باز نشر – سپیدرود و تثبیت جایگاه هواداران

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – تعصب و حمایت از تیم باشگاهی بومی لازمه و جزو لاین فک فرهنگ هواداری فوتبال کلاسیک و روز دنیا ست. این که منچستر، بارسلونا و یا رئال مادرید در سرتاسر دنیا هوادار دارند یک مسأله فرا ملیتی است و این مساله خارج از مرزهای سیاسی تعریف می شود.

علت آن چندان هم پیچیده نیست حضور بزرگ ترین ستارگان دنیا در تیم های مطرح جهان و ارائه بازی های رویایی هر یک از هواداران فوتبالی دنیا را به سوی تیمی خاص میل می دهد انتخاب از میان آنها نیز بیشتر جنبه سلیقه ای دارد اما اکثریت آنها یک وجه مشترک دارند و آن این که تیم های متمول وپرستاره هستند و مسأله پخش مستقیم.

بدون شک آنچه که یک هوادار فوتبال در ایران از مسی و بارسلونا می داند از تیم هایی نظیر فلامینگو یا ریورپلاته ندارد آن هم به علت پخش مستقیم مسابقات است. روال در ایتالیا و اسپانیا و همه لیگ های معتبر و غیر معتبر دنیا نیز بدون گونه است. یک شهروند والنسیایی به صرف این که شیفته مسی یا رونالدو است به خود اجازه نمی دهد در حضور تیم بومی به طرفداری از دو تیم بارسا یا رئال بپردازد و به آن هم فخر کند!

آنچه که از رفتار هواداری در کشور ما بر می آید این است که هواداری در فوتبال ما با یک بحران هویت مواجه است. وقتی انتظار داریم فرهنگ ورزشی را در ورزشگاه ها به اجرا در آوریم نخست باید بدانیم معیارهای فرهنگ هواداری در فوتبال ما بر چه پایه ای گسترده شده است؟ مادامی که نطام نامه هواداری بر بنیادهای روشنی تدوین نشود، نمی توان انتظار داشت که مشکلات هواداری حل شود؛ به عبارت دیگر، فرهنگ هواداری که جزو اصول هواداری است با مشکلاتی مواجه است.

یکی از اصول مسلم در هواداری تیم های ورزش فوتبال، حمایت از تیم های بومی ولو فقیر و بی ستاره است! همان طوری که حمایت از تیم ملی نماد هواداری از هویت ملی است بدون شک حمایت از تیم های باشگاهی در سطح استانی و محلی ریشه درهویت و مسأله داشته ها و باورهای هواداران همان منطقه دارد. گفتنی است هویت ورزشی به سایر زیر مجموعه های جامعه و اصول زندگی اجتماعی قابل تعمیم است.

هوادارانی که همواره به هویت ورزشی بومی خود اصرارداشته اند، کم نیستند. سپیدرود رشت، تراکتور سازی تبریز، داماش گیلان، ملوان بندر انزلی، ابو مسلم خراسان، نساجی، نفت آبادان و … از جمله باشگاه هایی هستند که هواداران متعصبی دارند و حاضر نیستند که عشق به تیم خود را با تیم دیگری عوض کنند.

سپیدرود در طول نیم قرن فعالیت خود در سطوح مختلف فوتبال ایران، دارای هواداران عاشق و دلباخته ای است که نسبت به این تیم هم تعصب و هم حساسیت فوق العاده ای دارند .

مرحله ای که سپیدرود از نظر تثبیت جایگاه هواداری درورزشگاه های استان گیلان در آن قرار گرفته، رضایت بخش نیست و البته این موضوع ارتباطی به عشق و علاقه مردم به سپیدرود ندارد بلکه حضور سپیدرود در لیگ یک و برتر این معادله را کاملا نغییر می دهد . با این که سپیدرود در لیگ دو بازی می کند اما هر چه زمان می گذرد مسأله حضور هواداران سپیدرود در ورزشگاه عضدی رشت سیر صعودی دارد و همگان به حضور پر شمارهواداران آن در ورزشگاه ایمان دارند اما باید رتبه سپیدرود در جایگاه هواداری در ورزشگاه، تثبیت یاید.

تیم سپیدرود در آغاز راه است و این روندی که برای تثبیت شخصیت تیمی اجرا می شود، ضروری است و به زمان به نسبت طولانی تری نیاز است تا به جایگاه واقعی خود دست یابد؛ زمانی که سپاهان به خوبی آن را طی کرد و اکنون به یک تیمی با شخصیت تبدیل شده است.

این نیاز وجود دارد که هواداران باشگاه سپیدرود همان گونه که عشق و علاقه خود را در طول نیم قرن اخیر، حفظ کرده اند باید جایگاه هواداری خود را با حضور در ورزشگاه با متانت و صبر تثبیت کنند و با بهره گیری از این سرمایه اجتماعی عظیم مردمی، جایگاه شخصیت تیمی سپیدرود مستحکم تر شود.