یادداشت وارده – تحلیل شخصیت اخلاقی سرمربی سپیدرود

سپیدرود در حالی که تنها چند قدم تا صعود به لیگ دسته اول فوتبال ایران فاصله داشت، از صعود باز ماند و در یک غروب غمگین بهاری مبارزه را به حریفان واگذار نمود و شادی دل عاشقان ارتش سرخ را حداقل تا یک سال دیگر به عقب انداخت. ما اینجا و در این صفحه ویژه قصد داریم تا دلایل عدم صعود سپیدرود به لیگ دسته اول را به کمک هم بررسی نماییم تا چل چراغی شویم برای روشنایی فردای تیم ریشه دار فوتبال ایران.

از این رو از تمام صاحبان قلم، هواداران سپیدرود و علاقه مندان فوتبال دعوت به عمل می آوریم تا نوشته های خود را به آدرس info@sepidroodsc.ir و یا در زیر پست های همین صفحه ویژه بفرستید تا به نام شما در سایت سپیدرود منتشر شود. شاید نیاز به یادآوری نباشد که مطالب باید در چارچوب فضای رسانه ای کشور نوشته شده باشد و مطالبی که شامل توهین، تهمت و یا غرض ورزانه باشد منتشر نخواهد شد.

نویسنده مهمان: مهندس کیوان ، به ؛

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – من هم همانند بسیاری از مردمان عشق فوتبال شهرباران ، عاشق تیم های فوتبال شهرم هستم و عقب افتادگی این شهر پراستعداد ورزشی از قافله فوتبال کشور ، برایم سخت آزار دهنده و نگران کننده است. تا آنجا که به خاطر دارم، از همان دوران نوجوانی که در تیم های پایه فوتبال این شهر زیر نظر مربیان اخلاق مداری همچون صفاتیان، انوش جهانی و عبدالله مرغوب و بعدتر در تمرینات منتخب نوجوانان استان زیر نظر اردشیر خان پورنعمت بازی میکردم به دنبال علت نابسامانی وضع موجود فوتبال شهرم بودم.

از لحاظ روحی برای این دنبال فوتبال بودم که از زیبایی های آن لذت ببرم. در زمان ما بازی فوتبال تنها عشق ناب بود و بس چرا که هنوز پول و حرفه ای گری وارد این ورزش نشده بود ولی هرچه در این رشته جلوتر رفتم در درون این ورزش زیبایی های اخلاقی مد نظر خویش را یافت نکردم و از آن به سادگی بریدم. و از آن تاریخ دیدن فوتبال و پیگیری آن برایم شد یک لذت ناب. من همیشه فکر میکردم همه چیز باید تمیز ، مرتب و زیبا و آرامش دهنده باشد.

هر محیطی را که فاقد این ویژگی ها می دیدم با خود میگفتم قطعا علتی دارد. علتی که آن را از روال طبیعی خارج نموده است. نمی دانم چرا علاقه داشتم همواره دلایلی را جستجو کنم که دیگران آن دلایل را نمی دیدند. این خلق و خوی عجیب از آن زمان با من باقی مانده تا به امروز که در دهه چهارم عمر خویش و نزدیک به دو دهه فعالیت تخصصی در حوزه های اقتصادی و صنعتی ، پارادوکس یافتن چرایی نابسامانی های حوزه های مختلف برایم تبدیل به یک عادت شیرین شده است.

مقدمه طولانی بالا را برای این بیان نمودم تا در این نگارش نگاهی تحلیلی متفاوت به ناکامی مجدد تیم محبوب و قدیمی سپیدرود رشت در رسیدن به رده اول فوتبال کشورم داشته باشم . همانطور که همه علاقه مندان پرشور این تیم قدیمی میدانند، امسال در باشگاه سپیدرود تقریبا تمامی داده های موفقیت یک تیم ورزشی توسط مدیران و سرمایه گذاران جدید آن فراهم گردیده بود، از نخبه های علوم سیاسی و اجتماعی در شورای سیاستگذاری باشگاه تا هیئت مدیره قوی ورزشی و اقتصادی و حتی چند تن از اعضای متخصص پارلمان شهری.

لیکن با همه این داده های کاملا مطلوب ، این تیم مردمی از بدست آوردن ستانده خوب و مطلوب سرمایه گذار و هواداران خویش عاجز ماند.در چرایی این موضوع قلم های زیادی از روی احساس ، خشم و نفرت ، قومی گری، و فنی و غیر فنی و فوتبالی و غیر فوتبالی و .. در این روزها زده شد . اما نگارنده در این نگارش می خواهد گریزی بزند در تحلیل شخصیت اخلاقی سرمربی محجوب سپیدرود رشت در این ناکامی و البته امید وار است بتواند در رعایت جنبه انصاف و صد البته حفظ شخصیت این فوتبالیست با اخلاق قدیمی و سرمربی فعلی ، از دایره ادب و احترام خارج نشود.

