وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود – حمیدرضا منصوری اسطوره متعصب سپیدرود در پاسخ به ناملایمتی های این روزها دردنامه ای را منتشر کرد:
خدمت همه عزیزان گروه سپیدرود عشق بی پایان شما هرچه میگید همان درست است ما برای سپیدرود و هیچ زحمتی نکشیدیم اصلآ ما عددی نبودیم کی ما هر روز از لاهیجان آمده به رشت و نیمه شب رسیدیم خانه و فردا روز از نو روزی از نو وسه سال در دوران مربیگری این کار تکرار شد تا شما با درایت بالایتان تیم و از لیگ دو به لیگ برتر بیاورید جشن و شادمانی بر پا کنید.
و در اواین اقدامتان ما را از تیم بیرون کنید و کسان دیگر با قرداد میلیاردی وارد تیم شوند و باشما عکس بگیرند وهفته به هفته تیم را به طرف لیگ یک هدایت کنند و شما هم بعد از هر باخت تشویقش کنید و او خیال کند که شما با باخت و افتادن تیم به لیگ پائین تر خوشحال می شوید مگر آنها قرداد میلیاردی خود را نگرفتند و تیم را به دسته یک نینداختند چرا جرآت نکردید او را زیر سئوال ببرید؟
من با تن زاده عوضی هرگز همراه نشدم اگر بمن چک داد مبلغ طلب من صد و بیست میلیون بود گفت سپیدرود مشکل مالی دارد به ما تخفیف بده تا ما بتوانیم به سپیدرود کمک کنیم و بتوانیم پول بازیکنان را پرداخت کنیم منهم پنجاه میلیون کم کردم و یک چک هفتاد میلیونی بمن دادند برای هشت ما بعد منهم حرفی نزدم و قبول کردم گفتم اول بازیکن ها مهم هستند باید آنها تیم را در لیگ برتر حفظ کنند.
علی کریمی آمد چهار میلیارد بدهی قبلی را داد ولی یک ریال به من نداد من اعتراضی نکردم چون تیم در کوران مسابقات بود ولی آقایان خیانت کردند تیم را تنها گذاشتند هر مربی مبتدی آمد شش امتیاز از کف داد اعتراض نکردید حالا که بازیها تمام شد و من حق الزحمه خودم را طلب کردم خائن شدم و شما که همراه تیم بودید و اون خائن ها را حمایت کردید شدید طلبکار و برای من شاخ و شونه می کشید!
مردم بهترین قاضی هستند و همه چیز را خوب می دانند اینکه خائن ها چه کسانی هستند منکه هیچ ادعایی ندارم که اسطوره هستم اسطوره باشد برای کسانی که تیم را برای جاطلبی به لیگ یک هدایت کردند این مردم بودند که این لقب را شایسته من دانسته و می گفتند و حالا شما می گوئید نیستم چشم ادعایی ندارم و شما را با اسطوره های واقعیتان تنها می گذارم.
من تمام عمرم را کنار فوتبال در استانم سپری کردم واز ده ها پیشنهاد بزرگ برای بازی در تیمهای بزرگ چشم پوشیدم و در تیمهای گیلانی بازی کردم واز همه بیشتر هم برای سپیدرود که دوستش داشتم بازی کردم در اوج رقابت ها ملوان تمام تلاش خود را برای بردن من به انزلی انجام داد با اینکه لاهیجانی بودم نرفتم چون شماها و سپیدرود را دوست داشتم و همه گان شاهد هستند که چندبار دماغ دندانم را شکستند ولی من همانطور گل میزدم تا سپیدرودی ها وگیلانی ها را خوشحال کنم الان شما حق دارید بمن بگوئید بی غیرت و بی مصرف!
اونی که به تیم به گیلان و به این تماشاگران خونگرم خیانت کرد من نیستم تو چند میلیون برای سپیدرود گذشت کردی در حالی که پیر مرد باشی و نیازمند و کاری از دستت بر نیاید کلاه خودت را قاضی کن بعد از این و آن خط بگیر واین حرف های مفت را بزن سپیدرود را انداختید لیگ یک حالا از من طلبکارید شما باید جوابگو باشید من باید از شما طلبکار باشم من که با کادرمان تیم را به لیگ برتر آوردیم و سه سال برای دریافت حق الزحمه خودمان صبر کردیم.
تو برای تیم چه کار کردی که نشستی و توهین می کنی حالا از من جواب می خواهی بله من هفتاد میلیون بابت سه سال رفت و آمدم از لاهیجان به رشت طلبکارم و بدون داشتن ماشین هر روز این مسیر را در آفتاب و باران و برف پیاده سوار ساک بدوش با پای آسیب دیده رفتم و آمدم و از جیب و از شکم زن و فرزندانم زدم تا در کنار سپیدرود و شماها باشم تا شاید بتوانم قدمی برای رسیدن به آرزوی سی ساله تیم و تماشاگران بر دارم.
ولی همه به پولشان رسیدند خائن نیستند منکه یک ریال نگرفتم شدم خائن برایتان متاسفم که چنین برداشتی داری این گروه مال شما است اگر من خائن هستم و مزاحم شما هستم خداحافظ می روم انشااله هرچه زودتر بدون ما بتوانید تیم را به لیگ برتر برگردانید آنهم با مربیانی که یک روز برای سپیدرود توپ نزدند و همیشه علیه شما بودن و از باخت و ناراحتی شما خوشحال می شدند.
در خاتمه از کلیه هواداران واقعی سپیدرود که عمری با آنها خاطره داشته و دارم پوزش می طلبم اگر تند صحبت کردم و بی احترامی کردم من آدم پرخاشگری نیستم بغض گلویم را گرفته بود و ناراحت بودم از دست بعضی ها که دوست شان داشتم قدری گلایه کردم همیشه سلامت و شاد باشید و آرزویم این است که سپیدرود را هر چه زودتر در لیگ برتر ببینم.