نگاه روز – راه حلى براى نجات سپیدرود: سهامى عام

رادنی دیدار

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – یک فصل دیگر از فوتبال ما آغاز شده و این یعنى ورق خوردن یک برگ جدید از تاریخ فوتبال ما. روزهایى که خیلى زودتر از آنى که فکرش را بکنى خاطره مى شود و مى رود در صف نوستالژى هاى سال ها بعد قرار مى گیرد و پس از به یاد آوردنشان نفسى به افسوس خواهیم کشید و آن آه معروف ایرانى ها را هم مهمانش مى کنیم.

اگر از زاویه ی دید شمالى ها به فصل تازه شروع شده نگاه کنیم، باید بگوییم که براى آنها قابل قبول و خوش آیند خواهد بود. چرا که سپیدرود توانست یک فصل پردلهره و آشوب را در لیگ یک به سلامت به پایان ببرد و سر آخر با قرار گیرى در صدر به لیگ برتر صعود نماید و پس از چهار سال دوباره رشتی ها را در سطح نخست فوتبال ایران صاحب تیم نماید و آنها دل به روزهایى ببندد که شاید دیگر آرامش رویا نباشد.

اما آیا براستى چنین روزهایى خواهد رسید؟

سپیدرود سال هاست که در شرایط بد اقتصادى قرار دارد و بدجورى در بى پولى دست و پا مى زند و این خبر خوبى براى فوتبال ما نیست که مى خواهد همه ى تیم هایش خصوصى شوند و آن وقت یکى از پیش روهاى امر خصوصى سازى حالى زار دارد! همه منتظر بودند تا با صعود سپیدرود به لیگ برتر، با آمدن اسپانسر و خریدار جرعه ای آب خوش در گلوی رشتی ها پایین برود.

فصل به پایان رسید اما مشکلات نه. چرا که اسپانسرها و خریداران رنگ و وارنگ فقط در حد مذاکره و خود نمایى مى آمدند و بعد از چند صباحى محو مى شدند، یکى مى خواست تیم را با خود به ناکجا آباد ببرد و دیگرى تغییر نام را بهانه مى کرد.

هر روز یک نفر نامش بر سر زبان ها مى افتاد و خبر مذاکراتش رسانه اى مى شد اما بعد از چند وقتى همه چیز به فراموشى سپرده مى شد، نه خریدارى مى آمد و نه پولى! اما براستى داستان از چه قرار است که در فوتبال ما هر وقت بخش خصوصى به میدان مى آید یا نیامده عطاى کار را به لقایش مى بخشد و یا پس از چند مدت دلزده مى شوند و مى روند؟

علت اینکه افرادى چون حسین هدایتى، گروه سرمایه گذارى بهمن، شفیع زاده و سایرین خیلى زود از فوتبال مى روند چیست؟ پاسخ ساده است؛ فوتبال ما نه سود آور است و نه حساب و کتابش قابل پیش بینى است. یعنى شما باید در بیزنسى که قرار نیست برایتان در آمدى داشته باشد و تازه معلوم هم نیست چه مقدار هزینه پیش بینى نشده هم دارد سرمایه گذارى کنید. این مى شود که هر کسى براى خرید سپیدرود مى آید پس از مدتى مى رود.

پرسش بعدى این است که چرا با این اوصاف کسانى براى سرمایه گذارى در فوتبال پاپیش مى گذارند؟ پاسخ این است؛ آنها دو گروه هستند، یا به دنبال تبلیغات و جذابیت هاى اغوا کننده مستطیل سبز هستند و مى آیند تا از این بابت اعتبارى براى خود دست و پا کنند و وقتى به آنچه مى خواستند رسیدند به دنبال کارشان مى روند و گروه دوم که حسن نیت دارند، وقتى با بازار آشفته و مخارج وحشتناک فوتبال روبرو مى شوند از ادامه کار منصرف مى شوند.

و حالا سپیدرود با گیر کردن در این برزخ سر درگمى دارد بهترین روزهایش را از دست مى دهد. روزهایى که به جاى شناخت منابع مالى و تحکیم بخشیدن وضعیت اقتصادی و مهیا نمودن زیر ساخت ها، برایش با روزمرگى به بطالت مى گذرد و نه کسى به داد بازیکنان بدهکار مى رسد و نه فردی براى باز کردن گره کور تیم محبوب شمال پا پیش مى گذارد.

تیمى که همین نظر سنجى آخرین نود فصل گذشته در جمع چهار تیم پرطرفدار ایران قرار گرفت و نشان داد که چه مقدار نزد شمالى ها محبوب است و بالطبع چه قدر آنها مشتاق سر و سامان گرفتنش هستند. مردمى که برایشان یک چیز اهمیت دارد و آن سربلندى تیم شان است و حاضرند براى محبوب شان هر کارى بکنند تا مبادا ثمره این همه سختى و عذاب یک شبه به نابودى کشیده شود.

از این رو است که در شرایط کنونى شاید بهترین راه حل براى کمک به سپیدرود، تبدیل نمودن تیم به یک شرکت سهامى عام باشد، تا هر کسى بر میزان توان و پولش در آن سرمایه گذارى نماید. چون چه بسا کسانى هستند که دوست دارند براى کمک به سپیدرود و مشارکت در آن پا پیش بگذارند اما توانایى هزینه کردن چند میلیارد تومان را نداشته باشند، ولى اگر این پول بین گروهى سرشکن شود شاید خیلى ها پیش قدم شوند.

اینکه بنشینیم و این روزهاى طلایى را با دست روى دست گذاشتن از دست بدهیم، مطمئنن حاصلش در پایان فصل افسوس است. این سپیدرود با این پتانسیل هوادار و بازیکن لیاقت آن را دارد که به جاى دست و پا زدن براى فرار از سقوط براى بالا نشینى بجنگد.

پس دوستان لطفا براى کمک به آن زودتر اقدام نمایید، و یقین بدانید که مردم شهرباران زمانى که ببینند تیم شهرشان متعلق به خودشان شده است آستین ها را بالا مى زنند، همانطور که در ورزشگاه پشت تیمشان مى ایستند در رساندن منابع مالى هم پشت تیمشان را خالى نخواهند کرد، فقط بدانید که وقت غنیمت است.