وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

گزارش تصویری: همگام با ارتش سرخ تا لیگ یک

(عکس ها از: سید احمد کیایی)

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – تمرين ارتش سرخ صبح پنجشنبه و عصر آدينه در ورزشگاه دكتر عضدى با حضور همه ى اعضا برگزار شد.

مسابقه حساس سپيدرود با كاراى شيراز عصر روز يكشنبه ساعت ١٦:٣٠ در ورزشگاه پيرشهرباران برگزار مى گردد.

photo_2016-04-22_11-42-17 photo_2016-04-22_11-42-21 photo_2016-04-22_11-42-24 photo_2016-04-22_11-42-30 photo_2016-04-22_11-42-34 photo_2016-04-22_11-42-36 photo_2016-04-22_11-42-39 photo_2016-04-22_11-42-41 photo_2016-04-22_11-42-49 photo_2016-04-22_11-43-02 photo_2016-04-22_11-47-28 photo_2016-04-22_11-47-40 photo_2016-04-22_11-47-43 photo_2016-04-22_11-47-51 photo_2016-04-22_11-47-55 photo_2016-04-22_11-48-07 photo_2016-04-22_11-48-39 photo_2016-04-22_11-48-44 photo_2016-04-22_11-48-49 photo_2016-04-22_11-48-52 photo_2016-04-22_11-48-56

گزارش تصویری: همگام با ارتش سرخ تا لیگ یک
امتیاز به این پست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

3 دیدگاه ارسال شده است

  • وقتی میان داماشی و سپیدرودی و در کل میان رشتیها،تفرقه به وجود آید،آنگاه نه جیزی از داماش می ماند،نه سپیدرود و نه رشت//اشکان غایبی ساسانی@agsasani گفت:

    به امید روزی که صعود به لیگ یک و سپس صعود به لیگ برتر و پس از آن صعود به جام باشگاههای آسیا به همراه داماش شهرباران در اینجا به تصویر کشیده شود.
    آمین

  • omid گفت:

    باز این اومد پیوس که به قولت بد بود خخخخ

  • عباس گفت:

    حدیث سپیدرود و عشق بی پایانش
    سپیدرود بیش از 50 سال است که در فوتبال ایران حضور دارد. این تیم ریشه دار شمال کشور، طی همه این سال ها به صورت خصوصی اداره شده و به علت نداشتن حامی مالی، همواره منحنی عملکردی اش ، فراز و فرودهای فراوانی داشته است . بارها دست به دست شد. گاهی مالک متمول داشت و در زمانی فقط با عشق هوادارانش نفس کشید . گاهی به اوج رسید و در شرایطی سقوط را تجربه کرد … وقتی در اوج بود شیرین شد و هنگامی که با نداری دست و پنجه نرم می کرد، فریادرسی نبود تا صدای مظلومیتش را بشنود … اما تنها نیروی عشق بود که هم عامل بقای سپیدرود شد و هم نیروی حرکتش …
    در باره وضعیت سپیدرود ذکر داستان زیر بی فایده نیست و شاید تلنگری باشد به ما که در روزهای سختی ، چه کسانی یار و چه کسانی ناظر و تماشاگر بودند .
    می گویند در جزیره ای زیبا تمام حواس زندگی می کردند . شادی ، غم ، غرور ، عشق و … روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت . همه ساکنین جزیره قایق هایشان را آماده و جزیره را ترک کردند. وقتی جزیره به زیر آب رفت ، عشق از ثروت که قایقی با شکوه داشت کمک خواست و گفت: آیا می توانم با تو همسفر شوم؟ ثروت گفت: نه من مقدار زیادی طلا و نقره دارم و جایی برای تو ندارم. عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکانی امن بود کمک خواست. غرور گفت: نه ! چون تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف خواهی کرد. غم در نزدیکی عشق بود. پس عشق به او گفت: اجازه بده که با تو بیایم. غم با صدای حزن آلود گفت: آه من خیلی ناراحتم و احتیاج دارم تنها باشم! عشق سراغ شادی رفت و او را صدا زد اما او آن قدر غرق شادی و هیجان بود که حتی صدای عشق را نشنید . آب هر لحظه بالاتر میامد و عشق دیگر ناامید شد که ناگهان صدایی سالخورده گفت من تو را خواهم برد. عشق از خوشحالی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد و سریع سوار قایق شد. وقتی به خشکی رسیدند پیرمرد به راه خود ادامه داد و عشق تازه متوجه شد که چقدر پیرمرد به گردنش حق دارد. عشق نزد علم رفت و گفت آن پیرمرد کی بود که جان مرا نجات داد؟ علم پاسخ داد زمان. عشق با تعجب پرسید چرا زمان؟ علم گفت ؛ زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است…