فرشاد کاس نژاد
وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود – مسئله فوتبال رشت نه با ادامه حضور علی کریمی حل میشود و نه با استعفای او. فوتبال رشت یک عمر است که گرفتار همین بازیها و همین ندانمکاریهاست. مسئله فوتبال رشت اقتصاد است.
اگر خبر کنارهگیری علی کریمی از سپیدرود صحت داشته باشد، باید یکبار دیگر سپیدرود را در میانهی بحران مالکیت دید. خبر رسیده که علی کریمی، مالک و سرمربی سپیدرود دیگر نمیخواهد در رشت ادامه دهد اما این خبر هنوز شفاف اعلام نشده و مثل نحوه واگذاری سپیدرود به علی کریمی همچنان با مشتی از اخبار غیررسمی دهان به دهان میچرخد. درباره اینکه علی کریمی در سپیدرود چه کرد و چرا به این تصمیم احتمالی رسید، در چند بند به بررسی ماجرا بپردازیم:
۱- مالکیت علی کریمی در باشگاه سپیدرود روند شفافی نداشت، هرگز از سوی اداره کل ورزش و جوانان گیلان و هیات فوتبال گیلان حتی یک خط خبر رسمی منتشر نشد که علی کریمی با چه ساز و کار و شرایطی مالک باشگاه سپیدرود شد و با چه تضمینهایی این مالکیت به او تعلق پیدا کرد. امروز اگر علی کریمی از سپیدرود کنارهگیری کند، روند انتقال مالکیت چه خواهد بود و او با چه شرایطی سپیدرود را واگذار میکند؟ تیمی که با چالشهای مالکیتی آغاز فصل و سپس مالکیت و سرمربیگری علی کریمی و با ضعفهای فاحش فنی در آستانه سقوط به لیگ یک است آیا با توجه به حجم بدهیهایش خریدار تازهای در این اوضاع اقتصادی کشور پیدا میکند؟
۲- علی کریمی هرگز توضیح نداد که با چه انگیزههایی مالک باشگاه سپیدرود شد. در فوتبال ایران که سرمایهگذاری بخش خصوصی از اساس عجیب و تردید برانگیز است، از علی کربمی توقع میرفت که برای شفافیت فعالیت اقتصادیاش در باشگاه سپیدرود توضیح بدهد که چه پیشفرضهایی برای این پروژه داشته و چه اهدافی را پیگیری میکرد و آیا کار بلندمدتی را در ذهن داشت یا فقط میخواست فصلی را با سپیدرود بگذراند؟ علی کریمی، احتمالا نوین و تنزاده نیست که ندانیم چرا آمدند و چرا رفتند. او چهره شناختهشدهای در فوتبال است و باید برنامه حرفهای و منظم و دقیق برای پروژهاش داشته باشد. چه برنامه بلندمدتی او را برای سرمایهگذاری در سپیدرود ترغیب کرد و چرا آن برنامه امروز در آستانه سقوط تیم، رها میشود؟ چهرهای که منتقد تمام نهادهای فوتبال ایران است، نباید در عمل چنین کارنامهای به جا بگذارد.
۳- علی کریمی اگرچه تیم را پس از چالشهای مالکیتی آغاز فصل تحویل گرفت و اگرچه فرصت نقل و انتقالات آغاز فصل را از دست داد اما سپس مالک و سرمربی همزمان بود و بازیکنان نیز با او همراهی کردند و با کاهش مبلغ قراردادها حسن نیت خود را نشان دادند. علی کریمی با حمایت همین بازیکنان فرصت مالکیت و سرمربیگری را به دست آورد.
