کریمی: فقط از خدا می‌ترسم و بس! / علی کریمی «شجاع‌دل» فوتبال ایران است

مهدی یکتا / خبرورزشی

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود بدون تعارف می‌نویسم یکی از بزرگترین افشاگری‌ها و انتقادات فوتبالی برای پالایش این رشته پرمخاطب و جذاب را علی کریمی در ماه‌های اخیر انجام داد.

به گزارش سایت سپیدرود و به نقل از خبرورزشی، اتفاقی که از قضا ما رسانه‌ها هیچ نقشی در آن نداشتیم و شماره ۸ به تنهایی جلو افتاد و از پا درنیامد. حتی دوستان و همبازیان او هم علی کریمی را یاری نکردند. البته جادوگر هم نیازی نداشت کسی او را همراهی کند.

اینجاست که بزرگی روح علی کریمی ثابت می‌شود. در حالی که یکی به خاطر سفر جام جهانی، آن یکی برای موفقیت تیم باشگاهی‌اش و دیگری برای دعوت به تیم ملی یا خط نخوردن (!) سکوت کرد، این علی کریمی بود که به تنهایی قیام کرد.

کاری به این نداریم که اغلب حرف‌هایش درست بود یا چند درصدی هم شاید درست نبود اما با سوت پایان برنامه ۹۰ به همه ثابت شد مردان بزرگی مثل علی کریمی نیازی به همبازی یا خبرنگار (با عذرخواهی از هم‌صنفان خودم!) ندارند. چرا؟ علی کریمی مردم را دارد. خدا را دارد و نیازی به کسی ندارد. او همیشه خودش بوده و یک‌تنه جنگیده و مبارزه کرده است. بارها هم گفته: «حتی یک روز از زندگی‌ام باقی مانده باشد، همین جوری زندگی می‌کنم و جلوی هرکس و ناکس سر خم نمی‌کنم.»

نگارنده بیشترین مطالب و بهترین مصاحبه‌های دوران خبرنگاری‌ام (چه در مطبوعات و چه تلویزیون) را با علی کریمی داشتم و بر اساس مختصر شناختی که از او دارم، خوب می‌دانم انگ بزدلی به او نمی‌چسبد. شاید بزرگترین اشتباه کارلوس کی‌روش آن جایی بود که به عادل فردوسی‌پور پیامک زد و علی کریمی را بزدل خواند! عجیب آنکه سرمربی موفق تیم ملی، علی کریمی را نشناخت یا هنوز نشناخته است.

به شخصه خاطرات زیادی از شهامت و شجاعت جادوگر فوتبال ایران در ذهن دارم که می‌توانم توی تن کاغذ جا بدهم تا کارلوس کی‌روش بهتر علی کریمی را بشناسد اما بهتر دیدم مواردی را ذکر کنم که عمومیت بیشتری داشته باشد. اتفاقاتی که علی کریمی رقم زده یا رفتارهایی که این فوق‌ستاره شجاع‌دل و ابرقهرمان بروز داده است را نوشتم بلکه سرمربی پرتغالی حرف خود را پس بگیرد.

بر همین اساس ۸ سکانس به یادماندنی و شجاعانه از علی کریمی را می‌توانید در زیر بخوانید.

۱- واکنش کریمی به پیروزی حسن روحانی در انتخابات

بلافاصله پس از پیروزی دکتر حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، علی کریمی با انتشار پیامی معنادار این برد را تبریک گفت.

