فرشاد کاس نژاد
وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود – فوتبال هیچ ستارهای را تحویل نمیگیرد، حتی اگر آن ستاره حتما با خوشقلبی و انسانیت سمت مردم باشد و از دغدغههای اجتماعی و اقتصادی آنها بگوید. فوتبال اما بیرحم است.
سپیدرود به جایی رسید که شیفتگان علی کریمی تصورش را نمی کردند، به همان روزی که باید روز تصمیم باشد اما روز بی تصمیم ماندن و پیش رفتن در راهی است که پایانش خبری خوش برای سپیدرود نیست. علی کریمی هم به روزی رسید که فکرش را نمیکرد، به روزی که باید درباره خودش تصمیم بگیرد و این کار سادهای نخواهد بود. اما این روز چه روزی است و این گرهها چرا ایجاد شدهاند؟
علی کریمی بعد از شکست مقابل پدیده گفت: “خودم درباره استعفای خودم تصمیم میگیرم!” اما آیا این تصمیم به همین سادگی است که امروز کریمی در مشهد به خبرنگاران گفته؟
ماجرا از روزی شروع شد که علی کریمی مالکیت و سرمربیگری سپیدرود را بر عهده گرفت، همزمانی دو موقعیت که جز پارادوکس چیزی نمی سازد. برگردیم به چند ماه پیش. اوایل آبان بود که علیرضا امامیفر -مربی اصلی و موثر در تیم سپیدرود- بعد از بازی با تراکتورسازی از فلسفه ی مربیگری علی کریمی حرف زده بود.
فارغ از اینکه برای علی کریمی در مربیگری خیلی زود است که درباره فلسفهاش حرف بزنیم و یا شاید تا همیشه هم علی کریمی و امثالش به جایگاهی در مربیگری نرسند که فلسفهی مربیگری واژهای مناسب برای توصیف کار و نظر آنها باشد، اما همان روز نوشتیم که در سپیدرود مسائل مهمتری وجود دارد که میتواند برای این تیم دردسرهای بزرگ بسازد.
یکی از مهمترین چالشهای سپیدرود مسئله نظارت و کنترل کیفیت مربیگری در سپیدرود است. این باشگاه ساختار مدیریت واقعی ندارد و علی کریمی تصمیمگیرنده اصلی باشگاه است. در چنین شرایطی چگونه مسائل تیم و نتایج تیم مورد نقد و بررسی قرار میگیرد و چه کسانی در سپیدرود تصمیمگیرنده هستند؟
اگر نتایج سپیدرود همینطور ادامه یافت و این تیم در پروژه نجات از قعر جدول نتوانست موفق باشد، چه کسی برای اتخاذ تصمیمات جدید مسئولیت دارد؟ آیا علی کریمی خودش درباره خودش تصمیم خواهد گرفت؟
این چالش اصلی سپیدرود در آینده نزدیک خواهد بود. مورد علی کریمی و سپیدرود یک موقعیت نادر در لیگ برتر است که سرمربی تصمیمگیرنده اصلی در باشگاه باشد و باشگاه ساختار واقعی و شفافی از مدیریت را معرفی نکند. این موقعیت میتواند خطری برای سپیدرود باشد.
شاید بگوییم مدیران پیشین در سپیدرود چه تاجی بر سر این تیم زدهاند و ظاهرا حرف بیراهی هم نزدهایم، اما اینکه از اساس سرمربی، باشگاه را مدیریت کند، خود میتواند بحرانهایی بسازد و تصمیمگیریهای لازم را تحت تاثیر قرار دهد.
حرف آن روزها، امروز جدیتر و خطرناکتر است. چند ماه گذشته و سپیدرود همچنان در قعر جدول است و اگر از استقلال خوزستان امتیاز کسر نشده بود، سپیدرود اوضاع نگرانکنندهتری داشت. در سپیدرود اما هیچکس نمیتواند درباره علی کریمی و همکارانش تصمیم بگیرد.
مالک و سرمربی یک نفرند و این مورد عجیب و نادری در فوتبال است. سپیدرود میتواند هر هفته به سقوط نزدیکتر شود اما علی کریمی در نقش مالک آیا اعتمادش را درباره علی کریمی در نقش سرمربی از دست میدهد؟ علی کریمی مالک درباره علی کریمی سرمربی آیا میتواند به یک تصمیم نجاتبخش برای سپیدرود برسد؟
این بزرگترین چالش در تیمی است که مالک و سرمربی مشترک دارد. علی کریمی به عنوان بازیکن حرفهایترین تیمها را تجربه کرده، غوتبال را در عالیترین سطح شاید درک کرده و مناسباتش را نیز باید بشناسد.
او باید خوب بفهمد که مالک و سرمربی یک تیم وقتی یک نفر است، بحرانهای مهمی در تصمیمگیری شکل میگیرد، همانچه در سپیدرود میبینیم و به گرهای بازنشدنی تبدیل شده است.
علی کریمی در اولین تجربههای مربیگریاش داستانهای عجیب و غریبی برای خود ساخته. عجیب است که حتی سادهترین و بدیهیترین انتقادات از سوی تشکیلات هواداری باشگاه تحت مدیریت او با پاسخهای توهینآمیز مواجه میشود.
علی کریمی مناسبات رسانهای را نیز نمیشناسد و درباره خودش در رسانه رسمی باشگاه بیانیه صادر میکند که کاش به مانند او به تعداد انگشتان یک دست مرد وجود داشت. اینها نشانههای واضحی از ناآگاهی از مناسبات رابطه با رسانه است و همین بلبشویی را میسازد که حوالی سپیدرود ساخته شده.
دو جایگاه مالک و سرمربی در سپیدرود در اختیار علی کربمی بوده و این هم از پاردوکسهای سپیدرود است و نشان میدهد که علی کریمی از روز اول به چه چالشهایی فکر نکرده. ستارهها وقتی چند صد هزار لایک در اینستاگرام میگیرند، خیال میکنند در هر تصمیمی می توانند بهترین باشند و هوادار و رسانه را نیز در نقش لایکر میخواهند.
اما فوتبال هیچ ستارهای را تحویل نمیگیرد، حتی اگر آن ستاره حتما با خوشقلبی و انسانیت سمت مردم باشد و از دغدغههای اجتماعی و اقتصادی آنها بگوید. فوتبال اما بیرحم است و بسیار ساده و شفاف با آنها نکتهای را در میان میگذارد: اشتباه تاوان سنگینی دارد، چه اشتباه در لحظهای از بازی و چه اشتباه در چیدمان ساختار یک باشگاه.