وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

بازنشر – هویت و هواداری باشگاه‌های فوتبال در لیگ ایران

ابراهیم خدایی / دکترای جامعه شناسی

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – رابطه میان باشگاه‌های ورزشی و هواداران و منشأ احساس تعلق هواداران به این تیم ها می‌تواند انواع گوناگونی داشته باشد. در کشورهای مختلف، باشگاه‌های مختلف به دلایل مختلفی مورد اقبال و حمایت هواداران قرار می‌گیرند.این سیستم هواداری در فوتبال ایران متنوع است و محدود به نوع خاصی نیست ، در این بررسی باشگاه‌های ایرانی از این نظر به چهار گروه تقسیم شده اند.

الف) باشگاه‌های بی هوادار یا کم هوادار:

این دسته معمولا باشگاه‌های صنعتی و مستقر در شهرهای بزرگ کشور، به ویژه پایتخت هستند. این باشگاه ها بیشتر فعالیتی اقتصادی و یا فرهنگی و اجتماعی در ورزش محسوب می شوند که حاصل توجه برخی صنایع و شرکت های بزرگ می باشد، باشگاه هایی همچون راه آهن شهرری، پیکان، نفت تهران و حتی سایپای کرج و ذوب آهن اصفهان در این دسته قرار می گیرند.

تماشاگران روح ورزش فوتبال هستند، بنابراین استادیوم های خالی این باشگاه ها شباهتی به آن چه فوتبال را ورزشی جذاب و مردمی کرده است ندارند.

غیر از رسانه ها که علاقه ای به این تیم ها نشان نمی دهند، برخی فعالان خُرده پای اقتصادی حوزه ورزش (تولید کنندگان اقلام تبلیغاتی تیم ها، کاسبان ورزشگاه ها و…) نیز از این تیم ها بیزارند. علاقمندان به فوتبال نیز معتقدند تماشاگران روح این بازی هستند، تیم ها و بازی های بی تماشاگر فوتبال را به تجارتی خشک و خالی تبدیل می کنند. اما این باشگاه ها فارغ از حاشیه ها و حساسیت هایی که همیشه متوجه تیم های پرهوادار است، محیطی نسبتا آرام و مساعد برای پرورش استعدادهای جوان در عرصه های بازیگری و مربی گری و… به شمار می روند.

ب) باشگاه های شهری یا استانی:

جاذبه این باشگاه ها برای هواداران بیش از هرچیز به تعلق آن ها به شهر یا استان محل بازی خود بر می گردد؛ به عبارت دیگر انگیزه هواداران بیشتر به همشهری بودن باز می گردد. در حال حاضر باشگاه هایی مثل سپیدرود  رشت ، داماش گیلان، سپاهان اصفهان، ملوان بندرانزلی، نفت آبادان، مس کرمان، فجر سپاسی شیراز و… در این دسته قرار دارند. این باشگاه ها معمولا در بازی های خانگی، و یا بازی های برون از خانه اما نزدیک شهر اصلی، هواداران بیشماری به استادیوم می آورند. در حقیقت نگاهی به تاریخچه باشگاه های فوتبال ایران نشان می دهد گسترش این الگو می تواند پیامد رشد فوتبال شهرستان ها پس از انقلاب، خروج فوتبال کشور از انحصار پایتخت و رویکرد عدالت محوری در سیستم ورزش ایران باشد.

اما این گونه باشگاه ها فقط در شهرهای معدودی وجود دارند و بدین ترتیب بخش زیادی از جمعیت کشور تیمی از شهر خود در لیگ برتر ندارند که بتوانند در سیستم هواداری فوتبال کشور مشارکت داشته باشند. ایراد اصلی الگوی شهری این است که فقط شهرهای معدودی در رقابت ها تیم دارند، اگر بنا باشد هر کس فقط از تیم شهر خودش حمایت کند آن گاه خیل عظیم جمعیت فوتبال دوست شهرهای دیگر از هواداری محروم می شود و باز هم فوتبال جذابیت ها و مشتریان خود را از دست می دهد … هم چنین افراط در تعصب در هواداری از تیم شهر خود، مخصوصا در رقابت با شهرهای هم جوار نیز از جمله انتقاداتی است که از الگوی شهری می شود، آنچه در دربی گیلان (دشنام های گیلکی رشتی ها و انزلی چی ها)، خوزستان (بین نفت آبادان و فولاد اهواز) می گذرد از جمله نمونه هایی است که نشان می دهد می توان تعصب افراطی هواداران از تیم شهر خود را نیز مورد انتقاد قرار داد.

