اوج هیجان در رشت: تساوی سپیدرود و ملوان / ال گیلانو؛ خوب، بد، زشت

سپیدرود که در میان هیاهوی کم‌نظیر تماشاگرانش نیمه اول بازی با ملوان را بازنده به رختکن رفت، با شروع نیمه دوم و با توپی که قربان‌زاده به تور دروازه ملوان کوبید، به بازی برگشت.

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – ورزشگاه پیر شهر رشت امروز جو کم‌نظیری دارد. شهرآورد گیلان پرتب‌و‌تاب در حال برگزاری است. در دقیقه ۳۶ در موقعیتی مشکوک به آفساید توپ به حسین شنانی رسید و او دروازه سپیدرود را باز کرد. اما نیمه دوم سپیدرود با تعویض‌های نظرمحمدی به بازی برگشت و در دقیقه ۵۵ میلاد قربان‌زاده با پاس عالی سهیل حق‌شناس بازی را به تساوی کشاند.

جو ورزشگاه عضدی رشت فوق‌العاده و تماشایی است و خبری از شعارهای توهین‌آمیز در شهرآورد گیلان نیست.

حسین کعبی، بازیکن سپیدرود که از ناحیه سر دچار آسیب‌دیدگی شده بود، پس از آنکه توسط نظرمحمدی تعویض شد، با آمبولانس به بیمارستان رفت.

حملات سپیدرود در نیمه دوم شدت گرفت اما شهرآورد گیلان با تساوی یک-یک پایان یافت. بازی سپیدرود – ملوان تماشایی و هیجان‌انگیز بود و جو ورزشگاه نیز هرگز به سویی نرفت که شعارهای توهین آمیز شدت بگیرد.

ورزش سه درباره الگیلانو می نویسد: از همان نیم فصل اول که تیم ریشه دار رشتی ها پس از سال ها انتظار به دسته اول فوتبال کشور پا گذاشت و در هفته چهارم به مصاف ملوان انزلی رفت، ویژه بودن این شهراورد کاملا مشهود بود.‌ دیداری که با شعارهای زیبای «شهراورد گیلان بدون توهین» و با استقبال لیدرهای ملوان از هم استانی های مرکزنشین با گل و شیرینی و سلام و صلوات شروع شد و خیلی زود با اخراج و پنالتی ها و درگیری هواداران از پشت نقاب بیرون آمد.

حالا و در نیم فصل دوم و در شرایطی که ملوانان جای سپیدرودی ها را در صدر جدول گرفته بودند، نوبت رشتی ها بود که در ورزشگاه مملو از جمعیت شهید عضدی پذیرای انزلی چی ها باشند و با یک تیر دو نشان بزنند. انتقام شکست نیم فصل اول و کاهش فاصله با صدر جدول.

نیمه پر لیوان ورزشگاه پر از جمعیت  عضدی بود و بازی سریع دو تیم، به خصوص در نیمه دوم که میزبان برای غرق نشدن بیش از پیش دست و پا می زد و بعد از گل مساوی با توجه به جو ورزشگاه برای به گل نشاندن کشتی ملوانان به آب و آتش زد. بعد از استقلال رشت و پگاه و داماش که در سال های اخیر بار فوتبال رشت را نوبتی به دوش کشیدند و زیر این بار تاب نیاوردند، حالا سپیدرود، ققنوس پیری که دوباره از خاکستر متولد شده بود، نشان داد که ریشه های عمیق چه قدرتی در رویش تماشاگران پرشور روی صندلی ها دارند.

دو تیم ریشه دار فوتبال شمال در بالاترین طبقات ساختمان لیگ یک و آماده برای کوچ کردن به جایی بهتر. ریشه هایی ضخیم که سال هاست باغبانی به خود ندیده اند؛ به جز باران و مردمی که با چتر و بی چتر به خاطر تیمشان به خیابان می زنند.

اما همیشه در پس این هم قبیلگی ها یک (اما) وجود دارد. این بار هم این اما در بطری هایی که از سکوها به زمین می بارید پنهان شده بود. بطری هایی که شاید توسط عده محدود؛ ولی به تعداد نامحدود، فرهنگ هواداری فوتبال استان را هدف گرفته بود.

بطری هایی که بارها جریان بازی را دچار سکته های خفیف کرد و همه را به دردسر انداخت. بطری هایی که علی نظرمحمدی را وادار کرد نیم دور عضدی را بچرخد و از خودی ها تقاضای آتش بس کند. بطری هایی که تماشاگران تیم مهمان هم خوب بلد بودند از آن استفاده کنند. طوری که یکی از سخت ترین نکات فنی (!) بازی پرتاب اوت بود.

ال گیلانو این بار برنده نداشت، نه در زمین و نه روی سکوها!