در نیمفصل نیز او وارد بازار نقل و انتقالات شد تا مشکلات فنی تیمش را حل کند اما فقط مدت کوتاهی از نقل و انتقالات نیمفصل گذشت و علی کریمی حالا -طبق اخبار غیر رسمی- به این نتیجه رسیده که باشگاهداری و مربیگری در سپیدرود را رها کند. این چه برنامه بیحساب و کتابی است که علی کریمی از روزهای نقل و انتقالات نیمفصل تا هفته نوزدهم برای ناکامی در آن به نتیجه قطعی میرسد؟ یک مالک و سرمربی که تا ۴ هفته پیش مشغول جذب بازیکن بود، چطور بعد از ۴ هفته و احساس سقوط به این تصمیم میرسد که همه چیز را رها کند و برود؟
۴- رئیس هیات فوتبال گیلان به درستی سعی کرده که با مصاحبه اوضاع را آرام کند و بگوید که علی کریمی با کمک مسئولان استانی به کارش در سپیدرود ادامه میدهد اما مسئولیت هیات فوتبال یا اداره کل ورزش و جوانان که مسئولان واگذاریهای سالیان اخیر سپیدرود به این مالک و آن مالک بودهاند، فقط مصاحبههای چند خطی با خبرگزاریها نیست. آنها کار مهمتری دارند و باید به پرسشهای مهمتری پاسخ بدهند. آنها به علی کریمی وعده دادند که بخشی از مطالبات گذشته سپیدرود را با کمکهای دولتی پرداخت کنند، وعدهای که هرگز عملی نشد و از روز اول نیز معلوم بود که یک وعده است. این وعده چرا مطرح شد و چرا به آن عمل نشد؟
۵- این شکل واگذاری سپیدرود به مالکان مختلف از عجایب است. سپیدرود اگر باشگاه خصوصی است، چرا هربار به اداره کل ورزش و جوانان یا مسئولان هیات فوتبال میرسد؟ در اخبار همین یکی دو روز گذشته هم این جمله آمده که علی کریمی تیم را به اداره کل ورزش و جوانان یا هیات فوتبال پس میدهد. این نحوه واگذاریها و این پس دادن ها را از کجا الگو گرفته اید؟ این چه مدل باشگاهداری خصوصی است که هربار پس از رها کردن یک مالک، تیم را به اداره کل یا هیات برمیگردانند؟
۶- علی کریمی در سپیدرود هرگز نتوانست در چیدمان کادر فنی و خرید بازیکن و تشکیل تیم چهرهی یک سرمربی جدی و موفق را داشته باشد. او در این فصل فقط ناکامیهای پی در پی را نمایش داد و طبق عادت همیشه عصبانی و طلبکار بود. حتی نتوانست چند پرسش ساده را به خبرنگاران پاسخ بدهد و این نشان میداد که او تمرکز لازم برای یک کار حرفهای و جدی را نداشت. محصول همین نوع واکنشها ناکامی است، محصول همین نوع رفتارها قرار گرفتن تیم در آستانه سقوط است.
۷- علی کریمی اگر واقعا خیال جدایی از سپیدرود را دارد، باید اول تکلیف مالکیت را مشخص کند. او مالک سپیدرود است و کسی نمیتواند از مالکیت استعفا بدهد. واگذاری تیم مراحلی دارد، مالک مسئولیتهایی دارد که با استعفا نمیتواند از آنها نیز استعفا بدهد. این بازیکنان خارجی و خریدهای جدید و بدهیهای گذشته که با چکهای بلندمدت پاس شدهاند، چه سرنوشتی را برای سپیدرود رقم میزنند؟ سپیدرود اگر سقوط کند، یک امتیاز لیگ یکی خواهد داشت و این همه بدهی و مسئله. چه کسی را میتوان برای تیمداری دوباره ترغیب کرد؟
۸- علی کریمی در تمام مدت حضورش در فوتبال رشت با حمایتی جانانه و پر از اغراق از سوی هواداران و مسئولان مواجه شد. شخصیت ویژه او در دوران بازیگری این جایگاه را برای او ساخته که همه از او تمجید کنند. اما کریمی باید بداند که در جایگاه مالک باشگاه و سرمربی نمیتواند با بهره بردن از آن وجوه شخصیتش خود را از هر انتقادی دور بداند.
هوادار هم فقط آن چند لیدر و ادمین های کانال های هواداری با ممبر فیک نیستند، بلکه هوادار شهروند عادی است و تیم شهرش را یک عمر پیش از حضور کریمی نیز دوست داشته و اسیر این اداهای سلبریتیها نمیشود. مسئله هوادار علی کریمی نیست بلکه سپیدرود است و بقای تیم. شفافیت مالکیت و بلندمدت بودن سرمایهگذاری با اهداف روشن خواستهی هوادار است. اما فحاشی به منتقد و انگ زدن و رفتارهای اینچنینی نباید حوالی تیم شکل میگرفت که متاسفانه شکل گرفت.
علی کریمی هم شاید خوشحال است که در چنین فضایی در رسانه رسمی باشگاه بیانیه منتشر میشود و او را یکی از معدود مردهای یک شهر خطاب میکنند. این فضاهای هواداری و اغراقآلود و مسموم برای گم شدن نقد درست و سالم است و هر باشگاهی با ایجاد خفقان مقابل انتقاد به همین سرنوشتی دچار میشود که سپیدرود دچارش شده.
حالا همچنان میتوانند برای علی کریمی در قامت یک ستاره هورا بکشند اما واقعیت این است که کارنامه مالکیت و سرمربیگری علی کریمی در سپیدرود روشن و واضح همه چیز را با مخاطب در میان میگذارد. سپیدرود اما وسط این هورا کشیدنها فراموش شده و معلوم نیست علی کریمی چه تصمیمی برایش خواهد گرفت.
۹- مسئله فوتبال رشت نه با ادامه حضور علی کریمی حل میشود و نه با استعفای او. تفاوت علی کریمی با مالکان پیشین سپیدرود نیز چیزی نیست که قابل اشاره باشد. فوتبال رشت یک عمر است که گرفتار همین بازی ها و همین ندانم کاری هاست. مسئله فوتبال رشت اقتصاد است و بی بهره بودن از منابع دولتی در فوتبالی که فقط با بودجه های دولتی زنده مانده. این مسئله به این سادگی ها حل نمی شود و هزار هماندیشی و بحث و تبادل فکر میخواهد که کسی در فوتبال رشت پیگیرش نیست.