این فصل و به دفعات دیده شده بازیهای سپیدرود دستکم ۱۵ هزار تماشاگر داشته، حتی در روزهای برفی! آنها اینقدر سپیدرود را دوست دارند که در روزهای سرد زمستان در برفروبی به باشگاه کمک میکنند.
وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – گستره جغرافیایی لیگ برتر در فصل جاری محدود است! ۱۶ تیم شرکتکننده از ۶ استان و شهر هستند و این در حالی است ایران متشکل از ۳۱ استان است.
به گزارش سایت سپیدرود و به نقل از روزنامه خبر ورزشی، البته در هیچ جای دنیا اینطور نیست که همه استانها در لیگ برتر تیم داشته باشند و ورزش تنها در فوتبال خلاصه نمیشود. حتی در بسیاری از کشورها میبینید تیم اول تیمی از پایتخت نیست. به طور مثال در آلمان تیم اول بایرن مونیخ است.
با این حال حضور ۱۶ تیم از ۶ استان در لیگ برتر نشان میدهد بودجه دولتی فقط به چند استان خاص و چند تیم خاص اختصاص دارد و اگر این نگاه به تیمهای پرطرفدار شهرستانی هم وجود داشت امروز شاهد پویایی بیشتر در لیگ برتر میبودیم.
تیمهای حاضر در لیگ برتر را میتوان به سه بخش تقسیم کرد. تیمهای پرطرفدار که عبارتند از پرسپولیس، تراکتورسازی، استقلال، سپاهان و صنعت نفت. تیمهایی که حضورشان گرمابخش بازیهاست. تیمهای کمطرفدار را میشود اینطور معرفی کرد. ذوبآهن، استقلال خوزستان، فولاد خوزستان، پدیده مشهد، سیاه جامگان و ماشین سازی.
البته اتفاق افتاده این تیمها در برههای استادیوم را مملو از جمعیت کردند منتها فراز و نشیب در کارنامهای که از خود به جا میگذارند سبب کاهش محبوبیت آنها در گذر زمان شده و در مواقعی هم اتفاق میافتد که بازی این تیمها در حضور تماشاگرانی برگزار میشود که انگشت شمارند.
و تیمهای بدون طرفدار. تیمهایی که نتایج آنها برای اهالی فوتبال حائز اهمیت نیست اما حضورشان به فوتبال کمک میکند؛ فوتبال باشگاهی و فوتبال ملی. این تیمها عبارتند از: نفت تهران، پیکان، گسترش فولاد، سایپا و صبای قم.
بدترین فکر در مورد این تیمها این است که در پی انتقال یا هبه آنها برآمد. پیکان در قزوین به سرانجامی نرسید و به تهران بازگشت. سایپا خیلی زود بار سفر را از کرج بست و صبای قم که از تهران رفته به تیمی بیپول تبدیل شده! تیمی که فقط برای انجام بازی به قم میرود و اصلاً و ابداً بین قمیها محبوب نیست. همانطور که اشاره شد حضور این تیمها به فوتبال باشگاهی و ملی کمک میکند و یقیناً حضورشان بیشتر از عدم حضورشان به نفع فوتبال است. پاس تهران را یادتان هست؟
اما کاش حمایتی که از این تیمها میشد از برخی تیمهای پرطرفدار میشد تا شاهد حضور آنها در لیگ برتر میبودیم و یا صاحبان این تیمها به جای تیمداری اسپانسر تیمهای پرطرفدار میشدند. تیمهایی چون…
۱- سپیدرود رشت
این فصل و به دفعات دیده شده بازیهای سپیدرود دستکم ۱۵ هزار تماشاگر داشته، حتی در روزهای برفی! آنها اینقدر سپیدرود را دوست دارند که در روزهای سرد زمستان در برفروبی به باشگاه کمک میکنند.
سپیدرود در آستانه صعود به لیگ برتر است اما نکته آزاردهنده در این تیم بیپولی است. صرف حضور در لیگ برتر اگر مشکلات مالی این تیم بیشتر نشود تنها دغدغهها را بیشتر خواهد کرد.
بیشک حضور این تیم در لیگ برتر تماشاگران بیشتری را به استادیوم شهید عضدی رشت خواهد کشاند و چه بسا این تیم مجبور شود برای ادامه بازیهای خانگی به استادیوم سردار جنگل برود.
۲- ملوان
محمد مایلیکهن میگوید استادیوم تختی بدتر از ساختمان پلاسکوی تهران است. سرمربی تیم ملوان درست میگوید. بعد از دهههای متمادی هنوز تیم ردیف بودجه مشخصی ندارد و نیروی دریایی هم نمیتواند تیم را از نظر مالی ساپورت کند. انزلی مهد استعداد است تا جایی که میتواند ملوان را تبدیل به یکی از قطبهای اصلی فوتبال کشور کند اما دریغ از بیپولی.
