وب سایت رسمی باشگاه سپیدرود رشت
یادداشت ویژه – اتحاد عجیب رشتی ها برای نابودی سپیدرود!

یادداشت ویژه – اتحاد عجیب رشتی ها برای نابودی سپیدرود!

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرودسپیدرود عجیب ترین روزهای تاریخ پنجاه ساله اش را سپری می کند، خیلی عجیب ترین از دوران سقوط بیست ساله اش در سیاه چال لیگ دو! قدیمی ترین گیلان، این روزها در پشت سرش نوعی از همبستگی را حس می کند که تا امروز کمتر پیش آمده بود که رشتی ها را این چنین متحد و یک کاسه کند؛ اتحاد برای نابودی سپیدود!

مدیریت ورزش

پس از شاهکار بی بدیل مدیریت ورزش و فوتبال گیلان در ثبت رکورد ۹ مالک در عرض کمتر از ۵ سال برای سپیدرود، امسال به فکر خلق یک شگفتی افتادند و در فاصله ده روز تا آغاز لیگ برتر دو سپیدرود خلق کردند! دو مالک، دو مدیرعامل، دو سرمربی و کادر و دو گروه بازیکن. یکی با نام سپیدرود رشت با مالکیت جواد تن زاده و سرمربیگری نظرمحمدی که حکم دادگستری رشت را در پشت سر دارد و دیگری سپیدرود گیلان با مالکیت محمد نوین و سرمربیگری خداداد عزیزی که مورد حمایت اداره کل ورزش و جوانان و هیات فوتبال گیلان است.

اینکه چگونه می شود یک اداره درجه چندم (از لحاظ اهمیت استراتژیک نظام نامه اداری) رای صریح دادگاه و قوه قضاییه را اهمیتی نمی دهد بماند، اینکه در یک تخلف آشکار مالکیت قانونی را از شخصی سلب می کنند و در روز روشن همان مالکیت را به نام دیگری می زنند هم مهم نیست، اینکه وقتی می فهمند به دلیل منع قانونی دیگر نمی توانند از نام ۵۰ ساله سپیدرود رشت استفاده کنند و خیلی شیک نام جعلی سپیدرود گیلان را بر می گزینند هم که احتمالا خیلی اشکال ندارد، اما اینکه می روند و دست به دامان خریداری می شوند که در همان گام نخست تقش در می آید دیگر نباید خالی از اشکال باشد، نه!؟

مدیریت فوتبال

اینکه بعد از هر کودتای بازیکنان در این سال ها هیات فوتبال در مقام مصلح ظاهر می شود و می خواهد نقش ناجی را بازی کند هم از آن سناریو های خنده دار است. در لیگ دسته اول سپیدرود را از مالک قانونی اش گرفتند و به دست هیات فوتبال دادند و هیات با وجود منع قانونی تیمداری کرد و پس از صعود هم با دور زدن قانون نایب رییس هیات فوتبال یک استعفای صوری داد و شد مالک قانونی سپیدرود! دو میلیارد کمک دولت به سپیدرود که تمام شد، دوبار سپیدرود را دست به دست کردند و بدون تنظیم یک قرارداد درست و حسابی دو دستی تیم را تحویل تن زاده دادند.

البته هم ۱۶۵ میلیون تومان حق انتقال را همان اول نقدا دریاقت کردند و هم یک فاکتور عریض و طویل از برف روبی ورزشگاه در زمان مالکیت شان تا کرایه زمین عضدی و پول برق و … را از حساب طلب های سپیدرود از فدراسیون نقدا دریافت کردند. به محض اینکه هم دیدند تن زاده محبوبیتش در برابر هواداران از بین رفته، سر تیم برنده را گرفتند و شدند دشمن خونی تن زاده ای که قبلا هواداراش بودند. حالا هم می گویند بابت انتقال تیم به محمد نوین ۵۰۰ میلیون تومان چک گرفته اند که فعلا البته پاس نشده است.

کادرفنی

سرمربی ها در چند سال اخیر سپیدرود همیشه یک طرف دعوا بوده اند. از افشین ناظمی که وقتی نتوانست سپیدرود را از لیگ دسته دوم به بالا بیاورد، آنقدر فشار آورد که سپیدرود نتوانست به موقع برای حضور در لیگ سال بعد آماده شود و در نهایت موفق شد بدون داشتن یک خط قرارداد یک خانه و مقدار قابل توجهی پول را به عنوان دستمزد ناکامی اش از مالک وقت بگیرد تا فرشاد پیوس که با شکایت ۵۵۰ میلیون تومانی اش پنجره نقل و انتقالات را در ابتدای لیگ برتر سال گذشته برای سپیدرود مسدود کرد و در پایان تمام دستمزدش را تمام و کمال دریافت کرد و وفتی بخش ناچیزی از پاداش صعود را بخشید، منتش را بر سر سپیدرود گذاشت.

داستان علی کریمی هم که دیگر شهره خاص و عام است و آنقدر بهانه جویی کرد و دست به تخریب مالک سپیدرود زد تا رابطه مالک را با هوادار و بازیکنان سیاه کند و در نهایت که پولش را با فشار همین هوادار از تن زاده گرفت، این روزها مسیج دکتر جون و ای موجی قلب و گل برایش می فرستد!

