدل pdca معروف به چرخه دمینگ برای سازمان های مغز محور و سیستماتیک عالی است و این چرخه کمبودهایی داشت که بزرگان علم مدیریت مشاهده کردند که مدیران این مدل را نمی توانند اجرا کنند. به همین دلیل آمدند و ۶ گام اجرایی به آن اضافه کردند:
    گام اول: شناسایی مشکل
    گام دوم: تجزیه و تحلیل مشکل
    گام سوم: طرح ریزی و انتخاب راه حل
    گام چهارم: اجرا راه حل
    گام پنجم: ارزیابی نتایج
    گام ششم: استاندارد کردن راه حل

    این گام ها تمامشان برای اینکه به یک برنامه عملیاتی تبدیل بشود، زیر گام های خودشان را دارند. بعد از آن است که یک برنامه اجرا عالی می توان درست کرد. چرخه دمینگ و گام های آن بود که ژاپن با محصولات و خدمات بی کیفیت را به قدرت بزرگ اقتصادی دنیا تبدیل کرد. به همین علت بود که ژاپنی ها برای قدردانی از آقای دمینگ، جایزه ملی کیفیت خود را به نام ایشان ثبت کرده اند.
    اما این چرخه برای باشگاهی مثل سپیدرود که در حال شکل گیری سازمانی است و در مرحله نهادسازی قراردارد نسخه ای سنگینی است و باید بستر سیتمی چنین دیدگاهی را فراهم کرد نه تنها سپیدرود بلکه اکثر سازمان دولتی و خصوصی استعداد اعمال چنین سیستمی راندارند بلکه در برخی پروژه ها این مدل اعمال می شود .لطفا به اصل ” اعمال نظر مشخص در شرایط مشخص” وفادار باشیم و نسخه هایی که فقط به پیچیده شدن مشکلات کمک می کند را طرح نکنیم. می شود مدعی شد که در بین باشگاه های فوتبال گیلان سپیدرود از منظر مدیریتی و ساختاری و عملکردی در طول یک سال گذشته بی نظیر است اگرچه مشکلات فراوانند .

  • طهوری گفت:

    “عادت کرده ام”
    به اینکه همیشه؛
    در بحران های زندگی ام؛
    خودم، هوای خودم را داشته باشم…
    در شبها بی‌خوابی ؛
    خودم، برای خودم لالایی بخوانم؛
    وقتی که بغض میکنم؛
    خودم؛
    خودم را در آغوش بگیرم؛
    و دلداری بدهم…
    می بینی؟ ” تنهایی” با همه دردی که دارد؛
    مرا ” مرد ” بار آورده؛
    آنقدر که با همه ” نامردی‌ها ”
    ” مردانه ” به خودم؛
    ” تکیه میکنم ” . . .

  • ثابتی گفت:

    انوشیروان بوذرجمهر را زندانى کرد. پس از چند روز، انوشیروان شخصى را فرستاد تا از حالش جویا شود. فرستاده انوشیروان او را خوشحال دید، علتش را جویا شد، بوذرجمهر دلیلش را استفاده از معجون شش ماده‏ اى دانست و گفت: این معجون، وی را سرحال کرده است و آن‏ها عبارتند از:
    ۱ـ توکل بر خدا،
    ۲ـ بى تابى مشکلى را حل نمى‏ کند،
    ۳ـ صبر به کمک انسان مى ‏آید،
    ۴ـ اگر صبر نکنم چه کنم؟
    ۵ـ مشکلاتى بیشتر از مشکل من وجود دارد،
    ۶ – ستون به ستون فرج است.

  • داداری گفت:

