محمدرضا شعبان علی
وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود – یادداشت زیر با هدف تبیین موضوع شکست و پیروزی در فوتبال و چگونه برخورد با آن به رشته تحریر درآمده و امیدوار است که مورد توجه هواداران پرشمار و مشتاق، ارتش سرخ گیلان قرار گیرد.
شکست خوردن یک رویداد است اما شکست خورده بودن یک ویژگی است. شکست «درد» دارد. دست کم تجربه آزار دهنده ای است؛ چیزی که بسیاری از ما تمام تلاش مان را می کنیم تا با آن رو به رو نشویم. گاهی تأثیرات یک شکست می تواند تا مدت های طولانی باقی بماند و در ذهن ما، رد پایش را به جا بگذارد و یک مانع ذهنی ایجاد کند که باعث شود به سختی بتوانیم بر آن غلبه کنیم.
وقتی شکست می خوریم، معمولا به فکر فرو می رویم، به دنبال معنای جدیدی هستیم و جواب ها و راه حل های ممکن و بالقوه را برای رسیدن به اهداف مان بررسی و کشف می کنیم. در حقیقت، شکست بخشی ضروری از مسیر رسیدن به اهداف مان است. شکست، به عنوان نوری هدایت کننده در زندگی ما عمل میکند و مانند آب و خاک که فرساینده های مهربان طبیعت هستند، آبدیده مان می کند و نقش مهمی در بهبود تک تک فعل و انفعالات بعدی و جریان زندگی مان دارد.
اما هر چقدر هم که در مورد اهمیت شکست در زندگی دلیل و برهان بیاوریم، در مواجهه با آن، آنقدر درگیر ناراحتی هایش هستیم که به سختی می توانیم منفعتی در آن ببینیم. وقتی تمام آن چیزی که از شکست میبینیم و درک میکنیم، درد و شکنجه است، غلبه بر شکست برای رسیدن به اهداف و آرزوها دشوار میشود.
راههای زیادی برای غلبه بر شکست و رسیدن به اهدافمان وجود دارد اما همه این راهها نیازمند ایجاد یک تحول اساسی در طرز فکر ما هستند. لازم است افکارمان را در جهت درستی هدایت کنیم و بذر موفقیت را بکاریم تا محصولش را برداشت کنیم. ما آدم ها در دنیای امروز دوست داریم فورا به نتیجه برسیم و راضی شویم؛ چیزهایی را می خواهیم و فورا هم می خواهیم!
ما آنقدر به گرفتن نتایج فوری عادت کردهایم که درک نمیکنیم برای رسیدن به هدفی قابل توجه و چشمگیر، تا چه حد کار و تلاش و پشتکار و برنامه ریزی لازم است . به مقصد رسیدن زمانبَر است، اما طی این زمان و همانطور که مسیر رسیدن به هدف را طی میکنیم، شخصیتمان ساخته میشود و به شناختهای جدید دست مییابیم، حتی شاید معنای عمیقتری در روند فعالیت خود کشف کنیم.
ذهن انسان برای دور ماندن از درد و ناراحتی، بیوقفه کار میکند و خستگیناپذیر است و در واقع هر کاری میکند تا از هر نوع دردی در هر اندازهای که هست جلوگیری کند.
بخشی از رنج و عذاب شکست، مربوط به افرادی است که به ما می گویند: «من گفتم که چنین است» یا « باید به حرف ما گوش می دادید» و … منفی باف ها و منفعت طلب ها همیشه با تمام توان شان در اطراف مان هستند تا از دید خودشان از ما انتقاد کنند اما نباید به آنها گوش داد حرف ها و غُر زدن های شان را نشنیده گرفت تا بتوان به شکست به چشم یک تجربه ارزشمند نگاه کرد.
همیشه کسانی هستند که از شکستها و عدم موفقیت ما خوشحال شوند، اما دوستان و هواداران واقعی هم داریم که از شکست ما ناراحت و پیروزی های مان را جشن می گیرند و با تشویقهایشان به ما انگیزه میدهند تا به هدفهای مان برسیم.
هرچند شکست می تواند دشوار باشد، اما زمان خوبی برای جست و جوی نشانه هاست؛ یک ترازوی خوب برای شناخت وزن آدم ها!؟ موفقیت سرنخ هایی دارد. باید دنبال شان بگردیم تا پیدایشان کنیم. بیشتر افراد یا باشگاه ها، بنگاه ها و سازمان های موفق ، بارها و بارها شکست خورده اند، اما قابل توجه ترین وجه تمایزشان این است که هرگز دست از تلاش منسجم و برنامه ریزی شده برنداشته اند. موفق ترین ها، روحیه سرسختی در تسلیم ناپذیری و پشتکار دارند.
شکست باید فرصتی باشد تا از اشتباهات مان درس بگیریم و تجربه کسب کنیم. اگر بتوانیم از این دانش و تجربه بهره ببریم، مهارت کسب کنیم و رو به جلو حرکت کنیم، اتفاقات شگرفی روی خواهند داد. ما از راه های مختلفی می توانیم از شکست هایمان درس بگیریم، اما لازمهاش این است که به شکست و عدم پیروزی مان بی طرفانه و واقع بینانه بنگریم؛ درست مانند کسی که از بیرون به ماجرا نگاه میکند.
باید از خودمان بپرسیم چرا شکست خوردیم؟ کجای کارمان اشتباه بود؟ چه اقدام متفاوت دیگری می توانستیم انجام دهیم؟ آیا ایراد از کوچ بازیکنان، سیستم بازی، مشکلات روانی، شرایط آب و هوایی، غرور و کوچک انگاری حریف و یا قدرت بالاتر رقیب بوده است؟ آیا به این دلیل شکست خوردیم که از مورد مهمی غفلت کردیم؟
طبیعی است همان قدر که ما تلاش می کنیم برنده بازی باشیم رقیب نیز چنین دیدگاهی دارد و دست و پا بسته نیست و با تمان توان فکری و لجستیکی به جنگ مان می آید. اگر نگاه مان کاملا واقعبینانه باشد تا از اتفاقی که افتاده درس بگیریم به تحقیق می توانیم بر شکست غلبه کنیم و به آرمان مان برسیم.
سپیدرود رشت یک تیم آماده و مبارزه جوست و این مبارزهجویی یک فرمول دارد؛ متعادل است و از افراط و تفریط خودداری می کند. سپیدرود ضمن این که یک تیم مهارت محور است، نتیجه محور نیز هست؛ یعنی هم به بازی های تکنیکی و اصولی و هجومی اهمیت می دهد و هم به نتایج بازی ها فکر می کند و اصولا مهارت تیمی خود را برای کسب نتیجه بکار می گیرد…
اما چیزی که به درد ما می خورد این است که بعد از هر شکست، به این فکر کنیم که مقابله با مشکلات بیشتر به مهارت در حل مسائل ربط دارد و از کاه، کوه نسازیم و نسازند و مسایل را اغراق آمیز جلوه ندهند.
ملک ری همیشه هست اما به تو نمی رسد!؟