وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

یادداشت ویژه – داستان سپیدرود و لیگ هفدهم

علی رضا مویدی فر

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود – لیگ هفدهم برتر تمام شد. لیگی که برای من پر از خاطرات سرخ بود. از آغازین ضربه بازیکنی با پیراهن “سپیدرود” تا قهرمانی “پرسپولیس”. اما بگذارید به آن نیمه سرخ داستان بپردازیم که به رشتِ جان، مرتبط است.

سپیدرودی ها بی تردید، سه سال رویایی را پشت سر گذاشتند. سال هایی که در پس همه فراز و نشیب ها، غم و شادی ها، بیم و امیدها و مردی و نامردی ها، از دالان صعود و پیشرفت گذشت، به قله رسید و در آن ماندگار شد. از عملکرد معجزه وار پارس جنوبی جم که بگذریم، سال اول صعود، برای تیمهایی که از لیگ های پایین تر بالا می آیند سال پرمخاطره ای است.

سالی که سقوط دوباره، میتواند دریچه ای باشد به تبعیدگاه لیگ های پایین تر برای سال های متمادی و بقا در لیگ بالاتر، میتواند برچسب تاییدی باشد برای تثبیت جایگاه تیم.

از این دریچه، سپیدرود اولین و بی تردید مهم ترین ماموریت خود را با کامیابی به انجام رسانید و در لیگ برتر فوتبال ایران ماندگار شد. فراموش نکنیم که تیمهای رشتی، علیرغم درخشیدنهای گاه و بیگاه، تا همین یک دهه پیش، لقب آسانسور لیگ برتر را یدک می کشیدند.

با این مقدمه و ذکر این تاکید که آنچه مینویسم صرفا نظر مبتنی بر مشاهدات یک هوادار فوتبال است و نه یک کارشناس خبره، میخواهم آنچه بر سپیدرود در لیگ هفدهم گذشت را به شکلی مُجمل دوره کنم.

این دوره شامل دوبخش مجزا است. بخش فنی و بخش مدیریتی والبته تبصره پررنگی بنام هوادار.

در بخش فنی، سپیدرود لیگ را با علی نظرمحمدی آغاز کرد. کسی که نقش پررنگی در فرآیند صعود سپیدرود به لیگ برتر داشت و در مقطع ابتدایی فصل بی تردید هیچکس برای سکانداری تیم شایسته تر از او نبود.

نه سپیدرود در شرایطی به سر میبرد که بتواند به ساختارسازی فنی فکر کند و نه کسی بهتر از نظرمحمدی از جهت آشنایی با اتمسفر فوتبال رشت و توانایی جمع کردن تیم و بازیکنان وجود داشت. نامهایی هم که به موازات نام نظرمحمدی مطرح میشدند یا کارنامه نداشتند یا صاحب کارنامه ای مردود بودند.

نظرمحمدی بی تردید بهترین گزینه “موجود” نبود، بلکه بهترین گزینه “ممکن” بود. اما تندخویی های گاه و بیگاهش، در کنار سطح دانش فنی خود و کادر دستیارانش و غلطیدن در دامن حواشی خواسته و ناخواسته و درنهایت رفتار تکراری کودتاوار برخی بازیکنان دست نظرمحمدی را در نیمه راه از سپیدرود کوتاه کرد.

جذب بازیکنان ناآماده و کنارگذاشته شده ای که فقط نامی از ایشان باقی مانده بود، در کنار رودر رویی با کاپیتان باسابقه سپیدرود و همچنین ارائه بازیهای سینوسی توسط تیم، اگر نقطه تیره کارنامه نظرمحمدی باشد، تزریق نیروی جوانی و معرفی کردن چند استعداد چشم نواز بومی، بی تردید نقطه روشن عملکرد اوست.

نکته ای که این قلم، سالهاست که آن را بعنوان یک استراتژی بلند مدت برای باشگاه سپیدرود، عنوان کرده است: “استعدادیابی”. به هر روی نظرمحمدی رفت تا یک نام بزرگ در تاریخ فوتبال ایران به جایش بنشیند. علی کریمی با همه جنجالهای برخاسته از سلبریتی بودنش و همه حاشیه های حاصل از زبان تیز و اراده مقابل قدرتش، نیمکت سپیدرود را تحویل گرفت.

اما آنچه که دیده نشد، پیشرفت فنی قابل توجه و قوت قلب هواداران بابت بقای بی حاشیه تیم در لیگ برتر بود. هرچند سپیدرود و کریمی، رسیدن به ساحل آرامش را به شب آخر موکول نکردند، اما بقای سپیدرود هرگز از خوف و رجای دل هوادارانش برای آینده نکاست. کما اینکه هنوز دورنمای فنی آینده تیم، روشن نیست.

در بخش مدیریتی اما داستان از این هم به هم ریخته تر بود. شروعی با مالک کاغذی که همواره از جانب مدعیان گذشته مالکیت تحت تهدید بود تا مرد مرموزی که با وعده های مطایبه برانگیز اقتصادی، یک چند زمامدار شد و در نهایت مالک نسبتا جوانی که با سلام و صلوات آمد اما دیری نگذشت تا روشن شود او هم جایگاه محکمی ندارد.

