گیل خبر/ مهران دیده بان
وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود – فوتبال در ایران از هر بعدی دچار یک رکود بی سابقه است و اگر به این روند ادامه دهد کم کم از جذابیت آن در بین هواداران و علاقمندان داخلی کاسته خواهد شد.
اگر در سال های اخیر به لیگ برتر نگاهی بیاندازیم متوجه خواهیم شد که متوسط ورود هوادار برای دیدن بازهای لیگ برتر رو به کاهش است و فوتبال دولتی ایران در بعد اقتصادی به ورشکستگی نزدیک شده است.
بدهی کلان باشگاه ها و هزینه های سرسام آور تیمداری از یک سو و عدم درامد باشگاه ها از فوتبال و تیمداری و رعایت نشدن کپی رایت و حق پخش و درآمدهای تبلیغاتی دور زمین و همه و همه باعث شده که هر سال بیلان دروغین برای AFC ارسال شود تا مجوز حرفه ای لیگ ایران لغو نگردد و این کار سال هاست که در جریان است ولی اگر مدیران فدراسیون کمی آینده نگر بودند متوجه می شدند که این کارها برای همیشه راه علاج نیست و باید فکری به حال اقتصاد مریض فوتبال ایران کنند.
فوتبالی که هر سال با تزریق میلیاردها تومان پول دولت به سرخ آبی ها و اسپانسری دو غول اقتصادی “همراه اول و ایرانسل” برای این دو تیم خیال شان را از بابت اعتراض هواداران شان راحت کرده و مابقی تیم ها نقش مورچه های کارگر را برای سوگلی ها ایفا می کنند.
جایی که عدالت فقط برای پایتختی ها و تیم های صنعتی اجرا شده و فدراسیون نشین ها فقط و فقط به دنبال احقاق حق برای این تیم ها هستند.
در چند سال اخیر هیچ گاه رقم صحیح تبلیغات دور زمین مشخص نشد و هیچ باشگاهی نتوانست متوجه شود که چقدر درآمد از تبلیغات دور زمین داشته است. حق پخش که کلا به بن بست رسید و همان رقم اندک هم دیگر به حساب فدراسیون واریز نمی شود. حق کپی رایت هم که اصلا وجود ندارد. حال شما تصور کنید باشگاهی در لیگ ایران با مالک خصوصی چند سال می تواند دوام بیاورد.
اگر چاه نفت هم داشته باشی روزی خشک می شود. جالب اینجاست که فدراسیون فوتبال در حرف حامی همه باشگاه ها است ولی در عمل فقط چند تیم برایش اهمیت دارد و رتبه تیم ملی در رنکینگ فیفا!!!
اصلا برای مدیران فوتبال مهم نیست تیم هایی همچون ملوان, برق شیراز, ابومسلم, صنعت نفت و… چگونه روزگار سپری میکنند و یا اصلا وجود خارجی دارند یا نه!
جالب تر اینجاست که بیشترین جریمه ها و محرومیت ها برای امثال این تیم ها اجرایی می شود. حال اگر همان اتفاقات برای سوگلی های لیگ رخ دهد فقط به تذکر کتبی بسنده می کنند.
این اوضاع نابسامان در لیگ یک به مراتب بدتر است چراکه تیمها باید به جای دریافت حق پخش تلویزیونی پول هم به صدا و سیما پرداخت کنند و از حق تبلیغات ناچیز دور زمین هم خبری نیست!
به قول محمد دادکان باید این فوتبال را چند سال تعطیل کرد!
اوضاع نابسامان لیگ یک فقط اینها نبوده بلکه استادیوم های بدون استاندارد برگزاری بازیها گرفته تا قوانین بومی محلی در هر شهر که تیم میزبان برای گرفتن ۳ امتیاز دست به هر کاری میزند و سر آخر هیچ اتفاقی در کمیته انضباطی رخ نمی دهد.
ورشکستگی فوتبال ایران اگر نزدیک نباشد دور هم نیست چون متولیان فوتبال در ایران دوست ندارند تیمهای ریشه دار و پر هوادار اوج بگیرند و به همین خاطر عدالت فقط در مورد چند تیم انگشت شمار رعایت می شود و بس!
اوج گرفتن تیمهای ریشه دار و مردمی برای این مدیران ترس و وحشت ایجاد خواهد کرد و فضای فوتبال را امنیتی تر از پیش می کند. فضایی که روز به روز ملتهب تر و ناپاک تر از قبل می شود و به طوری که حتی جرات نمی کنیم درباره ورود زنان به استادیوم ها فوتبال فکر کنیم.
هرچند شک ندارم که ورود بانوان به ورزشگاه ها به روند اصلاح جوهای موجود کمک شایان خواهد کرد و این امر باعث خواهد شد خیلی از کسانی که برهم زنندگان جو هستند با وجود بانوان خیلی از مسایل را رعایت کنند.
از روزی ترس دارم که دیگر هیچ تیم شهرستانی نتواند در استادیوم شهرش با افتخار تیمش را حمایت کند و همه نسل های آینده یا طرفدار قرمز باشند یا آبی!
چرا که تمامی روزنامه ها و سایت ها و صدا و سیما تمام قد و تمام وقت در اختیار این دو تیم هستند و وقتی فرزندانمان چشم باز می کنند در همه جا تصاویر بازیکنان و اخبار این دو تیم را می بینند به همین دلایل آشکار نباید انتظار داشته باشیم که در آینده ای نزدیک همچنان ورزشگاه هایی همچون تختی انزلی, تختی آبادان مملو از هواداران این تیم ها باشند.
شاید پر بیراه نباشد که پتانسیل فوتبال در ایران از خیلی از کشورهای صاحب سبک بیشتر است ولی مشکل جای دیگریست. دقیقا مشکل مدیریت فوتبال و عدم برنامه ریزی و بستر سازی و توجه نکردن به زیر ساخت های این صنعت جهانی است. برنامه ریزهای فوتبال ما فقط به برنامه های شش ماهه و یکساله بسنده می کنند.
فلسفه فوتبال یعنی بازی جوانمردانه ولی آیا این ورزش در کشورمان در مسیر جوانمردانه ای قرار دارد؟ آیا فوتبالی که در جهان به عنوان صنعت به آن نگاه می شود روزی به بخش خصوصی واگذار خواهد شد؟