(روزنامه خبر ورزشی / استاد اردشیر لارودی)
وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – از روزی که سپیدرود وارد لیگ برتر شد، چند روز میگذرد؟ روزهای طی شده به چه کاری و به کدام کارها سپری شده؟ سپیدرود برای تبدیل شدن به یک تیم لیگ برتری، چهها باید بکند؟ کاستیها و کمبودهای تیم اول شهر رشت و تیم نخست استان گیلان از کدام قماشند؟ آیا سپیدرود حواسش به آنچه که دارد و نیز به همه آن چیزها که ندارد، هست؟
۱- و آیا سپیدرود، میتواند با حفظ داراییهایش، به رفع و رجوع کردن نداریهایش هم بپردازد؟
سؤالهای اساسی پرتعدادند! پاسخهای لازم نیز باید به تعداد و نیز روشن باشند! مثلاً این پرسش که آیا سپیدرود، از نیروی انسانی قابل و ماهر، که در تراز لیگ برتر باشند، برخوردار است؟
اگر جواب منفی است، پس باید سؤال دوم را مطرح کرد و پرسید: چگونه این نیست را بدل به هست باید کرد؟ باز هم زبان چرب و نرم علی نظرمحمدی حرف اول و آخر را میزند یا کارهای دیگری باید کرد؟ از کی و چگونه؟
۲- خبرهای خوب، با خبرهای بد در راهند و همراهند! گاهی اخبار خوش سبقت میگیرند و گاهی اخبار بد! این روزها فراوانی با خبرهای بهتر است! از جمله این خبر که تیم «دارا» و هدفمند سایپا، برای دچار نشدن به سرنوشت سال ۹۵، در کار انتخاب مربی، هم سرعت عمل به خرج داده و هم دقت عمل داشته است! خوشسلیقگی هم!
سایپا هم زمان را از دست نداد، هم یک مرد موفق در آخرین روز سال را متقاعد کرد که برای کار کردن، زمینه مهیا و بستر مناسبی دارد!
علی دایی، با سایپا به توافق رسید! حال باید دید او در این تیم بیتماشاگر چه خواهد کرد و از هیبت و هیمنه شخص خودش، در عالم مربیگری چگونه دفاع خواهد نمود!
در این رهگذر – مربیگری آقای دایی- او تا امروز بیمبالاتیهای چندی مرتکب شده! او هوای علی دایی را نداشته و خودش از پاییدن خودش غفلت ورزیده! دایی در عالم مربیگری، نه حق دایی را شناخته و نه حق او را بجا آورده! وزن فوتبال دایی ایجاب میکرد که او در راهآهن، صبای قم و نفت تهران مربیگری نکند! او علی دایی است و علی دایی، در فوتبال ما یک نفر است! بیصبرانه چشم بهراه داریم تا این بار دایی برای خودش چه خوابی دیده است!
۳- از کسانی که مدتهاست مراقبه و روزآمد شدن خود را، ترک و فراموش کردهاند، یکی هم امیر قلعهنویی است!
ژنرال موفق سالهای پیشین، اکنون دست به هر کاری میزند، نمیشود! کارنامه او پر است از پیروزیهای پیشین و موفقیتهای تاریخ گذشته!
آخرین شکست امیر، مربوط میشد به فوتبال فاقد کلاس و بازی شلخته با حرکات بیسر و ته در جام حذفی!
آیا او که از سرمایههای «مایهدار» و کاریزماتیک دایره مربیگری ما به شمار میرود – هنوز هم – از خودش عبرت آموخته است؟ آیا او که دیگر خام و ناپخته نیست، با نهیبی بر سر خود، قد علم خواهد کرد؟ آیا ژنرال پیشین، از غرق شدن یک مربی هنوز بالقوه توانمند، جلوگیری خواهد کرد؟
***
امیر باید در آیین دوستیابیاش تجدید نظر کند! او نباید قربانی دوستی با خالهخرسها بشود! چند سالی است که امیر در حال ضربه خوردن، از همین ناحیه است!