وب سایت رسمی باشگاه سپیدرود رشت
پرونده ویژه سقوط سپیدرود (۳)/ سپیدرود و هوادار… مشتاقی و مهجوری

پرونده ویژه سقوط سپیدرود (۳)/ سپیدرود و هوادار… مشتاقی و مهجوری

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود – سپیدرود نه در ۲۶ اردی بهشت که از مدت ها پیش از آغاز فصل سقوط کرده بود. از همان زمان که هیات فوتبال و اداره و کل ورزش و سیاسیون شهر برای رسیدن به نان و نوایی بیشتر جنگ حیدری نعمتی راه انداختند و عزیز دردانه رشتی ها را به گروگان گرفتند و بلایی بر سر این تیم آوردند که امروز به جز آه و افسوس و حسرت کار دیگری از دست مان بر نیاید به جز آنکه بگوییم ما خیلی وقت پیش هشدار داده بودیم و گوش شنوایی نبود!

این یادداشت به قلم علی رضا مویدی فر در تاریخ ۱۳ تیرماه ۹۷ در سایت سپیدرود منتشر شده بود که بار دیگر شما را به خواندن آن دعوت می کنیم:

یادداشت روز – باشگاه و هوادار… مشتاقی و مهجوری

داستان هواداران و هواداری در فوتبال ایران، قصه پر آب چشمی است. رابطه ای که میان هواداران و باشگاه های ایرانی وجود دارد در بازه ای از بی تفاوتی تا مداخله جویی سیر می کند.

این قاعده کمابیش در همه جای دنیا صادق است. مثلا، زمانی که خانواده آمریکایی گلیزر سهام عمده منچستر یونایتد را خرید، بخاطر سیاست های سرمایه گذاری خاص شان که از خرید ستارگان بزرگ اجتناب داشت، حتی با حضور فرگوسن کبیر کنار تیم، موجی از مخالفت و مواجهه هواداران را در پی داشت.

تا آنجا که آنها با شال های زرد و سبز (رنگهای اولیه لباس منچستر یونایتد) در اولد ترافورد حاضر می شدند و گروهی حتی پشت به زمین می ایستادند تا مخالفت خود را با سیاست های باشگاه نشان دهند.

همه آن شعارها و رفتارها، باعث نشد که مالکان باشگاه در سیاست های خود تغییر بزرگی بدهند و همان شیوه عمل علیرغم افت فنی ناشی از پایان عصر فرگوسن، باشگاه را تبدیل به یکی از سودآورترین و ارزشمندترین برندهای فوتبال کرد.

هواداران هم به تدریج دریافتند که جایگاه شان به عنوان یک هوادار صرفا حمایت از مجموعه ای است که آنها را گرد هم آورده تا با نمایش های دلپذیر و نتایج درخور، روز و روزگار خوشی برایشان بسازد. در پس همه فراز و فرودها.

در مثل مناقشه نیست. اما داستان مالکیت و نقش و ارتباط هواداران در این مقال، چندی است که دامان سپیدرود را هم گرفته است. شاید به جرات بتوان گفت که از زمان خروش و صعود معجزه آسای سپیدرود از سیاه چاله لیگ دو تا همین امروز، نقش هواداران در مناسبات این تیم و آنچه که در متن و حاشیه آن می گذرد، مثال مشابهی (به نسبت) در هیچ باشگاه دیگری نداشته باشد.

فارغ از سریال کمدی – تراژیک مالکیت سپیدرود، حضور پر رنگ بخشی از جامعه هواداری در کتار تیم قابل تامل و مداقه است. در بطن این حضور، می شود از کودتای منجر به بایکوت جام حذفی دو فصل پیش تا هجوم به تمرینات و تهدید مربیان را مشاهده کرد تا تلاش برای نزدیک شدن به عوامل دست اندرکار و تاثیرگذاری در جریان تصمیمات.

در چنین اتمسفری، حضور و وجود هوادار از یک فرصت رشک برانگیر تبدیل به تهدیدی آزار دهنده می شود. هیچ مالک و مدیری فارغ از کیفیت رسیدن به جایگاهش، نخواهد توانست تا با کمترین دغدغه، سیاست های مدیریتی درست یا غلط خود را پیش ببرد.

در این میانه، آنهم در شهری مثل رشت، همیشه هستند جریانهای موازی و مخالفی که سوار بر موج به راه افتاده توسط گروه های هواداری و لیدرهای شان، هر روز مانعی جدید بتراشند و چوبی لای چرخی بگذارند که حاصلش می شود کمیت لنگ همه ی این سال های سپیدرود.

اینکه مفهوم هواداری در هیچ جای دنیا تعریف استانداردی ندارد بحثی جداست. اما حکم برخی هواداران و انگیزه های حضورشان، حکم میهمانی است که گرچه عزیز است، اما همچون نفس، اگر بیاید و نرود مایه خفگی است.

گویی برخی هواداران چنان برای اثرگذاری در سپیدرود (البته با ادعای نیت خیر) مشتاقند، که چندی مهجوری، پایاب شکیبایی شان را از دست خواهد برد.

و در این میانه، گوشت قربانی، بی تردید سپیدرود است و بس.

نظرات (0)

جمع زیر را وارد کنید:

2 + 4 =

هنوز نظری ثبت نشده است.