علی کریمی نوشت: «تبریک دکتر روحانی. مطمئنم امروز صبح با خبر خیلی خوش روزتون آغاز شد. این حق همه مردم ایران است. الوعده وفا. نوبتی هم که باشه نوبت شماست. حق‌الناس بزرگی بر گردن شماست. فکر می‌کنم عکس گویای همه چیز است. چشم ۸۰ میلیون ایرانی داخل و خارج از کشور به عملکرد شماست. حتی اون مردمی که با عقیده و تصمیم قابل احترام یا رأی ندادن یا رأی‌شان کس دیگه‌ای بود. شما باید با عملکرد و رویکرد مثبت، نظر آن عده را عوض کنید. دکتر روحانی شما می‌توانید با انتخاب افراد دلسوز و کاربلد، مردم ایران را به خواسته‌های به حق‌شون نزدیک و نزدیک‌تر کنید. ان‌شاءا… شاهد دیدن افرادی که بنا به عملکردشون، سوژه تاختن رقبای محترم به شما هستند، نباشیم. من و همنوعان من به خاطر حمایت از شما، حرف‌ها و الفاظ رکیکی را به جون خریدیم. مهم نیست ولی شما مرد باش و غمخوار مردم. در بازی روزگار اگر عوض نشویم، تعویض خواهیم شد.»

۲- خدایا زودتر سال ۱۴۰۰ را برسان!

پس از افزایش عوارض خروج از کشور، رئیس دفتر رئیس‌جمهور گفت: «عوارض خروج از کشور به ندارها اختصاص می‌یابد.» در همین ارتباط علی کریمی واکنش جالبی نشان داد و در صفحه شخصی‌اش نوشت: «شما آنقدر به فکر ندارها هستین که فکر نمی‌کنم نداری وجود داشته باشه! کدون ندارها دقیقاً؟! شما قبل از تصمیم‌گیری، مطالعه و تحقیق هم می‌کنید که می‌گین در صورت انتقادها تجدیدنظر می‌کنید؟! خانواده‌های شما که اقامت جای دیگه رو باید داشته باشن که نیازی به عوارض ندارن! دیگه چیز دیگه‌ای نبود برای کسری بودجه گرون کنید؟! می‌ترسم برای پروازهای داخلی هم عوارض بگیرین تا بودجه ۹۸! خدایا هر چه سریع‌تر سال ۱۴۰۰ رو برسون لطفاً! تن ما رگ نداره، تیغ نزن…!»

۳- آلودگی هوای استان خوزستان

وقتی آلودگی هوای خوزستان به بالاترین حد ممکن رسید و باعث آزار هموطنان ما شد، دکتر حسن روحانی در پست اینستاگرامی به این موضوع اشاره کرد و دستور رسیدگی و رفع این مشکل را داد.

یکی از حساب‌هایی که زیر این پست گذاشته شد، حساب رسمی علی کریمی بود. این فوتبالیست شجاع در پیامی صریح نوشت: «کاش اون ابتکارتون حداقل واسه حفظ ظاهر هم شده با گذاشتن یک پست با مردم خوزستان یه همدردی می‌کردن، کار دیگه‌ای که نمی‌شه کرد!»

کریمی در ادامه از روحانی خواسته برای جلوگیری از سرخورده شدن کسانی که به رئیس دولت یازدهم رأی دادند، کار را به کاردان بسپارد.

منظور علی کریمی از ابتکارتون، معصومه ابتکار معاون رئیس‌جمهوری و رئیس وقت سازمان حفظ محیط زیست بود!

۴- بی‌توجهی محض و کنایه‌آمیز علی کریمی به احمدی‌نژاد!

اولین مواجهه دکتر محمود احمدی‌نژاد با فوتبال کمی بعد از صعود تیم ملی به جام جهانی ۲۰۰۶ رقم خورد. او با لباس تیم و آن شلوار سه‌خط قدیمی به اردوی تیم ملی رفت. به ابراهیم میرزاپور پنالتی زد و با بازیکنان جلسه گذاشت اما از همه ماجراهای آن روز تنها عکس لم دادن علی کریمی و بی‌توجهی او به احمدی‌نژاد و اطرافیانش برای مردم جلب توجه کرد.

این در حالی بود که در همان روز اغلب همبازیان علی کریمی برای رودررو شدن و حرف زدن با آقای رئیس‌جمهور سر و دست می‌شکستند و رقابت خاصی در این زمینه داشتند اما علی کریمی سرد، بی‌تفاوت و کنایه‌آمیز نشان داد تا تحسین خیلی‌ها را البته در سال‌های بعد (!) برانگیزد.

