یادداشت – نساجى و سپیدرود! نکونام و کریمى!

استاد اردشیر لارودی

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود – جام حذفى که امروز فاتح خود را مى‌شناسد، تا همین حالا هم آبستن حوادث پرشمارى بوده است! حذف پرسپولیس آن‌هم در بهترین روزهایش، مگر حادثه کوچکى بود؟ یا حذف تراکتورسازى و سپاهان و ذوب‌آهن؟

١- مگر نه این است که استقلال در فینال جام، با خونه به خونه مى‌جنگد؟ و مگر نه این است که خونه به خونه در این راه به هر که رسید، یقه‌‌اش را گرفت و «کله‌پایش» کرد؟

خونه به خونه‌اى که با ٣گل، استقلال خوزستان را شکست داد! خونه به خونه‌اى که شاید اگر کادرفنى و تیم مربیان خود را حفظ مى‌کرد، هم به لیگ برتر راه مى‌یافت و هم در فینال جام حذفى، حریف قدرترى بود! خونه به خونه، امروز مى‌‌آید تا حریف استقلال تهران باشد اما خودش مى‌داند که کارش سخت است (نمى‌گویم محال اما خیلى دشوار و بیشتر از «خیلى») دشوار و سخت مى‌نماید!

«استقلال شفر»، حتى در روزهاى بدش هم خوب فوتبال بازى مى‌کند و راه گل زدن را بلد است!

«استقلال شفر» را، تیمى دیده‌ایم که تیم‌هاى آلمانى و بازى‌هاى بوندس‌لیگاى سال‌هاى دتمار کرامر، هانس وایس وایلر، ادو لاتک و اریش ریبک را به یاد مى‌آورد! سال‌هاى بى‌محابا بازى کردن، سال‌هاى نترسیدن از گل خوردن! سال‌هاى یک گل بیشتر زدن و نه یک گل کمتر خوردن!

مثل بازى استقلال برابر پیکان! مثل همه بازى‌هاى استقلال در لیگ آسیا و مثل تمام مسابقه‌هاى همه‌جانبه و خوش‌نمایى که در جام حذفى با پیروزى و حذف حریفان، برگزار کرده است!

***

کار استقلال آسان نیست! کار استقلال سهل نیست! بازى آسان دیگر نداریم اما همین تیم خونه به خونه، مى‌توانست حریف دندان‌گردترى باشد، اگر کارت‌هاى زرد داوران از چپ و راست، بهترین بازیکنان شهر بابل را قلع و قمع نمى‌کرد!

خداى فوتبال، در جام حذفى، دست خود را روى شانه استقلال قرار داده!

استقلال، انگار ساخته شده است براى فتح جام حذفى! درست مثل پرسپولیس که گویا مأمور است براى بردن لیگ و قهرمان ایران شدن!

عشق مردمى! مردم عاشق

٢- حواسمان باشد که نساجى به بلیه سپیدرود، دچار نشود! حواسمان باشد که شیطان‌ها و شیطان‌بچه‌ها براى نساجى، همان خوابى را نبینند که براى سپیدرود دیده بودند!

هم باید مواظب على کریمى بود و هم باید هواى جواد نکونام را داشت که این دو، کارى کردند کارستان! کریمى، سپیدرود را که عشق گیله‌مردان گیلان و رشت است، در لیگ برتر حفظ کرد! جواد نکونام تمام مازندران را به شوق آورد و قائمشهر را به آرزوى ٢۴ ساله‌‌اش رساند!

در قائمشهر، همه سوداى کمک به نساجى را دارند! در رشت، اکثریت هواداران – بلکه همه هواداران- اجازه نمى‌دهند یک خار، به پاى على کریمى فروبرود! در مازندران، همه دنبال برآوردن خواسته‌هاى «جواد»ند! در رشت، درست چسبیده به سپیدرود و ایستاده پست سر «کریمى»، عده‌اى خیال‌هاى وارونه در سر دارند! بى‌توجه به خواسته مردم! بى‌خیال سود و زیان و منفعت و یا ضررى که متوجه سپیدرود مى‌شود! گروهى کم‌شمار ولى مؤثر!

***

مأموریت همگانى

٣- هواى سپیدرود را باید داشت!

على کریمى را باید پایید!

در مازندران هم باید به کمک نکونام رفت!

در قائمشهر باید نساجى را دوچندان بیشتر دوست داشت!

اجازه ندهیم جغرافیاى فوتبال ایران، دوباره ناقص شود!

این بحث را باید دنبال کرد و ادامه داد! به سود فوتبال! به سود مربیان جوان، مثل على کریمى، نظیر جواد نکونام!