روابط عمومی باشگاه سپیدرود از تمام فوتبال دوستان و هواداران سپیدرود دعوت به عمل می آورد تا نوشته ها و نظرات خود در خصوص وقایع مرتبط با سپیدرود را به آدرس ای میل info@sepidroodsc.ir برای ما ارسال کنید تا در وقت مقتضی آن را در سایت رسمی باشگاه منتشر نماییم. ما به شما اطمینان می دهیم که تک تک نوشته ها و نظرات شما را به دقت مطالعه می کنیم و آن را در اختیار افراد ذی ربط خواهیم گذاشت.
یادمان هست و یادتان باشد که تنها دلیل ماندگاری رودخروشان شمال ارتباط ناگسستنی اش با سرچشمه ی همیشه جوشانش که همان هوادارانند، می باشد. سپیدرود و سپیدرودی ریشه در تاریخ گیلان زمین دارد.
وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – من سپیدرودی هستم. دلیلی هم نمی بینم طرفدار تیم دیگری باشم. من قرمزم، اما از جنس سپیدرودی اش! نه عشق تیمی از پایتخت.
از مدرسه راهنمایی عدالت رشت که تعطیل می شدیم، از آقای خلخالی که اون زمان دفتر دار ما بود، خبر می گرفتیم و می گفت: سپیدرود فلان ساعت بازی داره و هر جور شده راهی ورزشگاه می شدیم.
سپیدرود مدت ها در کما بود. خبری از اون توفانی که قدیمی ها به ما نویدش رو می دادند نبود. سپیدرود به دسته دو چسبیده بود و اعتبارش آنجا جا مانده بود!
به هر حال آن روزهای تلخ گذشت و امروز آب خوش دارد از گلوی هواداران این تیم دوست داشتنی پایین میرود.
در زمان افول سپیدرود، یک تیم بود که جور کم کاری های مسئولان وقت گیلان رو می کشید! بله، پگاه گیلان.
پگاه دوباره نام رشت را به سر زبان ها انداخت. حتی تا فینال جام حذفی هم پیش رفت، همون روز به یاد ماندنی که سپیدرودی ها و پگاهی ها تا تهران رفتند که رشت آسیایی را ببینند و ابراهیم تقی پور ….!
با نایب قهرمانی یک تیم رشتی برگشتیم به شهر باران های نقره ای.
چه تیم هایی را این تیم رشتی حذف کرده بود: سپاهان اصفهان با همه بزرگانش، برق شیراز، تیمی که ستار زارع عصای دست اون روزهای بلاژویج در تیم ملی همه کاره اش بود، با گل های زیاد از رشت راهی دیار خودشون شدند.
القصه؛ صنایع شیر ایران قید تیم داری را زد و داماش …
تیم رشتی از لیگ یک به لیگ برتر رسید. بالا و پایین رفت اما اسم رشت را اعتباری دوباره بخشید. دوباره می تونستیم دربی ببینیم. چقدر بازیکن داشت دیگر تیم محبوب رشت؛ حسین ابراهیمی، علیرضا جهانبخش، مصطفی حاجتی، علی نظیف کار، محمدرضا مهدوی، علی نظرمحمدی، هادی سهرابی و … مهدی مهدوی کیا.
هولدینگ امیرمنصور آریا به مشکل خورد. داماش ماند و این همه جوان و ایران؛ آسیا … امیرعابدینی!
امیرخان که پرسپولیسی ترین آدم روی زمینه همیشه سودای بودن در کنار اون تیم پایتخت نشین رو داشت. شاید همین مسئله سبب شد که پس از مرگ مالک داماش رغبتی برای کار در رشت رو نداشته باشد. تیم به دسته یک سقوط کرد در غفلت بعضی مسئولان گیلانی!
تیم بی کس اون روزهای داماش یکی یکی بازیکنان خودش و از دست داد. از محمد مختاری گرفته تا علی نظیفکار و مهدوی و تا محمد آبشک. بازیکنانی که تا وقتی پول بود، بودند و دم از تندیس تعصب و غیرت رشتی و می زدند اما تا پول رفت؛ آنها هم رفتند.
داماش موند و چند تا بازیکن جوان و چند تا بازیکنی که بدون پیشنهاد و در دقایق پایانی به داماش پیوستند و هواداران عاشق و دلسوخته.
حال این روزهای فوتبال رشت؛ از یک طرف به دلیل فوران آتش فشان سپیدرود خوب داره میشه! اما از طرفی دیدن هوادارن غم زده داماش ناراحت میکنه هر رشتی را.
بازی با فولاد یزد در فاصله ۱۰ متری افشین خان ناظمی نشسته بودم، چه حرصی می خورد افشین خان. ای کاش مسئولان ما همت بیشتری به خرج می دادند تا جلوی سقوط بی ترمز این تیم رشتی رو بگیرند.
ای کاش به کمک بزرگان فوتبال ایران مانند مهدی مهدوی کیا و خود افشین خان و مسعود خان رهنما این تیم از عابدینی گرفته بشه و به یه گروه دیگه واگذار بشه تا هم پول قوه قضاییه داده بشه و هم واسه تیم یه حرکتی انجام بگیره.
آقایان شما گیلانی هستید که! یه مقدار همت به خرج دهید. به خدا روزی می رسد دیگر رشتی ها شما رو نمی بخشند. فقط ۴ هفته باقی مانده به رو سفیدی یا روسیاهی ها. در غیر این صورت نه سپیدرودی ها شما رو می بخشند ؛ نه داماشی ها و نه کل مردم رشت.
خدایا! من سپیدرودی هستم و ما سپیدرودی ها خیلی بی کسی کشیدیم! خیلی در به در شدیم! خیلی جلوی در اتاق این شخص و اون شخص گردن کج کردیم! خیلی غرورمون شکست! خدایا حرف خیلی ها رو شنیدیم، اما در نهایت تو به ما عزت دادی خدا.
بازیکن میره؛ مربی میره، مسئول هم میره، فقط هواداره که میمونه. خدایا نمی خوایم همشهری های خودمون این همه شکسته بشن؛ خدایا به احترام همه هواداران دوست داشتنی رشتی، پشتیبان این تیم رشتی باش.
خدایا، تو رو به خودت قسم که به حرمت روزهای بی کسی سپیدرود، هوای داماش ما رو داشته باش.
مجتبی شهری