آیاسپورت / افسون حضرتی
وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – جام حذفی علیرغم صفاتی که برای توجیه برگزاری اش به آن می چسبانند، ظرفیت لازم برای یدک کشیدن این القاب را ندارد. واقعیت این است که جام حذفی نه جام شگفتی هاست نه بستری برای رو شدن استعدادهای بی شمار فوتبال.
اگر تیم های بزرگ با یک مسابقه از گردونه رقابتها خارج می شوند به واسطه قدر بودن حریفانشان نیست، انگیزه ای برای جنگیدن و مبارزه کردن در این تورنمنت بی روح ندارند. رقابتهایی که در نهایت قهرمانی اش به یکی از تیم های حاضر در لیگ برتر می رسد. به تاریخچه این رقابتها نگاهی بیندازیم. تیمهای بینام و نشانی که توانستند بزرگان را از گردونه مسابقات خارج کنند، کجا هستند؟
به زانو در آوردن استقلال و پرسپولیس و سپاهان و تراکتورسازی تا چه اندازه توانست دستی به «سر و گوش» بی بضاعت آنها بکشد؟ پس از حذف بزرگان چه سرنوشتی انتظارشان را کشید؟ آیا توان و بنیه لازم را برای رقابت در آسیا داشتند؟
بدون شک پاسخ تمام این سوالات روشن و واضح است. تیم هایی که از نبرد با تیم های «اسم و رسم دار» رو سفید از میدان بیرون میآیند و چرخه فوتبال با شگفتی ساز قلمداد کردنشان سعی میکند بخشی از ضعف ماهوی جام حذفی را بپوشاند، عملا تیم های آماتوری هستند که تشکیلات لازم را برای یک دوره رقابت ندارند.
سال هاست که جام حذفی روند مشابهی را طی می کند. با سناریویی از پیش مشخص. تیم های صاحب نام در برابر تیم های آماتور تسلیم می شوند و در نهایت با قهرمانی یک تیم شناخته شده همه چیز ختم به خیر می شود. نه استعدادی از دل این جام بیرون می آید، نه قهرمان آن شگفتی ساز می شود و سرانجام هم خداحافظی سریعی با رقابتهای آسیایی دارند.
این داستان هر سال تکرار می شود و یکی دو قربانی سرشناس هم می گیرد اما سودی برای فوتبال ندارد. در فصل جدید هم این جام هشت قربانی گرفته است. اما «آب از آب» تکان نمی خورد چون تمام هم و غم فوتبال، لیگ برتر است. جام حذفی تنها مزیتی که برای تیم های مهجور مانده از خوان گسترده فوتبال دارد این است که شانس دیدار و بازی با تیم های بزرگ را به عنوان سند افتخار در کارنامه خود ثبت می کنند. واقع بین باشیم؛ تا حالا جام حذفی چه ماحصلی برای فوتبال داشته؟
اینکه ما نتواستیم از ظرفیت های این تورنمنت بهره لازم را ببریم، و همچون کشورهای صاحب سبک در فوتبال به اعتبار این جام اضافه کنیم نیازمند کارشناسی ژرف و بنیادی است و ضرورت دارد تا بار دیگر تئوری های این رقابتهای بی هیاهو که گاه حتی بستری برای حاشیه های گوناگون میشود، نقد و بررسی شود. در غیر این صورت برگزاری آن انجام وظیفهای بیش نیست.