آرمن ساروخانیان
وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود – اعتراضات علی کریمی در کانال تلگرامش ادامه دارد. او به همه معترض است. از رییس فدراسیون فوتبال گرفته تا مجری برنامه نود، از مدیریت تیم ملی جوانان تا کمیته انضباطی فدراسیون. حتی برنامه فشرده سپیدرود که در شش روز باید دو بار به میدان برود هم نتوانسته مانع پستهای رگباری کریمی شود. این اعتراضات که این هفته به اوج رسیده، مهمترین ماجرای این روزهای فوتبال ایران است. کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال او را فرا خوانده و تاج از طریق وکیلش میخواهد از ستاره سابق تیم ملی شکایت کند، ولی او دستبردار نیست.
اعتراضات کریمی را طرفداران پرشمارش «مبارزه با فساد فوتبال» نامیدهاند. کریمی از محبوبترین ستارگان فوتبال ماست. از جادوی تکنیک بازیکن سابق بایرن که بگذریم این محبوبیت نتیجه صراحت و مردمداری اوست. او هرگز مصلحتاندیش نبوده و همیشه ترجیح داده از حقیقت دفاع کند، حتی اگر گاهی موضعگیریهایش احساسی یا اشتباه باشد. پشتوانه این مشی طرفدارانی است که حرفهایش را دربست قبول دارند و در هر دوگانهای سمت ستارهشان را میگیرند.
قهرمان تنها
کریمی برای مبارزهاش روش منحصر به فردی دارد. او به تنهایی و با تنها اسلحهاش، همان کانال تلگرام، فوتبال ایران را به توپ بسته. درست مثل دوران بازیاش که توپ را برمیداشت و به دل حریف میزد. خودش را ابرقهرمانی میبیند که قرار است در گاتهام سیتی ریشه ظلم و بیعدالتی را بزند. مدیریت فوتبال اما راه و رسم خودش را دارد. اصلاح فوتبال ایران که همه آرزویش را داریم، مسیر دیگری دارد که با فرستادن پستهای تلگرامی متفاوت است. او این روزها شورش کوری را شروع کرده که بعید است منفعتی برای فوتبال داشته باشد. اگر کریمی در جوانی دفاع حریف را میشکافت و به دروازه میزد، در حملات امروزش انگار هدف را گم کرده. دریبلهایش در عرض زمین است و راه به جایی نمیبرد.
انتقادات کریمی از چند هفته قبل شروع شد، وقتی با سر و صدای زیاد از نفت جدا شده بود و تیمی نداشت. او وقتی خانهنشین بود حکم پیشکسوت دلسوزی را داشت که به فکر اصلاح فوتبال است. این روزها اما روی نیمکت سپیدرود مینشیند و نمیتوان منافع تیمش را از این اعتراضات جدا کرد. بخشی از نقدهای کریمی به داوری بازیهای سپیدرود است و سوتهای اشتباه احتمالی در بازیهای بعدی ناخواسته با موضعگیریهای اخیر او تفسیر میشود. او زمان مناسبی برای این اعتراضات انتخاب نکرده.
حکایت تکراری
کریمی نخستین بازیکن یا مربی نیست که از مدیریت فوتبال انتقاد میکند. در گذشته هم شاهد اعتراضات زیادی به مسائل مختلف فوتبال بودیم. ناصر حجازی، علی دایی، محمد مایلی کهن یا قلعهنویی از معترضان مشهور سالهای اخیر فوتبال هستند. اعتراض کریمی هم ادامه همان جریان قدیمی است، حتی اگر جنس اعتراضش متفاوت به نظر برسد یا فضای مجازی آن را پررنگتر نشان دهد. با این حال هیچکدام از این مصاحبهها و بیانیهها گرهای از مشکلات فوتبال ایران باز نکرده. این جملات آتشین مدتی بعد از اینکه تیتر روی جلد روزنامهها شده، از یادها رفته. حتی اگر تردیدی روی نیت خیر کریمی و مشکلات فوتبال ایران نداشته باشیم، نمیتوانیم امیدوار باشیم که این انتقادات به نتیجهای برسد و فوتبال را گامی به جلو ببرد.
ایراد بزرگی که میتوان به چهرههای معترض فوتبال ایران وارد کرد این است که هرگز قدم جدی برای ورود به عرصه مدیریت فوتبال بر نداشتهاند.
کسانی که از سوءمدیریت مینالند و به اصطلاح از غیرفوتبالیها شاکیاند، هیچوقت اشتیاقی برای اصلاح اساسی فوتبال نداشتهاند. نیمکتها برای آنها همیشه جذابتر از پستهای کلیدی فوتبال بوده و مشارکتشان در مدیریت تنها به انتقادات گاه و بیگاه خلاصه شده.
البته کریمی یک بار تمایلش به مدیریت فوتبال را نشان داد. در آستانه انتخابات ریاست فدراسیون خبر رسید که او میخواهد ثبت نام کند، ولی مهمترین شرط حضور در این رقابت را که سابقه ده ساله مدیریت است، نداشت و از گود بیرون ماند. ایراد این اساسنامه که راه ورود بازیکنان قدیمی را بسته قابل کتمان نیست، ولی نمیتوان از بیتوجهی آنها به عرصه مدیریت و قواعدش گذشت.
اگر امثال کریمی شرایط نشستن روی صندلی ریاست را ندارند، میتوانند اثرگذاریشان را با حضور در سایر پستها یا با حمایت از فردی مورد اعتماد نشان دهند. چهرههای منتقد مثل کریمی با تن دادن به قواعد بازی مدیریت و ابزارهایی مثل لابیگری و ائتلاف با چهره های همفکر میتوانند فضای فوتبال ایران را متحول کنند و در مسیر درست قرار دهند، ولی واکنش آنها تنها به اعتراضات تند و مقطعی محدود شده. ورود یا تاثیرگذاری درعرصه مدیریت اصولی دارد که باید به آن تن داد. اصلاح در مدیریت فوتبال از مسیر تدبیر، همفکری و صبوری میگذرد.