۵- وقتی جادوگر تن به آشتی‌کنان زوری نداد!

ماجرای اختلاف علی دایی و علی کریمی یکی از معادلات مجهول فوتبال ایران است. هنوز کسی به درستی نمی‌داند کلید این اتفاق چه زمانی خورده است و تاریخ دقیقی بر آن نمی‌توان نوشت. برخی از یک فوتبال سالنی حرف می‌زنند و برخی دیگر جام ملت‌های آسیا در لبنان و گروهی نیز این اختلاف را طبیعی و عادی دانسته و عنوان می‌کنند: «دو پادشاه در یک اقلیم نمی‌گنجند!»

آنچه نگارنده می‌داند اینکه لزومی برای آشتی‌کنان این دو سلطان فوتبالی نیست. هر کدام خصوصیات اخلاقی و خاص خود را دارند و همان‌طور که ما نمی‌توانیم با همه همکاران خود دوست صمیمی باشیم، بدیهی است علی دایی و علی کریمی هم قادر نیستند رفقای نزدیک به هم باشند. با این وجود تأیید می‌کنم هر دو در خلوت به یکدیگر احترام می‌گذارند و به شخصه گواهی می‌دهم حتی یک بار علی دایی به من گفت: «ننویس ولی من این علی کریمی را بیشتر از بقیه دوست دارم! حداقل او روراست است و زیر و رو ندارد. علی کریمی با بقیه فرق می‌کند و مثل آن همبازیان ملی‌پوش من نیست که جلوی من نوکرم و چاکرم می‌کنند و پشت سرم به اتاق علی کریمی می‌روند تا او را علیه من تحریک کنند و…»

اینکه در این اختلاف یا دعوای تاریخی حق با علی دایی است یا علی کریمی را باید به قضاوت همبازیان این دو و مردم گذاشت اما خوب به خاطر دارم اول آبان‌ماه ۱۳۸۷ بود. علی دایی به عنوان سرمربی وقت تیم ملی که برای تماشای بازی پرسپولیس و برق شیراز به استادیوم آزادی رفته بود به درخواست دو دوست مشترک پایین رفت تا در یکی از اتاق‌های خالی کنار رختکن پرسپولیس با علی کریمی آشتی کند. کلی خبرنگار، عکاس و دوربین تلویزیونی هم دعوت شدند که از این مراسم عکس، تصویر و گزارش تهیه کنند.

علی دایی ابتدا رسید و سپس علی کریمی هم وارد رختکن شد و هر دو دیده‌بوسی کردند اما علی کریمی به صراحت گفت: «من با کسی قهر نیستم. برای شما هم آقای دایی احترام زیادی قائل هستم اما از قبل تصمیم خودم را گرفته‌ام.»

این مراسم برگزار شد که زمینه بازگشت علی کریمی به تیم ملی فراهم شود ولی جادوگر استقبال خوبی از آن نکرد و به قول معروف تن به آشتی‌کنان زورکی نداد.

۶- خودداری از مصاحبه با دبی‌اسپورت در حمایت از ایرانی‌ها

افشین پیروانی می‌تواند شهادت بدهد. آن روز همراه دوربین برنامه ورزش و مردم و همراه محمد شریفی فیلمبردار زبردست شبکه اول سیما و دوست خوبم به محل تمرین پرسپولیس، ورزشگاه خیریه عمل رفته بودیم.

با وینگادا، سرمربی وقت پرسپولیس، افشین پیروانی، دستیارش و چند بازیکن دیگر مصاحبه کردیم و کنارمان هم گزارشگر شبکه معروف دبی‌اسپورت حضور داشت. البته گزارشگر دبی‌اسپورت برای مصاحبه با پرسپولیسی‌ها به محل تمرین نیامده بود و فقط می‌خواست به مناسبت روز ملی دبی با علی کریمی مصاحبه کند. همکار اماراتی ما دقایقی ایستاد تا تمرین تمام شود و بتواند با علی کریمی مصاحبه کند اما وقتی طرف با مترجم جلو رفت که با جادوگر حرف بزند، شماره ۸ محبوب پرسپولیس گفت: «نه! مصاحبه نمی‌کنم.» این جمله تعجب افشین پیروانی، من و فیلمبردار ورزش و مردم را به همراه داشت.