قبل از تحلیل شخصیت اخلاقی سرمربی سپیدرود برای درک بهتر موضوع توسط خوانندگان مجبور خواهم بود به صورت خلاصه نگاهی داشته باشم به تقسیم بندی علمای روانشناسی از شخصیت انسان:

اریک برن روانکاو آمریکایی بعد از سالها تحقیق ، به این نتیجه رسید ، که در هر انسانی سه حالت مختلف شخصیت موجود است . برن آنها را Parent ( والد یا والدین ) ، Child ( کودک ) و Adult ( بالغ ) نامگذاری کرد و چون هرکدام با خصوصیات خودشان مانند ماسکی که به صورت بزنند ، شخصیت انسان را عوض میکنند ، در اینجا آنها را به نام شخصیت والدینی ، شخصیت کودکی و شخصیت بالغی توصیف میکنیم .

  • شخصیت والدینی حالتی است که وقتی بر انسان مستولی شود ، شخص احساس می کند که از همه بالاتر ، قوی تر و عاقل تر است . می خواهد تحکم کند ، همانطور که معمولا پدر مادر ها خود را محق می دانند که نسبت به بچه هایشان تحکم نمایند .
  • شخصیت کودکی حالتی است که انسان را اسیر احساسات خویش می نماید . خود را کوچک و زبون می داند ؛ یعنی همان حالتی که در دوران خردسالی و کودکی داشته است .
  • شخصیت بالغی حالتی است که صاحبش را اهل منطق و استدلال می کند . هر فکری و هر حرفی را با دلیل و برهان ارائه می کند . و با دلیل و برهان میپذیرد . برای دیگران همان ارزش و احترامی را قائل است که برای خود قائل می باشد . نه خود را بالاتر از دیگران میداند و نه پایین تر .

حال با توجه به سه شخصیت تعریف شده بالا و با رعایت جنبه انصاف و اخلاق ، می خواهیم شخصیت اخلاقی سرمربی تیم سپیدرود و بازیکنان تیمش را در این فصل مورد تحلیل قرار دهیم:

در یک مطالعه اجمالی در خصوص سابقه ورزشی سرمربی تیم سپیدرود در خواهیم یافت که سابقه وی مملو از اخلاق و ادب ، معرفت ، ماخوذ و محجوب به حیاء بودن ، اهل رفاقت و فارغ از هیجانات کاذب و جنجال های کاذب ورزشی و رسانه ای و … است . چه در طول دوران بازی کردن در تیم های مختلف و چه در دوران مربی گری و چه در این چند سال سرمربی گری . لذا اگر بخواهیم از لحاظ شخصیت اخلاقی ایشان را در یکی از گروه های سه گانه برن قرار دهیم ، به صراحت و به دور از هرگونه اغراقی می توانیم ایشان را دارای شخصیت بالغی بدانیم.

ایشان با همین شخصیت بالغی خویش تا زمانی که از لحاظ نتیجه گیری در این فصل از مسابقات فوتبال لیگ دو وارد بحران نشده بودند ، توانسته بودند با همین شخصیت اخلاقی از این کارزار موفق بیرون بیایند ، بطوریکه هواداران پر شور تیم لقب امپراطور بر وی نهاده بودند.

ولی با یک واکاوی منصفانه تر بر اوضاع و احوال این تیم ، دقیقاً پس از برخورد با اولین مانع عدم موفقیت ، یعنی تساوی خانگی با تیم بعثت کرمانشاه و نیز وضعیت شخصیت کودکی اکثریت بازیکنان تیم بدلیل نداشتن تجربه در این سطح و بازی در پیش چشم هزاران هوادار متعصب ، باید به این پرسمان بدون تعصب و دخیل کردن احساسات کاذب پاسخ دهیم ؛

  • آیا در شرایط ورود به بحران نتیجه گیری پس از تساوی خانگی با بعثت کرمانشاه ، این شخصیت بالغی سرمربی سپیدرود ، میتوانست به کمک تیم بیاید ؟
  • و اصولا آیا برای برون رفت از این بحران ایجاد شده ، اطاق فکر باشگاه سپیدرود توانستند در زمینه نیاز به تغییر شخصیت کار سرمربی و لزوم تغییر برخورد با بازیکنان عموماً دارای شخصیت کودکی ، به سرمربی تیم مشورت به هنگام ارائه نمایند ؟