باز جای شکرش باقی است در انزلی دنیامالی هست و با هر زحمت و کوششی شده پول میگیرد تا تیم به حیات خود ادامه دهد. کاش دوباره منطقه آزاد انزلی تیم را زیر پوشش میبرد.
۳- نساجی
دو، سه دهه ای است که این تیم برای حضور در جمع برترینهای کشور تلاش میکند اما این مهم تاکنون محقق نشده! با اینکه چند سالی است اداره تیم به بخش خصوصی واگذار شده. بخش خصوصیای که یا پول نداشته و اگر پول داشته تصمیماتی برای تیم گرفته که به صعود تیم به لیگ برتر کمک نکرده است. نمونهاش این فصل، ۱۷ هفته به تیم پول ندادند و در تعطیلات زمستانی ۴۰ در صد پول به تیم تزریق کردند. یا تغییر مسگرساروی در جریان فصل و در حالی که از ۶ بازی ۱۳ امتیاز گرفته بود.
نساجی پرطرفدارترین تیم دسته اولی است و حضور این تیم در لیگ برتر یقیناً استادیوم شهید وطنی قائمشهر را شرمنده خود خواهد کرد.
۴- ایرانجوان بوشهر
شاید محبوبیتش در بوشهر به اندازه شاهین بوشهر نباشد اما در سالهای اخیر معرف ستارههای بزرگی به فوتبال کشور بوده. نمونهاش مهدی طارمی. آقای گل لیگ برتر یا عزتا… پورقاز.
ایرانجوان بوشهر اگر حمایت شود نه تنها استادیوم شهید بهشتی بوشهر مملو از جمعیت خواهد شد بلکه هر فصل چند ستاره را به فوتبال ایران معرفی خواهد کرد. این تیم حتی تا آستانه صعود به لیگ برتر هم پیش آمد اما در همه سالهای اخیر دغدغهاش مشکلات مالی بوده و ظاهراً قرار نیست به این زودی از مشکلات مالی خلاص شود.
۵- فجر سپاسی
حضور فجرسپاسی در لیگ برتر نعمت بود. جوانانی را در خود جای میداد که همه تبدیل به ستارههای ایران میشدند اما از روزی که فجر از لیگ برتر رفته جوانانهای سرباز سرانجام خوبی پیدا نکردهاند و حتی بعضی از آنها مجبور شدند برای گذران خدمت به پادگان بروند.
حضور فجرسپاسی در لیگ یک و نزدیک شدن این تیم به لیگ ۲ خبر ناخوشایندی است به خصوص برای بازیکنانی که سرباز میشوند. نقش فجرسپاسی در پرورش ستارهها بیبدیل بود.
۶- استقلال اهواز
استقلال خوزستان آمد که جانشین استقلال اهواز شود اما هیچگاه در دل مردم جا نشد! این طبیعی بود. وقتی اصل وجود دارد مردم به فرع توجه نمیکنند.
استقلال اهواز که کمتر از یک دهه قبل نایبقهرمان لیگ برتر شد امروز در آستانه سقوط به دسته دوم است. یک اهواز بود و یک استقلال و سکوهای مملو از جمعیت تختی اهواز.
روزهای خوب گذشته قابل تکرار است اگر از این تیم حمایت شود.
حرف آخر
فوتبال با تماشاگر زنده است
فوتبال با تماشاگر زنده است. حضور تیمهای پرطرفدار در لیگ برتر بهتر از حضور تیمهایی است که هیچ محبوبیتی بین مردم ندارند و ترفندهایی چون اهدای جایزه به تماشاگر دردی را دوا نمیکند. البته نمیشود رأی به نابودی این تیمها داد و همانطور که اشاره شد حضور این تیمها به پویایی فوتبال باشگاهی کمک خواهد کرد اما کم توجهی به تیمهای پرطرفدار شهرستانی بیانصافی است. تیمهایی که مایه دلگرمی و غرور خیلی از جوانان هستند و اوقات فراغت آنها را پر میکنند. به نوعی میشود گفت هزینه کردن برای این تیمها هزینه کردن برای جوانان ایرانی است و تأثیرگذاری آن کمتر از اقدامات مشابه فرهنگی نیست.
امروز و در کشورهای توسعه یافته از ورزش به عنوان بهترین سلاح برای مبارزه با ناهنجاریهای اجتماعی یاد میشود به خصوص فوتبال که جذابترین و مهیجترین رشته ورزشی به حساب میآید. ناامید کردن طرفداران این تیمها فقط جفا به فوتبال نیست، جفا به جوانانی است که عاشق این تیمها هستند.