وب سایت رسمی باشگاه سپیدرود رشت
پرونده ویژه سقوط سپیدرود (۲۱)/ کنکاشی در وضعیت مالکیتی سپیدرود: مالک واقعی سپیدرود کیست؟

پرونده ویژه سقوط سپیدرود (۲۱)/ کنکاشی در وضعیت مالکیتی سپیدرود: مالک واقعی سپیدرود کیست؟

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرودسپیدرود نه در ۲۶ اردی بهشت که از مدت ها پیش از آغاز فصل سقوط کرده بود. از همان زمان که هیات فوتبال و اداره و کل ورزش و سیاسیون شهر برای رسیدن به نان و نوایی بیشتر جنگ حیدری نعمتی راه انداختند و عزیز دردانه رشتی ها را به گروگان گرفتند و بلایی بر سر این تیم آوردند که امروز به جز آه و افسوس و حسرت کار دیگری از دست مان بر نیاید به جز آنکه بگوییم ما خیلی وقت پیش هشدار داده بودیم و گوش شنوایی نبود!

این یادداشت به قلم علی رضا مویدی فر در تاریخ ۹ دی ماه ۹۷ در روزهایی که هنوز کار از کار نگذشته بود و امید بقا وجود داشت، در سایت سپیدرود منتشر شده بود که بار دیگر شما را به خواندن ان دعوت می کنیم:

کنکاشی در وضعیت مالکیتی سپیدرود: مالک واقعی سپیدرود کیست؟

سپیدرود نشان از روزهای امیدوار کننده ندارد. نه در بحث فنی و نه مدیریتی. جایگاهش در جدول گویای حقایق تلخی است. عملکرد گردانندگانش که لابلای اخبار رسمی و غیر رسمی منتشر می شود هم، امیدوار کننده نیست.

فوتبال بیزنس است. این یک اصل مسلم و اثبات شده در نیم قرن اخیر به شمار می رود. روزگاری فوتبال یک ورزش گروهی بود که درکنار سایر رشته های ورزشی، بخشی از زندگی اجتماعی گروهی از انسانها را تشکیل می داد.

پس از راه اندازی نهضت المپیک نوین و ورود ورزش به متن زندگی جوامع مدرن، فوتبال با تاسیس جام جهانی، علاوه بر همراهی با سایر رشته ها، مسیر مستقل خود را آغاز کرد و با رشد و توسعه در قالب باشگاه ها و باشگاه داری، به تدریج و از پس رخدادها، تبدیل به صنعتی شد که امروزه می بینیم.

رکن اصلی و اساسی این بیزنس/صنعت، باشگاه ها هستند. باشگاه ها سرمایه گذاری می کنند، کشف استعداد می کنند، تبلیغات می کنند، هواداران را جلب و جذب می کنند، فوتبال را توسعه می دهند و خون جاری در رگ های این ابر پدیده قرن معاصرند.

در عین حال، باشگاه ها محلی برای پول ساختن هستند. کنشی که می تواند هم سیاه باشد و هم سفید. اینجاست که فوج عظیم مردمان فوتبال دوست، به عنوان بازار هدف، چشم تجار و سرمایه گذاران فوتبال را به خود خیره می کند.

وقتی رومن آبراموویچ، ۱۵ سال قبل چلسی را در ازای ۱۴۰میلیون پوند خرید، نه متولد لندن بود و نه ساکن منطقه فولام و محله چلسی، نه عکس با شورت فوتبال داشت و نه از بچگی طرفدار چلسی بود.

آبراموویچ تاجر بود. می خرید و پرورش می داد و می فروخت. کما اینکه این روزها احتمال فروش چلسی توسط آبراموویچ به قیمت ۲ میلیارد پوند به گوش رسیده است. او از خریدن چلسی هدفی داشت که دست کم برای خود او روشن و واضح بود.

