یادداشت ویژه – و دوباره سپيدرود بزرگ

رادنی دیدار

وب سایت رسمی فرهنگی ورزشی سپیدرود – اينجا رشت است، صداى ما را از قلب حادثه مى شنويد. حادثه عشق و شور و افتخار. حادثه ما شدن من و تو! حادثه عبور از تمام خودخواهى ها و تنگ نظرى ها. حادثه عشقى كه دوباره قفنوس وار سر از خاكسترى بيرون آورد كه خيلى ها گمان برده بودند سرد سرد شده، آنقدر سرد كه شايد هرگز گرمايى از آن ساطع نشود!

اما شد، با معجزه عشقى كه من و تو سالهاست در دل داريم، شد. عشقى كه فرهاد را راهى بيستون كرد و مجنون را سرگشته بيابان ها. عشقى اهورايى كه در تمام اين سال هاى خموشى ذره اى نه كم شد و نه پى بل هوسى رفت. وفا را بايد از توى هوادار آموخت كه پاى عشقت سوختى و ماندى. صبر را بايد از تو آموزش گرفت كه در همه ى اين سيه روزى ها نشكستى. و اميد را… و اميد را بايد بايد بايد در چشم هاى تك تك آن نگاه هاى عاشق جستجو كرد كه در تمام آن لحظه لحظه هاى بى كسى امروز را وعده مى دادى.

آرى، امروز فارغ از همه ى آن تلخى ها قرار است با رودخروشان شمال سوداى روزهاى پرافتخارى را تجربه كنيم كه مو بر تن مان سيخ خواهد كرد. سوداى عشق بازى با همه ى آنچه كه پيش از اين مى خواستيم كه داشته باشيم و البته نداشتيم. سوداى رسيدن به همه ى آرزوهاى خوب و دوست داشتنى دنيا.

و حالا تا رسيدن به آنچه كه بايد داشته باشيم تنها ده گام پيش رو داريم. ده گام براى بازگشت به سطحى كه شايد كمترين جايگاه تيم محبوب شمال است. ما مى خواهيم به پشتوانه ى همه ى آن پنجاه سالى كه با سپيدرود بزرگ اشك ريختيم، شادى كرديم و عشق بازى كرديم، بازگرديم به آن بالا بالاها. جايى كه بزرگان انتطار مى كشند آمدن مان را.

امروز مردمان كلانشهر رشت دست در دست هم، سرمست و اميدوار پاى به قرارگاه پيرشهرباران مى گذارند تا به رقص بياورند پرچم هاى پرافتخار رشت عزيزمان را. امروز قرار است همه با هم دست هايمان را با دلهايمان گره بزنيم و هم قسم شويم كه تا ته اين راه پر پيچ و خم را اميدوارانه و عاشقانه پشت سر بگذاريم.

ما، همه آنهايى هستيم كه ورزشگاه عضدى را به جهنم سبز براى پرسپوليس تبديل كرديم تا داماش دوست داشتنى مان ده نفره از پس قرمزهاى تهران برآيد. ما، همه ى آنهايى هستيم كه با رمز عشق مان همراه با داماش عزيزمان، قهرمانى را از نصف جهان گرفتيم و در پايتخت قهرمان را تحقير كرديم. ما، همه ى آنهايى هستيم كه همه ى آن روزهاى بى كسى تبعيدگاه غربت گرفته سردار جنگل را شماره كرديم تا امروز كه تمام عاشقان را كنار خود داريم.

حالا ما گيلك ها دست در دست هم مى خواهيم به ايران نشان دهيم كه قرار است بازگشت باشكوه سپيدرودمان را جشن بگيريم و در اين راه با احترام به همه ى حريفانمان به كسى رحم نخواهيم كرد. امروز داماشى و سپيدرودى در يك قاب و يك گام و يك هدف مى خواهند آقايى دوباره فوتبال رشت را جشن بگيريم.

امروز روزى است كه سكوهاى صندلى دار شده ورزشگاه خاطره ها مملو خواهد شد از دم مسيحايى هزاران نفر از عاشقان دل خسته اما اميدوار شهرباران. امروز دوباره دل هايى به تپش خواهد افتاد كه دير زمانى بود كه كنج عزلت پيش گرفته بودند.

پس بياييم اين چند گام آخر را دست در دست هم محكم و باصلابت گام بر داريم و شكوه بى كران شهرباران را به رخ بكشيم.

امروز روز من و توست آبرار…

روز سپيد شهرباران هاى نخ بار نقره اى ايران زمين