پ) باشگاه های قومی:

این باشگاه ها، فراتر از یک شهر یا حتی استان، قومیتی را نمایندگی می کنند، نمونه بارز این باشگاه ها در ایران، باشگاه تراکتورسازی تبریز است، با توجه به پراکندگی ایرانیان آذری در سراسر کشور، معمولا باشگاه تراکتورسازی هرکجا بازی کند هوادارانی قابل توجه دارد. الگوی قومی توانسته است به رونق مسابقات باشگاهی ایران کمک شایانی بکند، تیم های تراکتورسازی تبریز … انبوهی از جمعیت را به ورزشگاه ها کشانده اند که اگر احساس تعلق ترک به این باشگاه ها نبود شاید گذرشان هرگز به یک استادیوم فوتبال نمی افتاد.

در سال های اخیر، قدرت گرفتن روز افزون باشگاه تراکتورسازی، و کسب رتبه های برتر جدول، بسیاری را نگران رشد قوم گرایی در فوتبال ایران کرده است، استفاده ناسیونالیسم افراطی و جنبش های تجزیه طلب، تفسیر و تشبیه درگیری های هواداران تراکتورسازی و تیم های دیگر به درگیری قومی و نژادی و… از جمله آسیب های این گونه هواداری است (ن.ک: کاظمی ۱۳۹۱ و باقری ۱۳۸۹)

اما کندال بلانچارد معتقد است باشگاه های ورزشی که هویت قومی خاصی را نمایندگی می کنند نه فقط عامل تشدید درگیری ها و مانع تعامل نمی شوند بلکه اتفاقا رقابت های قومی را تلطیف می کنند:

“تشکیل تیم های ورزشی قومی، سد راه تعامل و همگرایی نیست، برعکس محیطی کنترل شده و مناسب برای تبادلات بین فرهنگی است، و موجب می شود نژادها و اقوام مختلف برخورد مناسب تری با هم داشته باشند” (بلانچارد ۱۳۸۷: ۴۲۰-۴۲۱)

گاهی به نظر می رسد یک جنبش قوم گرا که داعیه تشکیل ارتش ملی دارد با یک تیم فوتبال ارضاء می شود، کسب یک قهرمانی یا موفقیت در زمین فوتبال چنان احساس خوشایندی به هواداران می دهد که در نیاز خود به داشتن ارتش ملی تردید می کنند! کوپر در بررسی خود از رابطه فوتبال و محلی گرایی در ایالت کاتالونیای اسپانیا به چنین نتیجه ای رسیده است:

“کاتالان ها نمی خواهند صاحب ایالت [دولت] شوند، آن چه آن ها می خواهند مبهم تر از این است؛ آن ها خواهان سمبل هایی هستند که ثابت کنند مردمانی جدا هستند. در حین بازی های المپیک [منظور المپیک بارسلون است] بسیاری از مهمانان خارجی پرچم های کاتالونیا را با درخواست استقلال طلبی که در بارسلون آویخته بود دیدند، اما در واقع همان پرچم ها مردم را ارضا      می کرد: تمام آنچه کاتالان ها می خواهند سمبل های یک ملت است” (کوپر ۱۳۸۹: ۱۷۰)

ت) باشگاه هایی با هویت خودبسنده (و رسانه ای):

زیر این عنوان دو باشگاه بزرگ کشور ایران، پرسپولیس و استقلال هستند که هر دو در پایتخت کشور مستقرند اما در سراسر کشور هواداران بی شماری دارند. این باشگاه ها پس از آنکه بستر اولیه و کوچک تری که طی آن دو تیم تاج و شاهین هوادارانی یافتند از بین رفت، دیگر هیچ نیازی به ابراز تعلق به شهر، قومیت، طبقه یا گرایش سیاسی خاصی نداشته اند و با توجه به در اختیار گرفتن امکانات گسترده رسانه ای پس از انقلاب اسلامی، به طور خودبسنده، دست به یارگیری و گسترش هواداران  خود زده اند، از خیل میلیونی هواداران این دو تیم فقط گروه های کوچکی هواداران ثابت این تیم در تهران و شهرستان ها هستند، به عبارت دیگر، احساس تعلق به استقلال و پرسپولیس بیشتر یک فرآورده رسانه ای است و ناشی از یک احساس تعلق متکی بر شهر یا استان محل زندگی، فرهنگ، قومیت، و… نیست.