در راستای آن هدف، هرچه که بود، آبراموویچ با برنامه ها و چشم اندازهایی روشن، در چلسی کار کرد. برای هواداران تیمش که سرمایه معنوی او بودند آن برنامه ها و چشم اندازها را به روشنی بیان کرد و حمایتشان را بدست آورد و صد البته که نا امیدشان نکرد و طلایی ترین فصل تاریخ باشگاه را ساخت.

نه دنبال عوض کردن نام رفت و نه مکان و نه جایگاه. بخش مهمی از توفیق او در چلسی، نتیجه این شفافیت بود و هست. و البته رشد ۱۵ برابری ارزش سرمایه اش طی ۱۵ سال.

مثال دیگر مالکان پیشین چینی میلان هستند که طی فرآیندی طولانی باشگاه را از برلوسکونی خریدند و چون اهداف شان محقق نشد در اولین فرصت و به بهترین خریدار واگذارش کردند. نتیجه این بی سامانی که از اواخر دوران برلوسکونی شروع شده بود، هنوز بر پیکر میلان قابل مشاهده است.

در مثل مناقشه نیست. اما اگر براساس واقعیتهای اجتماعی و فوتبالی، در مقایسه فوتبال باشگاهی ایران با سطح اول باشگاه های دنیا، به یک عدد نسبت مشخص برسیم، همه منطق جاری در فوتبال باشگاهی مدرن، ضرب در آن عدد نسبت، در فوتبال باشگاهی ما قابل پیاده سازی است. اما آیا در آن سطح و جایگاه عمل می کنیم یا کرده ایم؟

همه این داستان ها نوشته و روایت شد تا به سپیدرود برسیم.

به رخدادهای ۵ سال گذشته در بحث مالکیت و مدیریت سپیدرود برنمی گردیم. حالا اما کسی سکاندار رسمی فنی و اسمی مالکیت باشگاه است که بیش از هرکسی در فوتبال ایران، او را به صراحت لهجه می شناسیم.

انتقادهای بجا و نابجای او از افراد در سال های اخیر، درکنار کارنامه لبریز از تجربه او در سطح اول فوتبال ایران تا سطح اول فوتبال دنیا، به ما این اجاره را می دهد که به علی کریمی نگاهی فراتر از یک عنصر فوتبالی در جامعه بنگریم.

اینجا بحث پیرامون شخصیت حقیقی علی کریمی (که بی اندازه دوستش دارم) نیست. هدف، بررسی کنش او به عنوان شخصیت حقوقی مالک معنوی باشگاه سپیدرود است. می گویم مالک معنوی، چون به شخصه هنوز نمی دانم مالک باشگاه سپیدرود، قانوناً چه شخصی است؟

سپیدرود نشان از روزهای امیدوار کننده ندارد. نه در بحث فنی و نه مدیریتی. جایگاهش در جدول گویای حقایق تلخی است. عملکرد گردانندگانش که لابلای اخبار رسمی و غیر رسمی منتشر می شود هم، امیدوار کننده نیست.

اینجاست که شخصیت حقوقی علی کریمی مورد خطاب قرار می گیرد.

اینکه هدف او و دوستانش از ورود به مالکیت سپیدرود چه بود؟ چشم اندازشان؟ راهبردشان برای رسیده به آن چشم انداز و تاکتیکشان برای اجرای آن راهبرد چه بود و چیست؟ چرا هرگز اعلام عمومی نشد و نمی شود؟ چرا کریمی درباره شرایط جاری در باشگاه با سرمایه معنوی باشگاهش یعنی مردم و هواداران سخن نمی گوید؟

گیریم که بخاطر نقص مدرک در کنفرانس های پیش و پس از بازی ها نمی تواند صحبت کند، برگزاری کنفرانس مطبوعاتی خارج از قواعد مسابقات که منعی ندارد. یا حتی دست کم، گسیل کردن یکی از اعضای کادر مدیریتی به چنین کنفرانسی، مانند نقش علیرضا امامی فر در چهارچوب مسابقات که شدنی است.