    سلام . گاهی هرچقدر هم بی‌تفاوت باشی و وانمود کنی که چیزی نفهمیدی باز هم نمی‌توانی ساده از کنار خیلی مسایل عبور کنی…
    اولین پرسش‌هایی که در طی روز و روز‌ها برای کسانی که هنوز (کمی) انسانیت در وجودشان بیدار است مطرح می‌شود اینهاست:
    چرا…؟ چرا به این روز افتادیم!؟ چرا تا به این حد نسبت به هم نوعانمان بی‌تفاوت شدیم؟ چرا گذر از کنار مشکلات دیگران برای ما انقدر راحت شده است؟ چطور می‌توانیم بسی بیرحمانه به هم پشت کنیم و تنها با نگاهی سرد از کنار مسائل هم عبور کنیم؟
    در پاسخ به این پرسش‌ها دو گروه می‌شویم! یک گروه که حتی اندیشیدن در مورد این مسائل هم برایشان دشوار است و با برخوردِ بی‌تفاوتشان به نوعی سرپوش روی آن‌ها گذارده طوری که گویی چنین چیزی از پایه وجود ندارد.
    گروهی دیگر هم که یاد گرفته‌اند همیشه مسئله را سختش کنند و با کمی ژست روشن فکری به علت یابی پرداخته و به زبان آوردن کلماتی که شاید عامه مردم متوجه معنی آن نمی‌شوند به تفسیر موضوع بپردازند غافل از اینکه این‌ها دردی از ما که شدیدا درگیر روزمرگی‌های خویش شده‌ایم کم نمی‌کند و این راه درمان نیست…
    اینکه بی‌تفاوتی نسبت به حال یکدیگر در خون ماست و یا موردی کاملا اکتسابی در جبر زمانه بوده در اینجا نمی‌گنجد تنها مسئله مهم این است که باید قبل از بحران‌ها بیشتر از جایی شروع کرد و به درمان این مسئله آن هم از راه درست آن پرداخت.

  • فرید گفت:

    باشگاه بايد استراتژى ويژه داشته باشد و داخل باشگاه براى قهرمانى در فصل آتی يك هسته فكرى و مغز متفكر تشكيل بدهد كه سپیدرود را از ورود به هر بحرانى نجات بدهد و در واقع مديريت بحران داشته باشد.و اما وظيفه همه آنهايى كه از غيبت سپیدرود در ليگ دو رنجور و ناراحت هستند در اين روزها بيشتر به چشم مى آيد. سپیدرود براى قهرمانی در لیگ 2 در فصل اینده، استراتژى برد مى خواهد مديريت بحران مى خواهد، خوب تمرين بكند .آيا سپیدرود از نيروهاى نهفته اش استفاده مى كند.آيا سپیدرود راه استفاده از اين توانايى را بلد است و مى داند كه آنها چه نقش تعيين كننده اى دارند؟سپیدرود چگونه آنها را به ميهمانى دعوت مى كند؟ اين خودش يعنى استراتژى و سياست براى قهرمانى و پیروزی!

  • حاجی گفت:

    سلام . سپیرود با عدم صعودش دچار بحران شده است . این بحران فاجعه آميز و ناگهاني وضعيت عادي مارا تحت تاثير قرار داده و باعث از دست رفتن ميزان زيادي از اعتبار و سرمایه باشگاه شده است
    هواداران سپیدرود تقريبا بحران زده، دچار استرس، اضطراب و هراس هستند . بسياري احساس بي ثباتي و گيجي مي كنند و بي قرارو خسته اند . مدیران باشگاه هم دچار اضطرابند. در این شرایط برخورد مناسب براي كاهش استرس و مديريت استرس در بحران کنونی ، حائز اهميت است

  • آرش گفت:

    متاسفم برای کادرفنی و بازیکنان تیم که حتی شهامت عذرخواهی هم ندارن.آقای ناظمی باور کن هیچکی مثل خودت مقصر نیست.بازیکنانی رو اوردی که بیشترشون در حد لیگ دو و سپیدرود نبودند.از اتفاقات آخر بازی هم که اصلا نمیشه به همین راحتی گذشت.یعنی یک هوادار حق انتقاد نداره؟هر مربی بیاد سپیدرود یه سری لمپن دور و برخودش داره که هیجکی جرات حرف زدن نداره.این سپیدرود با این کادر فنی صد سال دیگه هم صعود نمی کنه.امیدوارم سال بعد مربی بیاد که کمی شهامت داشته باشه.هیچ اجباری نیستش که حتما یک مربی بومی باشه.امیدوارم تغییرات اساسی در سال بعد تو سپیدرود ببینیم و از هیئت مدیره محترم و مالک محترم تقاضا داریم با بازیکنان و مربیان خاطی حتما شدیدا برخورد کند تا بفهمند اگه این هوادارا نبودن سپیدرودی وجود نداشت.به امید سربلندی تیم محبوبمان در فصل بعد بدون افشین ناظمی و این کادرفنی.