وقتی دیدم علی کریمی مصاحبه با شبکه تلویزیونی دبی‌اسپورت را رد می‌کند، با خود گفتم به طور حتم با ما هم مصاحبه نخواهد کرد. طرف این همه راه آمده است و…
هول‌هولکی به محمد شریفی گفتم: «دوربین رو جمع کن داداش که بریم، علی‌آقا مصاحبه نمی‌کنه!»

هنوز جمله‌ام تمام نشده بود که صدای جادوگر را از پشت سر شنیدم: «نه، با شما مصاحبه می‌کنم!»

از تعجب نزدیک بودم خشکم بزند، یعنی چه؟! شوخی می‌کند؟! مصاحبه با دبی‌اسپورت را رد کرد و حالا با من…؟

دوربین را روشن کردیم و میکروفون به دست جلو رفتیم و حول و حوش ۱۰ دقیقه‌ای با علی کریمی به گفت‌وگوی تلویزیونی پرداختیم.

بلافاصله پس از اتمام مصاحبه‌ام گزارشگر دبی‌اسپورت جلو رفت و دوباره خواسته‌اش را مطرح کرد و همان جواب را گرفت!

آن روز نه ما از علی کریمی سؤالی در این خصوص کردیم و نه علی کریمی به ما دلیل مصاحبه نکردن با دبی‌اسپورت را توضیح داد اما بعدتر شنیدیم جادوگر محبوب فوتبال ایران در حمایت از هموطنانی که در فرودگاه امارات و عربستان مورد آزار و اذیت قرار گرفته بودند، چنین تصمیمی گرفت.

علی کریمی بعدها در یکی، دو نوبت و در گفت‌وگو با نگارنده بابت برخورد با ایرانیان به ویژه در فرودگاه‌های عربستان سعودی حرف زد و اظهار ناراحتی کرد.

۷- استعفا از سپیدرود

حضور محترم مالک باشگاه سپیدرود رشت

سلام

امروز به این نتیجه رسیدم که همیشه خواستن توانستن نیست، من مسئولیت تیم شهرم را به امید تغییرات مثبت قبول کردم، البته در این مدت کوتاه با حمایت هواداران سپیدرود و مردم خوب استان گیلان که همیشه محبت‌شان شامل حال من بوده، تا حدودی هم موفق بودم اما گاهی اوقات اتفاقات فوتبالی و غیرفوتبالی مسیر رسیدن به هدف را ناهموار می‌کند. اینجاست که احساس می‌کنید رفتن مؤثرتر از ماندن است. به همین دلیل شاید رفتن من شوک مثبتی به تیم ایجاد کند.

من علی کریمی که همیشه اصرار برای احقاق حقم را داشته و دارم، امروز این حق را برای باشگاه سپیدرود و مالک محترمش قائلم که برای بهبود شرایط تیمش هر تصمیم و تغییری درخصوص کادر فنی را اتخاد کند. طبیعی است که به عنوان مسئول فنی تیم تابع تصمیم باشگاه خواهم بود. اما در پایان روی صحبتم با هواداران سپیدرود رشت است. این عزیزان از روزی که من و همکارانم را در جمع خودشان پذیرفتند تا امروز حمایتی فراتر از انتظار از ما و تیم‌شان داشتند. بدون شک تنها راه موفقیت و حفظ تیم ادامه همین حمایت‌ها از هر کادر فنی است.

این متنی بود که علی کریمی منتشر کرد تا بابت انتقاداتش از فدراسیون فوتبال لطمه‌ای به تیم سپیدرود رشت وارد نشود.