بجای رفت و آمد لابلای اخبار و شایعات و راهروهای سازمان ها و ادارات، هر ازگاهی گزارشی به هواداران دادن بد نیست. حتی در قالب درد دل. بیان دلیل تصمیمات و جذب و دفع ها و فرصت ها و تهدید ها و مشکلات و آرزوها، شاید بتواند همدلی، همفکری و همراهی بیشتری برانگیزد.

از علی کریمی که سابقه رو در رو شدن با دومین مقام فدراسیون روی آنتن زنده تلویزیون را دارد، با آن صراحت و استحکام، انتظار می رود همانگونه که در قبال کنش های فدراسیون نشین ها، قائل به شفافیت ‌و گزارش دهی بود، چنین فریضه ای را هم برای خود و مجموعه زیر دستش قائل باشد.

به چشم برهم زدنی، نیم فصل دوم لیگ جاری هم خواهد گذشت. لیگ امسال نشان چندانی از وجود تیم های به شدت مستعد سقوط ندارد و نمی توان به احتمالات و اتفاقات دل بست. سپیدرود تا همین جا هم تاخیر فراوانی دارد.

این وظیفه علی کریمی است، که امید یک شهر به توش و توان او بسته شده و او خود، آگاهانه یا نا آگاهانه پیش قراول مجموعه سپیدرود شده است. پس دست کم برای حفظ جایگاه و موقعیت خود، باید طرحی نو دراندازد.

این راه با این توشه به پایان خوش نمی رسد. آبراموویچ ۱۴۰ میلیون پوند برای چلسی پرداخت و حالا ارزش مایملکش به ۲ میلیارد پوند رسیده است. آیا کریمی تابحال از خود پرسیده فرق قیمت سرقفلی یک تیم لیگ برتری با تیم لیگ یکی چقدر است؟

نظرات (1)

جمع زیر را وارد کنید:

5 + 2 =
  1. رضا- ص

    با سلام و احترام خدمت نویسنده محترم و خوانندگان گرامی، اگر شخصی مثل علی کریمی که در دوران خودش بهترین بود حالا چه بعنوان مدیر یا مربی آمده و به تیم شهرش در مقطعی کمکی کرده و این کمک ریالی بنا به گفته بعضی از بازیکنان نزدیک به او حدود 8 میلیارد تومان نیز عنوان شده، نیاز به بازخواست و تفتیش ضرورت دارد؟ باید گفت اگر هم او مدیر باشگاهی شد که دوستش داشت گناه که نکرد و اتفاقا باید فضا برای اینگونه مدیرانی که از جنس فوتبال هستند بیشر باز شود تا مدیران غیر فوتبالی که حتی یک روز نیز در زمین چمن بازی نکرده اند عرصه را رها کنند. به نظر شما این چه اشکالی داشت غیر از عشق و علاقه به مردم رشت و باشگاه سپیدرود. فراموش نکنیم علی کریمی زمانی باشگاه را در اختیار گرفت که خریدار مناسبی به لحاظ تمکین مالی نبود و وضع باشگاه اسف ناک بود. علی کریمی آمد و مطالبات قبلی را پاک کرد و کلی هم هزینه نمود و در مقطعی نیز که احساس کرد با این سرمایه ها در مقابل تیم های دولتی با چند ده برابر سرمایه نمی توان رقابت عادلانه کرد با شجاعت گذاشت و رفت و حتی اعلام کرد آن هزینه ای را کرده هم پس نمی خواهد حالا بقیه پیشکش شما فقط بفرمایید امسال یک نفر پیدا می شود برای این تیم مردمی از جیب خودش یک ریال خرج کند بیشتر نخواستیم؟ یا اینکه سپیدرود را می خواهند که از کنار آن خود را فربه کنند شاید هم حداقل اعتبار و منزلت و نام بدست آورند.

    پاسخ