  • رادمند گفت:

    اگر غرور نبود
    چشم هایمان به جای لب هایمان سخن نمی گفتند
    و ما کلام محبت را در میان نگاه های گهگاهمان
    جستجو نمی کردیم

    اگر دیوار نبود نزدیک تر بودیم
    با اولین خمیازه به خواب می رفتیم
    و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان حبس نمی کردیم

    اگر خواب حقیقت داشت
    همیشه خواب بودیم
    هیچ رنجی بدون گنج نبود…
    ولی گنج ها شاید
    بدون رنج بودند

    اگر همه ثروت داشتند
    دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند
    و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید
    تا دیگران از سر جوانمردی
    بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند
    اما بی گمان صفا و سادگی می مرد…
    اگر همه ثروت داشتند
    اگر مرگ نبود
    همه کافر بودند
    و زندگی بی ارزش ترین کالا یود

  • شهرام گفت:

    آخرای بازی است..!

    ” عشق در دل ماند و یار از دست رفت……

    دوستان!دستی….دوستان !دستی…”

    و قاصدک ! قاصدک!

    قاصدکی که منتظر بادی است که هیچگاه نوزید…!

    از فردا – پس فردا پاییز است…خدا پاییز را به خیر کند! آری پاییز را…

    مهرش را – آبانش را و حتی آذرش رو با اون سیزدهش!!!! خدا! بخیر کند…!

    قار قار کلاغی از دوردست ها خوابت را می آشفد!

    انگار وافعا همه مرغان هم آواز پراکنده شده اند که من دل به صدای زاغی بسته ام که خوابم را بیاشوبد!!!

    نگاهم از پنجره با بید مجنونی گره می خورد که سر بزیر انداخته اما قامت تشکسته..

    به بید مجنونی که حتی به زمهریر زمستان برگهایش را نمی دهد و یادم می دهد : ” ایستاده بمیرم! ”

    و من آرام از خود می پرسم که:

    “ریشه در اعماق اقیانوس دارد این گیسو پریشان کرده بید وحشی باران ….!! ؟؟”

  • غفار گفت:

    يادت هست … تو را بالاي آن سکوی ورزشگاه عضدی زیر باران ديدم …
    ايستاده بودي و به حركت بازیکنان سپیدرود و به شور بی پایان هواداران نگاه مي كردي …
    از من پرسيدي : “اين بچه ها بعد از اينكه ما را به هدف رساندند كجا مي روند؟”…
    و اضافه كردي كه اين سؤال را از خيلي ها در اين چند روز پرسيده اي …
    فهميدم كه خیلی با امید آمده اي …
    گفتي از وقتي که وارد عضدی شده ای اينجوري شده ای …
    و من پاسخ دادم … چيزي نيست عادت مي كني! …
    شايد فكر می کردی نباید واقعيت را بدانی … باور نمي كردی…
    مثل خودم … مثل همه …
    اما … اما واقعیت داشت ما بازمانده بودیم …
    و من تو را ديدم چون… من هم مثل تو شوکه شده بودم و زمین و زمان برایم تار شده بود …

    احساس کردم سالهاست كه کور شده ام و …

  • امير گفت:

    مكه كم خرج كرديم كه هي ميگن سال اولمون بود ،مكه الومينوم و خيبر و پارس جنوبي و حتي بهمن سال اولشون درليگ دو نبود،ما بايد از موفقيت ديگران الگو برداري كنيم ،مثلا همين اراك سه بازيكن رشتي بنام جعفري ،اكبرخواه و هومن فلاح داشت ،بريد از مديرانش بپرسيد چكاركردن نتيجه كرفتن،تو شكست همه مقصرن لطفا همه چيز را سر افشين خراب نكنيد

  • هوادارلنگرودی گفت:

    به زور اومدین تیم مارو مفت از چنگ مون درآوردین !!!
    اینم شد آخرش…
    اگه این خرج و شهرداری لنگرود كرده بود الان تو دسته یك داشت بازی میكرد

  • امير گفت:

    پاشازاده ديكه الومينوم نيست بريد پاشا را بياريد ،سه تا تيم اورده بالا ..،پاشا بدرد رشت ميخوره