بازیکنان

دو سال پیش در هفته های ابتدایی لیگ دسته اول بازیکنان و کادرفنی سپیدرود در اعتراض به مشکلات مالی دست به یک کودتای آشکار زدند و اعلام کردند تا زمانی که مالک باشگاه عوض نشود به مسابقات باز نخواهند گشت و اتفاقا درخواست شان مورد تایید مدیریت ورزش و فوتبال گیلان قرار گرقت! البته همین بازیکنان در نیم فصل لیگ برتر در کودتایی آشکارتر زیر نامه ای را امضا کردند که سرمربی و سرپرستی که در گذشته همراه شان بود باید برکنار شوند، چون چند نفر از مارا در لیست فروش گذاشته و اتفاقا این درخواست شان هم مورد تایید قرار گرفت! بازهم همین بازیکنان هت تریک کردند و در روزهای پایانی لیگ برتر زیر توماری را امضا کردند که مالک فعلی سپیدرود هم اگر باشد، ما نیستیم و با این سومی هم فعلا موافقت شده از سوی دوستان!

اینکه آیا در جامعه کارگران یک کارخانه به دلیل عدم دریافت مطالبات می توانند با اعتصاب از وزارت صنایع خواهان صلب مالکیت کارخانه دار شوند بماند، اینکه می گویند کودتاچی ها در چند بازی آخر نیم فصل سپیدرود عمدا باعث باخت شدند و فیلم بازی های شان همچنان در بین هواداران دست به دست می شود هم احتمالا خیلی مهم نیست، اما اینکه حالا سران کودتا به جز یکی دو نفرشان، نه در لیست سپیدرود نظرمحمدی جای داشت و نه در لیست سپیدرود خداداد و کریمی، یک پیام واضح دارد که آنها فراموش کرده اند که هیچ مربی دوست ندارد در مجموعه اش کودتاچی داشته باشد و آن دو سه نفر باقی مانده هم به مرور کنار گذاشته خواهند شد.

هواداران

کسانی که آنها را مالکان واقعی سپیدرود می نامند. سخنی که البته از ریشه غلط است! چرا که هوادار ممکن است سرمایه سپیدرود باشد یا مهمترین جاذبه این تیم و البته یکی از دلایل اصلی نتیجه گیری اش، اما مالک هرگز! هواداری که حاضر نشد برای سامانه اس ام اسی باشگاه روزانه ۲۰۰ تومان بپردازد و تنها ۵۰۰ نفر عضو شدند، یا بعضی ها همچنان چشم به گرفتن بلیط مجانی از باشگاه دوخته اند و نه حاضر به پرداخت حق اشتراک سالانه و تنها و تنها در زنده باد و مرده بادها و تحصن های تحریک آمیز و خط دار و جهت دار می خواهند خود را مالک نشان دهند و در ۹۰ درصد این مداخله ها نشان دادند که تنها تبدیل به جاده صاف کنی برای رسیدن منفعت طلبان به مقصود شدند را آیا باید مالکان واقعی خطاب کرد!؟

اگر به تحریک چند مواجب بگیر همان ابتدای فصل جلوی تمرین دست نشان گرفته نمی شد تا کریمی برای رسیدن به طلبش سپیدرود را قربانی کند یا چند ده نفر با مرده باد و زنده باد با هدف جاده صاف کنی نوین و خداداد عزیزی مانع تمرینات نظرمحمدی نمی شدند بازهم سپیدرود در این سیاه چاله سقوط قرار داشت!؟

سپیدرود با یک حماقت دسته جمعی راه سقوط را در پیش گرفته است و هیچ عاقله مردی هم در ۱۰۰ فرسنگی این باشگاه دیده نمی شود تا بتواند ترمزی باشد برای رهایی رودخروشان گیلان زمین از سقوط!

نظرات (5)

جمع زیر را وارد کنید:

4 + 5 =
  1. رضا- ص

    آخر حرفتان را اول می زدید. بگویید نظر محمدی اگر بود الان سپیدرود قهرمان می شد!!!! !!!!! کمی به حافظه خود رجوع کنید نتایج فصل قبل علی نظرمحمدی مشخص است و در صورتی که کریمی فصل قبل نبود یک سال جلوتر در لیگ یک با ملوان عزیز حضور داشتیم.

    پاسخ
  2. Babak

    رنگ رخسار خبر میدهد از سر ضمیر فوتبال میتونه ایینه از جامعه خودش باشه ملت سیر و باقلا خور بهتر از این میشه مگه

    پاسخ
  3. فرهادسپیدرود

    همون روی رخسار حتما میگه که بربری خور و موز لای نون بزار بخور همه چیز میشه...زااااارت

    پاسخ
  4. Babak

    شما اتی سیر و باقلیا بخور جوش نوزن برار، سالهای سالِ گیلان زمین نه اینکه جز عقب افتاده ترین استانها باشه، بلکه عقب افتاده ‌ترین استانهاست ، یحتمل انقده سیر و باقللا بزیی کی‌ ده نتنی بیدینی و بفهمی کی‌ ترکان و اسفهانیان و جنوبین فوتبال و تشکیلات کمِ کم ، بیست سال از امیشین جلوتریدی

    پاسخ
  5. مرد سرخ

    فقط در بخش کمک مادی باید صاحب تیم مشخص باشه پول کجا میره اگه یه ادمی که بدور از مشهوریت و فکر اقتصادی داشته باشه راه های زیادی برای پول در اوردن در این فوتبال هست اما این بیزینسی ادم عاشق دلسوز و با دانش میخاد خیالت جمع تیم صاحب داشته باشه نظم و مالک داشته باشه ملت بدون پولشون کجا میره با کمی تبلیغ رشتی ها هم برای تیمشون کم نمیزارن

    پاسخ