ای زغمت بال و پرم سوخته بی تو دو چشمان ترم سوخته
وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – آواز همیشگی نهضت خونین عاشورا باز هم به گوش می رسد و من مانده ام باتنی خسته، فکری مغشوش و دلی که در جستجوی روشنایی بال بال می زند.
در چنبره ی خیالم فرو می روم؛ آهسته گام برمی دارم و به سمت مسیری می روم که گویا نا آشناست؛ سمت مسیری می روم که شاید تا لحظه ای بعد تر راه خویش را گم کند …
نمی دانم جاده ی عبور من کجاست!
نمی دانم از کدام چشمه نور سمت وادی دلم جاری خواهد شد؟ نمی دانم؛ نمی دانم!
و چه شب های زیبایی است ایام عزاداری حسین فاطمه؛ که تو به بهانه آن، با خودت خلوت می کنی، با خودت حرف می زنی، کرده ها و ناکرده های خودت را به یاد می آوری و آن گاه آرام و سربه زیر به بهانه ی این شام های اندوه، تنهایی ات را از چشم هایت بیرون می ریزی؛ به بهانه ی این شب ها رود می شوی، راه می افتی، جاری می شوی تا، پیش از همه، خودت را شست و شو دهی …..!
و این شب ها به راستی چه شب های قشنگی است ….