وب سایت رسمی باشگاه سپیدرود رشت
یادداشت – از پدر خوانده کوپولا تا پدر خوانده نابودگر ورزش گیلان!

یادداشت – از پدر خوانده کوپولا تا پدر خوانده نابودگر ورزش گیلان!

رویداد گیلان

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود –  “پدرم به من یاد داد که به دوستام نزدیک باشم و به دشمنام نزدیک تر” یکی از دیالوگ های ماندگار آلپاچینو در فیلم پدر خوانده است .

فیلم سینمایی «پدرخوانده» را اکثر قریب به اتفاق علاقه‌مندان به هنر سینما دیده اند و اطلاع دارند که این فیلم با اقتباس از رمانی با همین نام نوشته ماریو پوزو ساخته شده است. «پدرخوانده» از جمله رمان های مهمی است که تصویری صحیح و صریح از فعالیت مافیا در آمریکا را به تصویر می کشد و به نوعی بخشی از میراث تاریخی این کشور است.

اگر «فرانسیس فورد کوپولا» نیم قرن پیش فیلم پدرخوانده را نمی‌ساخت، شاید تصویری که ما الان از پدرخوانده داریم اینقدر روشن و همه‌ فهم نبود. داستان فیلم درباره خانواده مافیایی کورلئونه است که در بین سال‌های ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۵ اتفاق می‌افتد و آنقدر فیلم هنرمندانه به روایت نقش یک پدرخوانده در مناسبات و جامعه معاصر می‌پردازد که لازم نیست مخاطب از یک هوش و استعداد بالا برای شناخت پدرخوانده و مصائب هایش برخودار باشد یا نتواند همین دنیای درون فیلم را به شهری که در آن زندگی می‌کند، تعمیم دهد.

اما در دنیایی خارج از محدوده لنز دوربین« فورد کوپولا» پدرخوانده‌ها آنگونه نیستند و در ظاهر از آنها متفاوتند. همه جای دنیا برای خودش پدرخوانده و پدرخوانده‌ها دارد و این محدود به لاس وگاس یا سیسیل نیست، اما همه مثل «آل کاپون» یا «یاکوزا» پلید نیستند. اثرگذاری آنها شاید در بعد تاریخ چنان دامنه وسیعی دارد که همه تصویر و ابهتی را که از دونت کرولئونه در ذهن‌مان نقش بسته را به راحتی محو کند.

بازخوانی تاریخ اگر با تمرکز بر روی پدرخوانده‌ها باشد، نقش آنها را مشخص می‌کند. حکایت تاریخ تلخ است اما همان حقیقتی است که خیلی‌ها از آن در فرار هستند.

شاید پدرخوانده‌های ایرانی هیچ کدام عین پدرخوانده فورد کوپولا، کت و شلوار کبریتی و راه راه نمی‌پوشد و کلاه شاپوی مخملی بر سر نمی‌گذارد، اما هر چه هست پدرخوانده‌هایی نه در همین پستوی تاریخ، بلکه در همسایگی‌مان و مجاروت‌مان هستند که نام‌شان اگر عیان هم تیتر پدرخوانده نداشته باشد؛ اما آنها پدرخوانده‌هایی هستند که در سایه کارگردانی می‌کنند. پدرخوانده ها در تاریخ معاصر سیاسی از سیاست گرفته تا فرهنگ و اقتصاد و ورزش پدرخواندگی کرده‌اند.

کمتر شهر و کمتر جریان و دیالتکتیکی را می‌توان سراغ داشت که ردپایی از پدرخوانده‌ها را نداشته باشد. پدرخوانده‌ای که در پیچیده‌ترین حالت معادلات سیاسی و اجتماعی و واقتصادی و ورزشی وارد می‌شود، ایفای نقش می‌کند و قدرت خودش را به رخ می‌کشد؛ اما آیا همه پدرخوانده چنین قدرتی را دارند؟

بازخوانی تاریخ روایت پدرخوانده را در دو بخش مجزا روایت می‌کند، پدرخوانده‌های قیم و پدرخوانده‌های پوشالی و تاریخ تا دلتان بخواهد از مسیر پوشالی پر و مملو است. چرا که اینجا دیگر از فیلم و فیلمنامه فورد کوپولا خبری نیست که هر کجایش را آن گونه که دلش خواست سرهم بیاورد تا قهرمان‌سازی کند.

اینجا فیلم‌نامه را جریان‌های قدرت و آن هم بر اساس کشمکش بر سر سه عنصر «قدرت، سیاست و سرمایه» به نفع خود رقم می‌زنند. اینجاست که ژست پدرخواندگی صرفا کفایت نمی‌کند و پدرخوانده را زمین‌گیر و افلیج می‌کند. گاهی هم پدرخواندگی برای پدرخوانده سودبخش نیست و همین تیتر، نقش اول را در زمینگیر کردنش ایفا می‌کند.

البته تعبیر و تفسیر پدرخوانده در ایران با معنی درهم آمیخته آن با تهبکاری و مافیا چندان مترادف نیست. در ادبیات ایرانی پدرخوانده‌ها افرادی هستند که می‌خواهند دستی در قدرت داشته باشند؛ اما ردپایی از آنها مشخص نباشد.

درست مثل افرادی که دوست دارند در مهرچینی های سیاسی اعمال سلیقه کنند، در دیالکتیک های فرهنگی دیالوگ غالب باشند و در مناسبات اجتماعی بی آن که دستشان عیان باشد، همه دست ها را در بیعت داشته باشند. همین نامرئی بودن پدرخواندگی اگر مزیت هم باشد، خالی از ایراد هم نیست و شاید همان پاشنه آشیلی باشد که پدرخوانده‌ای را از اوج قدرت به حضیض تغییر منزلت می‌دهد.

البته اگر پدرخوانده -هر چند که جزء- پدرخوانده به مفهوم اخص‌اش باشد بالذات باید همیشه در اوج باشد.

عموما پدرخوانده‌ای که در تزلزل میان اوج و حضیض قرار دارد، طیفی پوشالی دارد که زود از هم می پاشد و می گسلد. آن جاست که عیار نفوذ و اتوریته پدرخوانده در میان صاحبان قدرت در میان مریدان و دست پرورده‌های جریانش مشهود می‌شود.

پدر خوانده‌ای که نتواند در چنین معادله‌ای ایفای نقش کند نه تنها پدرخوانده نیست بلکه پوشالی هست که هم خود و جریان همراهش را در سراشیبی هدایت مسیر کرده است. پس مواظب پدرخوانده‌های پوشالی‌مان باشیم که تعدادشان امروز در گیلان و رشت کم نیست.

آنها مرید پروری می کنند، حلقه اطرافشان را فربه می‌کنند و هر روز قدرت پوشالی شان را بیشتر از دیروز باد می‌کنند، اما پای بد ماجرا که بیفتد جای خالی می‌دهند.

صنعت، سیاست، اقتصاد و فرهنگ و ورزش گیلان از این پدرخوانده‌های پوشالی کم ندارد.

نظرات (1)

جمع زیر را وارد کنید:

6 + 4 =
  1. نبی زاده

    اونهایی که با ابزار زر و زور و تزویز کارشون رو پیش می برند هر چند مدتی موفقیت پیدا می کنند اما سرانجام تلخی دارند

    پاسخ