گسترش بیش از پیش هواداری از قرمز و آبی همیشه نگرانی و ناراحتی هایی به دنبال داشته است، فراتر رفتنِ این هویت های خودبسنده وحدت و هویت ملی کشور، و تقویت رادیکال آن، از همان سال های رقابت شاهین و تاج مشکلاتی برای تیم ملی به وجود آورده است و تمرکز توجه ها بر این دو تیم حواشی آن ها را بیش از حد کرده است و چه بسا علت تضعیف عملکرد این دو باشگاه در زمین فوتبال، در سال های اخیر، ریشه در همین حواشی نیز داشته باشد؛ در حالی که راضی کردن خیل عظیم هواداران دو تیم بهانه ای برای سرمایه گذاری میلیاردی دولت در این دو باشگاه شده است اما به نظر بسیاری نه رضایتی حاصل شده است و نه دستاوردی برای فوتبال، اقتصاد یا فرهنگ کشور داشته است.

علاوه بر این چهار الگوی اصلی، در تاریخ فوتبال ایران باشگاه هایی هم بوده اند که مثل آرارات از الگوی مذهبی (ارامنه) و تیم های دیگری مثل سفارت انگلیس و فرانک پرسان (متعلق به فرانسوی های مقیم تهران) نیز بیشتر از الگوی مهاجری تبعیت می کردند.

به نظر می رسد هر کدام از باشگاه های گروه های چهارگانه، مزایای غیر قابل انکاری برای جذابیت بیشتر لیگ ایران دارد، به همین خاطر به نظر می رسد حفظ تنوع فعلی و استقبال از انگیزه های مختلف و متفاوت برای هواداری پیامدهای مثبتی برای فوتبال ایران و به دنبال آن پیامدهای اقتصادی، فرنگی و اجتماعی داشته باشد؛ به عبارت دیگر، حذف هر کدام از این چهار گروه، بخشی از جذابیت و سرمایه ها را از فوتبال ایران دور می کند.

باشگاه های صنعتی و بی هوادار به دور از حاشیه ها و حساسیت ها میدان مناسبی برای رشد استعدادهای جوان بوده است، باشگاه های متعلق به شهر و استان یا قومیت خاص نیز با بهره بردن از تعلق های محلی توانسته اند سرمایه های عظیم اقتصادی و انبوه تماشاگران را به میدان بیاورند و هویت های خودبسنده نیز هم فرصتی برای حساسیت و جذابیت بیشتر بازی ها ایجاد کرده اند و هم هویت های محلی را تا حدودی کنترل کرده و تحت تاثیر قرار داده اند.

حفظ اختلاط و حمایت تنوع در منشأ احساس تعلق به باشگاه ها موجب کنترل متقابل سیستم های هواداری نیز می شود، هویت های خودبسنده ی قرمز و آبی، گرایش های قومی به باشگاه ها را کنترل می کند و باشگاه های قومی بر باشگاه های شهری و استانی سایه می اندازد، متقابلا تعلق های شهری، استانی و قومی یکه تازی قرمز و آبی را کنترل می کند و سیستم مختلط برای داشتن رقابت هایی پویاتر و باشگاه هایی محبوب تر بسیار مفید به نظر می رسد.

