وبسایت باشگاه سپیدرود رشت

یادداشت ویژه – سپیدرود در کما!

رادنی دیدار

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرودماجراهای قدیمی ترین تیم فوتبال استان گیلان درست شبیه سریال های درام ایرانی است؛ هرچند که از همان ابتدای کار می توانیم ته قصه پر سوز و گداز را حدس بزنیم اما با اشتیاق و توام با یک امیدواری گاه مضحک تا آخر داستان را دنبال می کنیم که شاید این بار حدس مان غلط باشد و ته ماجرا آنی باشد که می خواهیم، و البته همیشه داستان پایانی تلخ دارد و بس!

و چه تلخ که سپیدرود هم سرنوشتش با همین پایان بندی های درام مانوس شده و همیشه قصه یک غصه ی تکراری است؛ قصه ی بی کسی!

سپیدرود از بدو تولدش در دهه ی چهل تا امروز همیشه تنها بوده و همیشه طرف بی پول و بی پشتیبان ماجرا ایستاده است و اگر نبودند مردانی از جنس مهربانی و خلوص که در دهه های مختلف یاری رسانش شوند چه بسا این بی پناهی های مداوم و مفرط نفسش را گرفته بود و کار را تمام می کرد.

سرخ و سپید های رشتی چه در آن دهه های طلایی پنجاه و شصت که یک شهر را در ورزشگاه شان جای می دادند و چه در قریب دو دهه عزلت نشینی، انگار بچه سر راهی مسئولان وقت بودند و چون قانونی نانوشته همیشه باید جایی باشند که ثروت نیست، طرفی بمانند که حمایت نیست، گوشه ای بایستند که امکانات نیست و مدلی زندگی کنند که فقط زنده بمانند و حالا چه باک که هم دوره ای هایی همچون سپاهان و تراکتور و نساجی سال هاست که در اوج خوشبختی زیست می کنند!

سپیدرود به جز آن دو سالی که دو اردی بهشت طلایی را رقم زدند و از قعر به صدر آمدند و آن دو سالی که در صدر فوتبال ماندند هرگز آب خوش به گلوی یاران وفادار شان نریختند و صد البته هم آن دوران همیشه درد بی مالکی و بی کسی همچنان دغدغه ذهنی بود و سوهان روح!

شما فقط یک نمونه نه فقط در در دنیای فوتبال و ورزش که هر مجموعه اقتصادی و اجتماعی دیگری را مثال بیاورید که مالک نداشته باشد و از فرش به عرش برود، مالک نداشته باشد و در عرش بماند و مالک نداشته باشد و از عرش به فرش بازگردد و باز هم مالک نداشته باشد و در فرش زنده بماند!؟
اگر به جز سپیدرود به نامی دیگر رسیدید بدانید که آنجا هم معجزه ای از جنس عشق روی داده و صد البته که معجزه همیشه اتفاق نخواهد افتاد.

شما را به تمام مقدسات تان یکی به ما بگوید که این خیل عظیم هیات فوتبال، اداره کل ورزش، نماینده های مجلس، اعضای شورا و شهردار، فرماندار و استاندار و سایرین به کدام مسئولیت اجتماعی شان در قبال یکی از پرهوادارترین تیم های فوتبال ایران عمل کردند وقتی که این تیم در بین مالکانی که بیشترشان از پس اداره یک دکه هم بر نمی آمدند دست به دست می شد و بدهی روی بدهی تلمبار می شد و سقوط پشت سقوط؟

این نام های و جایگاه های حقوقی برجسته کجای داستان بودند که در پنج سال رکورد تغییر مالکیت این تیم زده شد و بیشتر از ۱۵ بار جابجایی صورت گرفت. (از نجفی به گروه بهمن و از آنها به جهانی و بعد صیاد و سپس غلامی و بعد پورمحسن و دوباره غلامی و هیات فوتبال و مومنی و بعد بیات و تن زاده و نوین و بیات و کریمی و دوباره بیات و حیدری و ناظمی و آقازاده) وقتی سپیدرود دست به دست می شد آنها کجای کار بودند؟

مسئولین امر کجا بودند که در لیگ برتر سپیدرود را به مالکی دادند که چک برگشتی دوازده میلیون تومانی داشت و یا چهار سال پروانه مالکیت به نام کسی است که با افتخار در مصاحبه ای گفته فقط ۹ میلیون تومان خرج تیم کرده ام که آن هم نباید می کردم!

چه طور وقتی سپیدرود در حال اوج گرفتن بود هر روز متولیان فوتبال و ورزش در پیشانی صحنه حضور داشتند و خود را عامل موفقیت می دانستند اما سه سالی است که روزه سکوت گرفته اند و کسی خیالش نا آرام نیست که تنها تیم لیگ برتری گیلان به دسته اول و بعد دوم پرتاب شده و بدهی پشت بدهی برایش ساختند و اعتبارش را آسیب زدند و کار به جایی رسیده که هر تازه از راه رسیده ای این گستاخی را پیدا می کند که خود را خواهان این تیم بداند و با اندک موجودی و اعتباری مدعی خریداری سپیدرود شود تا چاهی تازه برای این عزیزدردانه رشتی ها بکند!

فصل گذشته با روش ابداعی و من در آوردی هیات امنایی سپیدرود را بدون دفاع به جنگ فرستادند و یک سال مهدی آقازاده مدیرعامل جوان و بازیکن پیشین این تیم با دست خالی به میدان رفت و هرچند که تیمش صعود نکرد اما کارنامه مالی و مدیریتی نسبتا قابل قبولی از خود بر جای گذاشت اما باید بدانیم که فقط یک بار می شود با یک راه حل اشتباه به جواب نیمه درست رسید و دفعه های بعدی این فرمول جواب نخواهد داد!

امسال سپیدرود برای دومین سال متوالی باید در فراموشخانه لیگ دو نفس بکشد و بیشتر از دو ماه است که از پایان فصل پیشین گذشته و نه هنوز وضعیت مالکیت سپیدرود مشخص است و نه مدیرعامل و سرمربی و بازیکنانش معلوم است که چه کسانی می خواهند در این تیم بمانند؟

تیم پرهوادار مرکز استان همه ی نداشتن های عالم را این روزها یکجا دارد! سه سال است که از داشتن ورزشگاه محبوبش محروم است! سال هاست که مالک مشخصی ندارد! بودجه مصوب سالیان برایش رویایی دست نیافتنی است! عمر مدیریت مدیرانش گاه به چند هفته هم نمی رسد! هر سال سرمربی عوض می کند! بازیکنان ستاره و جوانش به سادگی فسخ می کنند و دیناری به باشگاه نمی رسد! برای امروز تا فردایش برنامه ندارد و یک چیز دارد که همیشه فقط آن را در تمام سن ۵۳ ساله اش داشته و آن هم فوج فوج هوادار عاشق و وفادار که جز به دوش کشیدن این غم بی پایان هیچ کاری از دستشان بر نمی آید!

سپیدرود این روزها نیازمند یک همت عمومی و یک اراده راسخ در میان همه ی مسئولین استان است تا خیلی زود ابتدا دردش را تسکین دهند و بعد به جمع بزرگان فوتبال ایران برش گردانند که فوتبال ایران بدون سپیدرود همیشه یک چیزی کمتر دارد و به قول عاشقانش اگر سپیدرود بخشکد ماهی ها می میرند!

اخبار مرتبط با خبر بالا را از دست ندهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

3 دیدگاه ارسال شده است