   برای پاسخ به سئوالات بالا باز هم بهتر است به مطالعات جامعه شناختی علمای این کار از خلق و خوی ما ایرانی ها رجوع نمائیم :

   آقای دکتر علی محمد ایزدی در کتاب جامعه شناختی خویش به نام ” چرا عقب مانده ایم ”  این موضوع را بدین شکل مورد تحلیل قرار داده است :

   « به طور خلاصه می توان گفت ایرانی از کسی اطاعت میکند که صاحب قدرت و قاطعیت در عمل باشد و در حقیقت ، حالت یک پدر مقتدر را داشته باشد که از او زهر چشم گرفته است . حال اگر این قدرت و قاطعیت توام با خشونت و قساوت بود ، قلدر و دیکتاتور میسازد که تحت سیطره شخصیت والدینی اش عمل می کند و اگر این قدرت توام با محبت و دلسوزی و صفا بود ، مراد و به قول معروف پدر روحانی و یا رهبر ملی به وجود می آورد که تحت سیطره شخصیت والدینی عمل می نماید . »

نگارنده با حضور بر سر تمرین یکی از تمرینات تیم فوتبال سپیدرود رشت در دوران بحرانی نتیجه گیری آن ، به سادگی مشاهده نمود که سرمربی تیم برای برون رفت از بحران نتیجه گیری ، در برخورد با بازیکنان دارای شخصیت کودکی تیمش ، کماکان از شخصیت بالغی خود استفاده مینمود و در واقع به پدیده هم قسم شدن بازیکنان تیم در پیروزی در بازیهای آینده اعتماد نمود و دیگر سعی ننمود تا از اولین شخصیت تعریف شده دکتر برن ، یعنی شخصیت والدینی در تهییج روانی بازیکنان تیم خود استفاده نماید. کاری که اکثر مربیان معروف در برخورد با اینگونه بازیکنان انجام می دهند . مثال بارز آن برخوردی که فیروز کریمی در ملوان بندرانزلی و اکبر میثاقیان در مس کرمان و حتی کارلوس کیروش در تیم ملی فوتبال ایران عزیز ، با بازیکنان خود برای برون رفت از بحران و نتیجه گیری نمودند.

لذا از نظر نگارنده سرمربی تیم مردمی سپیدرود ، می بایست به دور از هرگونه تعصب بی مورد و دخیل نمودن احساسات خویش ، یکی از دلایل ناکامی تیم سپیدرود در این فصل را در شخصیت اخلاقی به کار گرفته شده خویش جستجو نماید. چرا که اگر ایشان در برخورد با اولین مانع و ورود به بحران نتیجه گیری از شخصیت بالغی خود به شخصیت والدینی تغییر نگرش فوری میدادند ، با توجه به دارا بودن شخصیت کودکی در نزد اکثریت بازیکنان خویش ، شاید سپیدرود اکنون یکی از صعود کنندگان زود هنگام به لیگ یک بود . قبول کنیم با توجه به خلق و خوی ما ایرانی ها که عمدتاً دارای شخصیت کودکی هستیم و در مواقع بحرانی به دنبال دستی از آستین غیب هستیم ، قطعاً بازیکنان سپیدرود در ادامه مسیر شخصیت کودکی ، خود را در برابر شخصیت والدینی سرمربی تیم قرار میدادند ، سر بدو می سپردند ، تسلیمش می شدند ، فرمانش را میبردند و در عین حال دوستش می داشتند و به وی عشق می ورزیدند و این دقیقاً نقطه ایست که چه بسا می توانست حکم تهییج روانی و دوپینگ روحی برای بازیکنان تیم گردد.

نه اینکه در تمامی بازیهای بعد از بحران ، بازیکنان منتظر امداد غیبی و دست غیب باشند تا به نجات تیم بیاید و آنقدر استرس و ترس از عدم صعود به لیگ یک داشته باشند که با اولین موقعیت خطرناک حریفانشان ، شیرازه تیمشان را از هم پاشیده ببینند و دست از مبارزه بکشند .نمونه این اتفاق را همه طرفداران در بازی ماقبل آخر این تیم مشاهده کردند.

در پایان امید آن دارم سرمربی اخلاق مدار و محجوب تیم سپیدرود علاوه بر افزایش مطالعات خویش در زمینه فنی و فوتبالی ، با مطالعه علوم روانکاوی و جامعه شناختی، از این اتفاق تلخ زندگی ورزشی خود درس فرا گرفته و در آینده فوتبال شهر مارا از وجود یک مربی مقتدر و دانا بهره مند سازد.

منابع :

  • دکتر ایزدی ، علی محمد – چرا عقب مانده ایم – تهران – نشر علم – 1382