اگر فوتبال جذابیتی دارد یکی از عوامل آن تماشاگران هستند که از آنان به عنوان یار دوازدهم نامبرده می شود و اگر از فوتبال دهه پنجاه و شصت باشگاه سپیدرود به عنوان دورانی بیاد ماندنی و نوستالژیک یاد می شود به خاطر وجود تماشاگرانی است که باتمام وجود از سرخ پوشان رشتی حمایت می کردند ما نیز قصد داریم با معرفی تماشاگران خونگرم و با تعصب آن دوران به احساسات پاک شان ارج بگذاریم.
متن زیر توسط آقای کریم سیاه پور برای سایت ارسال شده است که جهت اطلاع خوانندگان و دوستداران منتشر می شود.
روابط عمومی باشگاه سپیدرود از تمام فوتبال دوستان و هواداران سپیدرود دعوت به عمل می آورد تا نوشته ها و نظرات خود را در خصوص وقایع مرتبط با سپیدرود را برای ما ارسال کنید تا در وقت مقتضی آن را در سایت رسمی باشگاه منتشر نماییم. ما به شما اطمینان می دهیم که تک تک نوشته ها و نظرات شما را به دقت مطالعه می کنیم و آن را در اختیار افراد ذی ربط خواهیم گذاشت.
یادمان هست و یادتان باشد که تنها دلیل ماندگاری رودخروشان شمال ارتباط ناگسستنی اش با سرچشمه ی همیشه جوشانش که همان هوادارانند، می باشد. سپیدرود و سپیدرودی ریشه در تاریخ گیلان زمین دارد.
وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود – من در سال ۱۳۴۱ در روستای کوده صومعه سرا متولد شدم در دوران جوانی به خاطر مشکلاتی که داشتیم و دخل و خرجمان جور نبود پدرم مرا برای کار به رشت فرستاد و از روستای کوده به رشت مهاجرت کردم و در یک کارگاه خیاطی مشغول به کار شدم.
من روز ها در یک کارگاه خیاطی کار می کردم و شب ها درس می خواندم و در همان کارگاه هم می خوابیدم. در عین حالی که خیاطی می کردم به خاطر حال و هوای جوانی، به فوتبال هم علاقمند شدم در حد معمول هم با کارگران یا بچه های محله بازی می کردم. در حین کار، گزارش بازی های فوتبال به ویژه سپیدرود را هم از رادیو می شنیدم و لذت می بردم.
از طرفداران تیم محبوب سپیدرود بودم و گاهی اوقات با اجازه صاحب کارم برای تماشای بازی ها به ورزشگاه عضدی می رفتم و کم کم از هواداران ثابت سپیدرود بر روی سکوها شدم. در اواخر دهه ى شصت در یک سانحه رانندگی به سختی مجروح شدم و یک پایم را از دست دادم و به ناچار به کوده برگشتم و …
خدا رحمت کند مرحوم غلامرضا صومی بنیانگذار سپیدرود را که با چه شوقی کار می کرد و چه تیمی ساخته بود و چه بازیکنان خوبی داشت اسم بعضی از بازیکنان را هنوز به یاد دارم منصوری، احمدپور، قدس، حقدوست، سید علی محمدی، جاوید جهانگیری، مهرداد هوشنگی اینها خیلی خوب و محبوب بودند. بازی های جام تخت جمشید، جام قدس و قهرمانی در جام آقاخان همه برایم به یادماندنی هستند.
در این روستای دور افتاده تنها دلخوشی ام اخبار تلویزیون و یا خبرهایی است که گاهی در روزنامه ها می خوانم و یا اخباری که جوانان در قهوه خانه و یا فامیل و بستگانم در باره فوتبال به من می دهد. باور کنید وقتی شنیدم سپیدرود امسال جان گرفته و دارد خوب نتیجه می گیرد، خیلی خوشحال شدم و خدا را شکر کردم که باز هم سپیدرود می تواند افتخار آفرینی کند و باعث خوشحالی مردم شود.
من با سپیدرود بزرگ شده ام و نام سپیدرود به من زندگی می دهد و با این نام به یاد خاطرات گذشته ام، جوانی ام، کارم و مدرسه ام می افتم.
من کاری از دستم بر نمی آید اما می توانم دعا کنم و از خدای مهربان بخواهم که سپیدرود را موفق کند و باور کنید در نمازهایم به یاد شما هستم و آرزویم این است که از این روزهای سخت و پر هیاهو عبور کنید و به لیگ برتر برسید.
خدا نگهدار شما