هرچند مالک سپیدرود از علی کریمی و ادامه فعالیت او در این تیم حمایت کرد اما فراموش نکنید یکی از شروط جادوگر برای قبول مسئولیت در سپیدرود تسویه حساب کامل با کادر فنی قبلی و امیدرضا روانخواه بود. علی کریمی که می‌توانست مثل اغلب مربیان ایرانی و به خاطر داشتن تیم سکوت اختیار کند و به تعریف و تمجید از مسئولان فوتبال بپردازد اما راه دیگری برگزید که همانا نفوذ به قلب مردم بود.

۸- مردی که نه خط داد و نه خط گرفت

صحبت از علی کریمی است. مردی که در طول زندگی‌اش هرگز سعی نکرد با برقراری ارتباط از کانال پارتی یا رابطه کارش را جلو ببرد. او نیازی به ارتباطات نداشت کما اینکه جلوی هیچ رئیس و مقامی سر خم نکرد. در طول زندگی‌اش برخلاف بسیاری از همتایان خود از هیچ رسانه‌ای شکایت نکرد و روزنامه‌ای را هم نبست!

علی کریمی از کسی توقع حمایت و دفاع هم نداشت. امروز این مطلب را نوشتم که به برخی از دوستان یادآوری کنم؛ علی کریمی نه به کسی خط می‌دهد و نه از کسی خط می‌گیرد. او با بقیه فرق می‌کند. نیازی ندارد از مهدی یکتا یا هر خبرنگار دیگری خط بگیرد چون علی کریمی است.

آقایان بهتر است به جای تهمت زدن، در مواجهه با ماجرای علی کریمی به رفتار، گفتار و کردار خود در ماه‌های اخیر مراجعه کنند تا علت طغیان جادوگر را دریابند. مردی که می‌گوید: «اگر یک روز از زندگی‌ام باقی مانده باشد، حرف دلم را می‌زنم و از شکایت و شکایت‌کشی نمی‌ترسم. فقط آن بالایی و خداست که علی کریمی را می‌ترساند و بس!»

شهریورماه ۱۳۹۱ بود. روزی که تیم ملی ایران با شکست یک بر صفر برابر لبنان، راهش برای رسیدن به جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل دشوار شد. ایران با تک‌گل رضا عنتر باخت و در نشست خبری پس از پایان بازی میان کارلوس کی‌روش و یک خبرنگار بی‌ادب لبنانی بگومگویی درگرفت. ناگهان وسط جر و بحث خبرنگار بی‌تربیت لبنانی رو به کارلوس کی‌روش کرد و گفت: SHUT UP (خفه شو!)

این حرف حسابی مرا برآشفت. از جای خود برخاستم و با صدای بلند فریاد زدم که به نشانه این بی‌احترامی سالن کنفرانس را ترک می‌کنم. خبرنگار لبنانی پرسید:

«شما که باخته‌اید و می‌دانم ملی‌پوشان ایرانی هم خبرنگاران خود را بایکوت کرده‌اند!»

جواب دادم:‌ «شما به سرمربی تیم ملی کشورم توهین کردید. فرقی نمی‌کند تیم باخته باشد یا برده. این توهین فراموش نخواهد شد و…»

از سالن کنفرانس خارج شدم و لحظاتی بعد خود کی‌روش برای تشکر نزد من آمد. همان‌جا و بعدتر اعلام کرد بهترین خاطره از خبرنگاران ایرانی را روز کنفرانس خبری آن هم بعد از شکست مقابل لبنان تجربه کردم و…

بله، من مهدی یکتا هستم! دنبال سفر جام جهانی ۲۰۱۸ هم نبوده و نیستم چون این سفر را حق خبرنگارانی می‌دانم که تا به حال این رقابت‌ها را تجربه نکرده‌اند.

مضاف بر این که جام جهانی را در دوران دکتر محمد دادکان، رئیس موفق و بامعرفت فدراسیون فوتبال در سال ۲۰۰۶ تجربه کردم. بنابراین به خود حق می‌دهم خطاب به کارلوس کی‌روش که آن روز باخت و از او دفاع کردم، اعلام کنم: «اشتباه کردید آقای کی‌روش! علی کریمی نه تنها بزدل نیست، بلکه به دلایلی که ذکر شد شجاع‌دل فوتبال ایران است.»