وب سایت رسمی باشگاه سپیدرود رشت
یادداشت ویژه – توسعه از ذهن آغاز می‌شود

یادداشت ویژه – توسعه از ذهن آغاز می‌شود

دکتر عزیز عبدالهی / توسکانیوز

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – پیش از هر سخن، باید از کوشش همه‌ی مدیران فرهیخته، برنامه‌محور و توسعه‌گرای استان گیلان که با رویکرد علمی و دلسوزی اجتماعی در مسیر پیشرفت این سرزمین گام برمی‌دارند، سپاس گفت. این یادداشت نه در نقد اشخاص، بلکه در دفاع از ضرورت تحول فکری در بستر مدیریت توسعه نوشته شده است؛ تحولی که اگر در کنار همین کوشش‌های صادقانه قرار گیرد، می‌تواند چهره‌ی مدیریتی گیلان را متحول سازد.

گیلان، این اقلیم همیشه سبز و در عین حال همیشه نگران، قرن‌هاست که میان طبیعتی فراخ و مدیریتی محدود در جدال است. مردمانش، در پهنه‌ی تاریخ، پیش از آن‌که اهل سازه و طرح باشند، اهل اندیشه و حرکت اجتماعی بوده‌اند؛ از مشروطه و نهضت جنگل گرفته تا جنبش‌های نوگرای شهری. گیلان در سرشت خود، خاستگاه ذهن‌های بیدار است، اما بارها قربانی نبود همان ذهنِ توسعه‌ یافته‌ای شده که باید در مدیرانش زاده می‌شد.

هرگاه طرحی از عمران یا سندی از تحول در این استان ناتمام مانده، نه خاک مقصر بوده و نه اقلیم، بلکه ذهن‌هایی که هنوز باور نکرده‌اند توسعه، پیش از جاده و کارخانه، در نگرش انسان به جهان و مسئولیت او نسبت به آن ریشه دارد.

از رشت تا رودسر، از انزلی تا آستارا، از فومن و صومعه‌سرا تا رودبار، این خاک باران‌خورده هنوز در انتظار بلوغ فرهنگی مدیریت است؛ همان نقطه‌ای که اگر ترمیم نشود، هر بودجه‌ای بی‌ثمر و هر شعار توسعه‌ای، تکرار تاریخ نیمه‌تمام خواهد بود.

توسعه، پیش از آن‌که در قالب پروژه‌ها و دستورکارهای اجرایی شکل بگیرد، باید در سطح بینش و باور مدیران پدید آید. جامعه‌ای که توسعه را صرفاً ابزار عمران بداند، نه اندیشه‌ی اصلاح، محکوم به تکرار همان خطاهایی است که پل‌های نیمه‌تمام و شعارهای بی‌جان، شاهد خاموش آنند.

تحول واقعی از ذهن آغاز می‌شود؛ از همان لحظه که مدیر، مهندس یا برنامه‌ ریز، حرکت به جلو را نه تکلیف اداری، بلکه فهم تاریخیِ مسئولیت انسان در برابر سرزمین بداند. مادامی که ذهن‌ها از اندیشه‌ی توسعه تهی باشند، هر برنامه زود فرسوده و هر سند، زود از یادها خواهد رفت.

در حقیقت، توسعه پیش از آن‌که در جدول‌ های بودجه و خطوط پروژه مجال ظهور یابد، باید در جان مدیریت جاری شود؛ هم چون ایمان، نه به‌عنوان دستور، بلکه به‌عنوان باور. ذهنی که در بند روزمرگی است، توانِ دیدن آینده را ندارد؛ توسعه در چنین ذهنی بی‌جان است، زیرا بی‌تصور است.

امروز اگر خواهان توسعه‌ای عمیق، پایدار و انسانی هستیم، نیازمند انقلاب در ذهن مدیران خویشیم؛ انقلابی که در آن نگرش از اجرای پروژه‌ها به ساختن آینده دگرگون شود. مدیر توسعه‌محور کسی است که می‌اندیشد، نه فقط اجرا می‌کند؛ می‌فهمد، نه تنها می‌نویسد؛ و باور دارد که آبادانی سرزمین، پیش از آن‌که در خاک و سیمان متجلی شود، در ذهن و اراده‌ی انسان تحقق می‌یابد.

توسعه، پیش از آن‌که یک نقشه باشد، یک نگاه است. و نگاه توسعه‌ای تنها در ذهنی می‌بالد که وسعتش از مرزهای امروز گذشته باشد. چنین ذهنی است که می‌تواند آینده را مدیریت کند، نه فقط اکنون را اداره.

نظرات (0)

جمع زیر را وارد کنید:

3 + 9 =

هنوز نظری ثبت نشده است.