گفتمانی غیر فوتبالی با سرمربی سپیدرود – بخش دوم / علی نظر محمدی کارا باشد یا اثربخش؟

مهندس کیوان بهمنش

عضو کانون هواداران مستقل سپیدرود رشت

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – بازی با کلمات شاید در یک نگاه گذرا کم ارزش به نظر آید، اما از آنجایی که هر کلمه ای فقط در ظرف لفظی خودش می جوشد، از پرداختن به واژه ها و شکافتن معناها در این یادداشت گزیر و گریزی ندارم.

با انتخاب علی نظر محمدی به عنوان سرمربی تیم قدیمی و برند شهر زیبای من رشت، به بیم و امید ما هواداران سپیدرود افزوده شد. بیم از این منظر که شکست احتمالی علی نظر محمدی تنها شکست وی نخواهد بود، بلکه شکست و سرخوردگی همگانی را این بار رقم خواهد زد و امید از این منظر که روحیه جویای نامی وی، ما را در این راه سخت ، یاری خواهد نمود.

به نظر من در دوراهی تقابل با علی نظر محمدی فاقد سابقه در تیم سپیدرود رشت (در خوشبینانه ترین حالت سکوت در مقابل این انتخاب) و یا حمایت و کمک همگانی به علی نظر محمدی، هوادار واقعی سپیدرود باید راه دوم یعنی حمایت را برگزیند.

در این راستا و از طریق این یادداشت بر آن شدم تا با تعریف واژه های کارایی و اثربخشی، به علی نظر محمدی کمک نماییم که در مسیر هدف صعود به لیگ یک کدامیک از این دو مسیر رهبری را برگزیند؟ به زبان ساده تر علی نظرمحمدی باید در تیم سپیدرود کارایی را رعایت نماید یا اثربخشی را ؟

برای درک بهتر از پاسخ به سوال بالا باید کمی با کلمات بازی نماییم.

تعریف صریح این دو کلمه:

– کارایی؛ یعنی درست انجام دادن کارها

– اثربخشی؛ یعنی انجام کارهای درست

همشهری خوب من، جناب علی خان نظرمحمدی، به نظر شما کدام یک از دو مسیر بالا را میخواهید در مسیر رهبریتان بر تیم سپیدرود انتخاب نمایید؟

خواهش می کنم در ابتدای این فصل و حتی قبل از بستن تیم تان به این موضوع خوب فکر کنید. اگر شرایط تیم فوتبال سپیدرود عادی بود، شما مختار بودید که هرکدام از مسیرهای رهبری بالا را برای تیم تان انتخاب نمایید و یا حتی هر دو را برگزینید!

ولی به نظر شما تیمی را که تحویل گرفتید شرایط طبیعی و غیر بحرانی از ابعاد گوناگون دارد و یا خیر؟ اگر پاسخ را نزد من هوادار جستجو می نمایید، به شما خواهم گفت که تیم سپیدرود سالیان سال است که با بحران، همزیستی مسالمت آمیزی پیدا نموده است.

اگر با پاسخ من موافقید که سپیدرود در بحران به سر می برد، این یادداشت را ادامه می دهیم که علی نظرمحمدی باید کدام یک را انتخاب نماید؛ کارایی یا اثربخشی را؟

ولی اگر با پاسخ من موافق نمی باشید و قبول ندارید که تیم بحرانی را تحویل گرفته اید لطفا به مطالعه این یادداشت در همین جا خاتمه دهید!

جناب آقای علی نظرمحمدی متخصصین رهبری، در بحران نسخه اثربخشی را برای عبور از بحران توصیه می نمایند و می گویند شما باید در بحران اثربخش باشید و نه کارا!

من هم برای شما همین پیشنهاد را دارم شما در فصل جدید اگر توان خود را برای کارایی بگذارید ریسک شکست احتمالی شما بالا خواهد بود. چرا که فرصت تان بسیار اندک می باشد. برای درک بهتر موضوع بیایید کمی با کلمات بازی نماییم.

