وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

یادادشت روز – ماهی می گیرند و خوشحالند

علی رضا مویدی فر

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرودشورای شهر رشت، دستی در جیب شهر کرده و پولی به شهردار داده که ببرد به اردوی سپیدرود، تا ماهی های جوان و جا افتا ه‌اش، از خشکی همواره رود، نمیرند.

این تناظر میان شعار هواداران سپیدرود و آن مثل معروف، مدتی است که با ذهن من بازی می کند.

بارها، از منظر خود، گفته و نوشته ام که این راهش نیست. ولله، به خدا این راهش نیست. این فقط دستاویزی است برای چند روز بیشتر دوام آوردن سپیدرود و دستاویز بزرگتری است برای آنها که جلوی دوربین ها و در محضر گوشی های هوشمند، جلوه ای بکنند و خودی بنمایانند و ژست پشتیبانی بگیرند.

این، دوای درد سپیدرود که هیچ، دوای درد هیچ باشگاهی از فوتبال گیلان نیست. فوتبالی که همین حالا به اندازه یک تیم، در لیگ برتر ایران بازیکن دارد.

گفتیم و نشنیدند. می گوییم و نخواهند شنید…

راه علاج فوتبال گیلان، که هیچ پشتوانه دولتی و صنعتی و رانتی ندارد، برای زنده ماندن، این تنفس های مصنوعی مقطعی نیست. این ماهی هایی که هرازگاهی، با هزار نیت پیدا و پنهان، در خورجین امثال سپیدرود گذاشته می شود، شاید چند صباحی شکم گرسنه آنها را سیر کند، اما با تمام شدن اعانه ها و بازگشت گرسنکی، دوباره ناله است و بی قراری و لعن و نفرین بر باعث و بانی اش.

بیایید یکبار، برای همیشه، عقلای کاربلد را (اگر وجود دارند) یک جا جمع کنید و از آنها که راه رستگاری را یافته اند، سرمشق بگیرید و به این همیشه منتظران اعانات، بجای ماهی دادن، ماهیگیری یاد بدهید. تا اگر روزی مصداق آن مثل معروف، ماهی دادن ممنوع شد، از گرسنگی نمیرند.

این دستگیری‌ها، جز بار منت، برای سپیدرود و مانند آن، هیچ ثمری نداشته و نخواهد داشت. بنشینید و ببینید از فوتبال چه می خواهید و چگونه میتوان بدون خم شدن زیر بار چنین منت هایی که بی شک، بی منظور ادا نمیشوند، خلاص شد.

سپیدرود با اینطور آب‌رسانی‌ها، هرگز خروشان نخواهد شد و روزی خواهد خشکید. آن روز سرنوشت محتوم ماهی‌هایش، میشود همانی که در شعار هوادارانش می بینید.

لطفا بجای اینطور ماهی گرفتن ها، یاد بگیرید و یاد بدهید که ماهیگیری کنید. از یک بستر جاری و مدام، نه از لطف شیخ و زاهد، که گاه هست و گاه نیست.

یادادشت روز – ماهی می گیرند و خوشحالند
امتیاز به این پست

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

1 دیدگاه ارسال شده است

  • فریدون فلکی گفت:

    بسیار متین و زیبا و پر مغز ولی کو گوش شنوا مگر داستان سپیدرود مال این دو و سه سال است داستانی است بس طولانی