آی اسپورت / علی رضا مویدی فر
وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود – خدا رحمت کند محمد بوقی را. رشتی بود و سرخ. سپیدرودی و پرسپولیسی. اما بپرسید چند نفر از او هتاکی سراغ داشته است؟ چند نفر را روی سکوها با دشنام و ناسزا به تشویق فراخوانده است؟
اگر او مشوق بود این محصولات معاصر چه هستند؟ لیدر از کی و از کجا پا در ورزشگاه باز کرد؟ میتوان یک مطالعه اساسی ترتیب داد و رابطه منطقی تشویق و تهییج هواداران و تماشاگران را با این قبیله نوظهور بررسی کرد. اینکه فایدهشان چقدر بوده و آسیبشان چقدر؟
این نمایندگان خودخوانده هواداران و تیمها، که از آن سوی بام هواداری افتادهاند و استاندارد جعلی شاختهشدهشان برای هواداری تاکنون آسیبهای فراوانی را باعث شده، کجا و توسط چه کسی باید متوقف شوند؟
سری به کانالها و صفحات هواداری بزنید تا خشونت و نفرت آکنده در آنها را ببینید و بعد بجویید و ببینید چند نفر از گردانندگان چنین بسترهایی همین شعبان بیمخهای مدرن هستند.
امروز در پایان بازی سپیدرود با استقلال خوزستان، گروهی از همین جماعت پرمدعای میان تهی، دادگاه صحرایی تشکیل داده و خود قاضی و خود مدعی شدند و یکی از خبرنگاران تحصیل کرده رسانه های گیلان را با حکم خویش فرمایشان مورد تعدی قرار داده اند. باید یکی بپرسد که آیا بناست چنین رفتاری تبدیل به روال شود؟
فوتبال بیمار و آفت زده ایران -و به طریق اولی گیلان- از این جماعت کم ضربه نخورده. آنها که سوار بر موج احساسات تحریک شده عدهای نوجوان کمسن و سال، هرآنچه میخواهند میکنند و حتی مدعی دخالت در تصمیمات تیمها و بازیکنان هستند.
دنبال دلایل سقوط اگر می گردید، این یکی از مهمترین آنهاست. خارج شدن افراد از جایگاه های شان و خود حق مطلق پنداری. امروز دکتر حقدادی و فردا هر کس که خواستند. این شتر دم در خانه همه کارورزان فوتبال خواهد خوابید.
دیر یا زود دارد، اما سوخت و سوز قطعا خیر…