لطفا به مثال هایی که برایتان نقل خواهم نمود به دقت توجه نمایید:

فرض کنیم من و شما می خواهیم به قله یک کوه صعود نماییم. هدف شما از رفتن به این کوه، ورزش، سلامتی، تفریح و لذت بردن است. پس اول به اخبار هواشناسی گوش فرا خواهید داد، آذوقه مناسب، تجهیزات مناسب و پوشاک مناسب و … برای خود تدارک خواهید دید.

با یک زمان بندی مشخص و با نقشه خوانی و مسیر یابی و نشانه گذاری مسیر و … به قله کوه صعود می نمایید و به هدف تان می رسید. شما از مسیر «درست انجام دادن کارها» به هدفتان رسیده اید. یعنی کارایی را رعایت نموده اید و رهبر کارا بودید.

ولی موضوع برای من فرق می کند من به دلیل یک بحران باید خودم را به قله کوهی که شما صعود کرده اید برسانم. هیچ یک از کارهایی را که شما انجام داده اید من به دلیل بحرانی بودن شرایط نمی توانم انجام دهم. ولی فقط می دانم که باید برای فرار از این بحران خودم را به قله کوه برسانم و البته از هر طریق ممکنی خودم را به قله کوه مورد نظر می رسانم.

من « کار درست را انجام دادم » کار درستی که همان نجات از بحران بود. در واقع من اثربخش بوده ام.

IMG_4381

برای درک بهتر اثربخش بودن بازهم به مثال زیر توجه نمایید؛

هر قدر تعداد بیمارانی که در ظرف یک روز توسط یک پزشک ویزیت می گردند، افزایش پیدا نمایند، به معنای افزایش کارایی آن پزشک است. اما زمانی آن پزشک کارش اثربخش بوده است که توانسته باشد بیماران زیادی را درمان قطعی نماید.

حال تصمیم با شماست، می خواهید در این بازه زمانی مشخص که سرمربی سپیدرود هستید، کارها را درست انجام دهید (کارایی) و یا کار درست را انجام دهید (اثربخشی)؟

امیدوارم از آنچه بیان شد، مفهوم مسیر کارایی و مسیر اثر بخشی تا حدودی برایتان روشن شده باشد و به مسئولیت خطیرتان پی برده باشید.

به نظر من تاریخ و تجربه فوتبال در چند سال گذشته در دسته های پایین لیگ فوتبال این کشور به خوبی نشان داده است، سرمربیانی که از اثر بخشی کافی برخوردار نبوده اند با اینکه شاید کارایی خوبی هم داشته اند متاسفانه نتوانسته اند به لیگ های بالاتر صعود نمایند.

ولی سرمربیانی با کارایی کمتر و اثربخشی بیشتر به خوبی توانسته اند از پس این امر به خوبی برآیند. بله، حقیقت تلخی است اگر نگاهی به داستان جاماندن سپیدرود از صعود به لیگ یک در فصل گذشته نمایید، کاملا پی خواهید برد که دوستان ما در تیم رهبری سپیدرود تا روزهای آخر هم به فکر کارایی بودند و نه اثربخشی!

آنان بحران رادرک نکردند و نحوه مقابله با بحران را بخوبی فرا نگرفته بودند. آنان پس از بحرانی شدن مسیر صعود سپیدرود، همان گونه در تمرینات عمل می نمودند که در شرایط عادی عمل می نمودند و دریغ از یک تهییج روانی ساده در درون تیم!

جناب علی نظر محمدی امیدوارم در نقشه راهی که برای صعود به لیگ یک برای تیم خود ترسیم نموده اید، در دوراهی انتخاب کارایی و اثر بخشی، بدون هرگونه تردیدی مسیر اثربخشی را انتخاب نمایید.

موفقیت و پیروزی شما در این فصل آرزوی تک تک ما هواداران راستین سپیدرود است.