چه نزد مردم و چه مسوولین. این سه گروه با خود انبوهی از افراد معتبر و غیر معتبر را وارد سپیدرود کردند. چه فنی، چه رسانه ای و چه مدیریتی. اما ماحصل کار همه شان، چیزی جز آشفتگی حاد مدیریتی در سپیدرود نبود.

تیم بازیهایش را ادامه میداد و کجدار و مریز نتیجه می گرفت و از هرباغ مدیریتی گلی می چید تا در وانفسای فوتبال ایران زنده بماند و ماند. ماندنی که بی تردید هیچیک از گروه های دست اندرکار اداره تیم، نمیتوانند امتیاز آن را بنام خود بزنند.

اگر بگوییم لیگ هجدهم از همین امروز برای سپیدرود آغاز شده است، بیراه نگفته ایم. تیمی که بیش از هر تیم دیگری در ایران بی ساختار است و شاید بیش از هر تیم دیگری، پر خاطرخواه. تیم لیگ برتری باشد، در شمال خوش آب و هوا باشد، چهارمین تیم پرطرفدار ایران باشد، ریشه و قدمت و اصالت داشته باشد، آنگاه دندانهای بسیاری به طمع تصاحبش به یکدیگر فشرده نشوند؟

سلمنا… هیچ ایرادی ندارد. از همان کانال اهلیت سنجی که برای سرخابی پایتخت وضع شده بود اگر گذرانده شوند و تعهدات بلند مدت و ضمانتهای لازم بگذارند، چرا که نه؟ از همین دکتر تن زاده به تعبیری مالک فعلی (میگویم به تعبیری چون شفافیت کامل وجود ندارد و هنوز عده ای با توسل به ادله خود در مالکیت ایشان تشکیک میکنند) تا به حسین هدایتی دولابی معروف الحال…

هیچکس به باشگاه چلسی بابت صاحب مولتی میلیاردرش (به دلار، البته ۴۲۰۰ تومانی) خرده نمیگیرد که چرا ثروتش زیر اتهام باندهای فساد نفتی در روسیه است. این قاعده سرمایه گذاری است.

اگر هر سرمایه گذاری با برنامه روشن و مدون و ضمانتهای لازم، از کانال اهلیت سنجی مسوولین گذشت، میتواند عنان هر باشگاهی از جمله سپیدرود را در اختیار بگیرد. اما هرچه زودتر…

سپیدرود زمانی برای از دست دادن ندارد. فصل آینده فصلی به مراتب دشوار تر از لیگ هفدهم خواهد بود. جلسات مدیران، تعیین بودجه، رفع مشکلات مالی به جا مانده از قبل، تعیین استراتژی آینده و ایجاد ساختار منظم و دوری از موازی کاری و صحنه سازی و پنهان کاری، تسویه حساب تیم فعلی از فنی و بازیکن تا تدارکات، فراهم کردن زمینه پیش فصل و موارد لجستیکی…

اینها همه موارد اظهر من الشمسی است که سپیدرود باید تکلیفش را با آنها بداند. و مطالبه این همه باید از جانب رسانه های آگاه و مسوول صورت پذیرد.

برند سپیدرود حالا یک ارزش رسمی دارد. ارزشی که درکنار هویت اجتماعی اش، به همه دست اندرکارانش جایگاه میبخشد و آنها را ارتقا میدهد. ما به ازای چنین ارتقایی، بی تردید تلاش بی وقفه و مسوولانه همه کسانی است که از در و دیوار باشگاه بالا میروند تا سری میان سرها درآورند.

وجدان بیدار جامعه و هواداران پرشمار سپیدرود، شاهد زنده همه این رخدادهاست. آنها یک نام میشناسند و آن یک، سپیدرود است. هر نام دیگری صرفا در جهت پیشبرد اهداف و جایگاه سپیدرود است که معنا می یابد و حمایت می شود.

سوت پایان بازی برگشت با پرسپولیس، سوت آغازی دوباره برای سپیدرود بود. سپیدرودی که دوست ندارد آسانسور بعدی فوتبال ایران باشد. تا در آینده به احترام کدام نام، که نام سپیدرود را بلند آوازه تر کند، کلاه از سر برداریم…

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

2 دیدگاه ارسال شده است

  • سیامک گفت:

    مردکه الاغ کامیابی نیا بعد از گل به سپیدرود مثل اینکه به بارسا گل زده حتی احترام علی کربمی نگه نداشت خدا را شکر اخرین بازی محتاج ان نامردان نشدیم ایران تا ابد قرمز گیلان زنده باد سپیدرود قهرمان

  • باوفا گفت:

    همه شهروندان وطرفداران وعاشقان سپیدرود ونمایندگان واعضا محترم شورای شهروغیره و مسولین ورزشی استان ومالک ومربی باشگاه پر طرفدار سپیدرود وسا ید دلسوزان استان تقا ضا وتمنا داریم که حمایت عملی و برنامه های خود را از همین امروز که لیگ هجدهم شروع شده اعلام وبه اجرا بگذارند فردا دیر است جوانها را در یابید نشاط وسلامت جامعه درقالب حمایت از جوانان وسپیدرود کبیر امکان پذیر میباشد فردا دیر است باور کنید لطفا مسو لین استان این پیام سازندگی وعاشقانه ورزشی را بخاطر جوانان مطالعه فرمایید