بازنشر – هویت و هواداری باشگاه‌های فوتبال در لیگ ایران
امتیاز به این پست

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

11 دیدگاه ارسال شده است

  • خرمی گفت:

    باسلام و درود و عرض ادب و خسته نباشید
    قبل از هر چیزی آرزوی موفقیت برای تیم های رشتی ، سپیدرود خروشان و داماش جوشان ، دارم.
    نکته ای که مرا وادار به نوشتن این مطلب نمود این است که در اصل نوشتار این مقاله در قسمت “ب” اسم داماش گیلان برده شده که متاسفانه در متن کار شده در این سایت ، نام داماش گیلان حذف و سپیدرود محبوب اضافه گردیده. برای بنده به عنوان یک رشتی ذره ای تفاوت بین داماش و سپیدرود وجود ندارد امـــا بسیار ناگوار است در سایت باشگاه محبوب رشت سپیدرود ، نام ملوان و سپاهان و غیره آورده شده اما نام دیگر تیم محبوب رشت داماش در کمال تعجب حذف گردیده!!! لطفا رسالت رسانه ای فراموش نگردد تا موجب بی اعتمادی نشود…

  • فراز گفت:

    متن بسیار جون داری بود..

    خدمتتون عرض کنم که یه مدت با افرادی دم خور بودم(آذری) که هر موقع تو هر ورزشی نماینده های آذربایجان یا ترکیه با ایران بازی داشتن, با تمام وجودشون آرزو می کردن که اونا ایرانو شکست بدن!!
    با وجود یه همچین قوم و قبیله بازی هایی دیگه ما نیازی به … نداریم!
    این مسؤلین باشگاه تراکتور الان آرزوشونه فدراسیون فوتبال ترکیه بهشون بگه که بیایید تو لیگ ما بازی کنین با سر میرن اونجا و دیگه به پشتشون نگاهم نمی اندازن..

    ((بگذریم..))

    تیم های پر طرفداری مثل سپیدرود و ملوان تو گیلان و پرسپولیس و استقلال تو تهران , باعث بیشتر شدن جذابیت و شور و شوق فوتبال و مردم و پویایی جامعه میشن..

    به امید ادامه ی موفقیت های سپیدرود و صعود به لیگ برتر..

  • داماش=سپیدرود=♥ گفت:

    با جناب خرمی بسیار موافقم..

    زنده باد داماش گیلان ..سپیدرود خروشان

  • خرمی گفت:

    عرض ادب و احترام مجدد
    باسپاس فراوان از ویرایش متن و در کنار هم قرار دادن نام دو تیم محبوب فوتبال گیلان و رشت

  • صادق گفت:

    سلام . خیلی مقله علمی و دقیق و مفیدی بود و ممنونیم که سایت به این مسایل توجه می کند و اطلاعات مخاطبان را بالا می برد

  • سهیل گفت:

    خیلی ببخشین دوستان . داماش ایرانیان که بعد شد داماش شهرباران الان در لیگ ۲ و سهمیه تهران بازی می کنه و داماش گیلانیان آقای حاجی پور یه تیم چن ماهه اس. به من بگین ما از کدام داماش حمایت بکنیم؟ ایا افتخارات آن داماش لیگ برتری به این داماش آقای حاجی پور میرسه ؟ لطفا یه توضیحی بدین .

  • اسماعیل گفت:

    سپیدرود از سال ۴۷ با همین وضع و با همین نام داره اداره میشه و هویتش عوض نشده . این میراث رشتی ها باید حفظ بشه

  • محراب گفت:

    این مقالات میتونه به هوادارانمون هویت ببخشه و خیلی خوبه که در برنامه های سایت به مقلات علمی و ورزشی بیشتر توجه بشه

  • علی (بندرعباس) گفت:

    آخه آقای فراز جان …
    ترکیه ؟؟تراکتور ؟؟؟تراکتور تو ایران هم هیچی نیست ، بره ترکیه بازی کنه ، اصلاً راهش نمیدن اونجا!!! با اینهمه موادار و سر و صدا کردن هنوز یه بار هم تو لیگ برتر قهرمان نشده ، استقلال اهواز با کمترین ادعا قهرمان شده ولی تراکتور….بحث سپیدرود از تراکتور جداست ، سپیدرود اعتبار یکی از استانهای اصیل و ریشه دار کشور ایران هست….

  • فراز گفت:

    آقای علی(بندر عباس)

    کاملا با نظر شما موافق هستم ..
    ه امید خدا امسال با صعود به لیگ برتر, به تراکتور سازی و چنتا تیم دیگه که با پشتوانه های میلیاردی , هیچ توفیقی بدست نیاوردن, درس فوتبال میدیم.

  • نیما،ابیار گفت:

    امسال سپیدرود میره لیگ برتر تاچشم دشمناش کور شه. اع یاری برگشت داره… خخ