حامد گلی
وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود – در حاشیه مسابقه فوتبال نساجی قائمشهر و سپیدرود رشت اتفاق بی نظیری رخ داد که شاید نمونه آن را در هیچ کجای دنیا ندیده باشیم.
وطنی پنج شنبه شاهد نبرد گلادیاتورهای قدیم و عنان در دست های جوان امروز بود، یک سو علی کریمی عاصی از روزگار و روزمرگی ها، محبوب، در دل نشسته با همان نگاه های نافذ و خرد کننده یک اسطوره تمام عیار و در سوی دیگر جواد نکونام مرد جنگجوی میانه میدان همین چند سال پیش، پر شر و شور، گاهی متفکر، بیشتر اوقات نق نقو، اما به مانند الگوی نچسب پرتغالی خود با صلابت.
دیدار قرمزپوشان قائمشهر و قرمزپوشان رشت که بر حسب اجبار سفید به تن کرده بودند، از قضا جذاب از آب درآمد، هر تیم دو گل، گل قیچی و آکروباتیک، مصدومیت، پنالتی، آشوب و اخراج و بلاخره هر آنچه که یک تماشاگر روی سکو دلش میخواهد ببیند، دیده شد، اما بازی دیروز چیز دیگری بود!
اتفاقی که دیروز در وطنی افتاد را تاریخ کمتر به خود دیده است، حیرت انگیز بود، دیگر باید از خود خدا پرسید مگر چنین چیزی هم ممکن است؟
جوانی که ۱۵ سال پیش تصادف کرد و ۱۵ سال است که فلج شده و در بیمارستان بستری است را با آمبولانس و سوار بر روی تخت سفید بیمارستان به ورزشگاه میآورند تا اسطوره محبوبش که روزگاری با پیراهن شماره هشت قرمزهای پایتخت در زمین دلبری میکرد، را ببیند، صحنهای که به راستی مو را به تن آدمی سیخ میکند!
آیا به این جمله بیل شنکلی اسطوره لیورپولیهای انگلستان ایمان نمیآورید که گفته: فوتبال مانند مرگ یا زندگی نیست بلکه جدی تر از آنهاست؟ که باید اقرار کرد الحق جدی تر از آنهاست!
به نظر می رسد چنین صحنههای دراماتیکی آدمی را به این نتیجه می رساند که کتاب ارزشمند اوریانا فالاچی با عنوان “زندگی، جنگ و دیگر هیچ” را باید اینگونه بخواند: “فوتبال، فوتبال و دیگر هیچ”، چون فوتبال دیگر فقط یک “بازی” نیست، یک “زندگی” است پر از ماجرا، پر از اشک، پر از درد، پر از خنده های مستانه پیروزی، پر از مبارزه، پر از جنگ، پر از صلح، پر از دویدن و رسیدن و البته گاهی هم پر از نرسیدن است.
حالا شاید جمله معروف درک دولی (فوتبالیست انگلیسی که به دلیل آسیب دیدگی شدید خیلی زود با این حرفه خداحافظی کرد)، را راحت تر بتوان هضم کرد، جمله ای که دنیا را تکان داد:
حتی اگر پای مرا قطع کنند، به فوتبال ادامه خواهم داد و اگر نتوانم کار دیگری انجام دهم، برایم اهمیتی نخواهد داشت که از من به عنوان پرچم کرنر استفاده کنند.
اما در پایان این کوتاه نوشت باید گفت: دوست می دارم آن را که آزاده جان است و آزاده دل…