بازنشر/ یادداشت وارده: عشق است سپیدرود

روابط عمومی باشگاه سپیدرود از تمام فوتبال دوستان و هواداران سپیدرود دعوت به عمل می آورد تا نوشته ها و نظرات خود در خصوص وقایع مرتبط با سپیدرود را برای ما ارسال کنید تا در وقت مقتضی آن را در سایت رسمی باشگاه منتشر نماییم. ما به شما اطمینان می دهیم که تک تک نوشته ها و نظرات شما را به دقت مطالعه می کنیم و آن را در اختیار افراد ذی ربط خواهیم گذاشت.

یادمان هست و یادتان باشد که تنها دلیل ماندگاری رودخروشان شمال ارتباط ناگسستنی اش با سرچشمه ی همیشه جوشانش که همان هوادارانند، می باشد. سپیدرود و سپیدرودی ریشه در تاریخ گیلان زمین دارد.

وب سایت رسمی باشگاه فرهنگی ورزشی سپیدرود – حتمن گذرتان به جمعه بازار افتاده است. جمعه بازار جزء مهم ترین بازارهای محلی استان گیلان بوده که بازار آن قبل از انقلاب روزهای جمعه و پس از پیروزی انقلاب روزهای پنج شنبه دایر است و در آن انواع تولیدات کشاورزی و ماهی و دام و صنایع دستی و … خرید وفروش می گردد.

این ناحیه از آن جایی که به عنوان مرکز بخش تولمات شناخته می شود محل استقرار ادارات، نهادها و ارگان های دولتی همچون آموزش و پرورش، شهرداری، دارایی، آب، گاز و چند مرکز فرهنگی ـ ورزشی می باشد. جمعه بازار سابقاً موقعیت بندری داشته و هم اینک رودخانه پرآب «پیش روبار» از این منطقه عبور می نماید.

مرحوم پدرم از بازاریان قدیمی بازار جمعه بود و من از دوران کودکی و زمانی که ۴- ۵ سال بیشتر نداشتم به بازار می آمدم و اکنون بالغ بر ۴۰ ساله ست که در بازار کاسبی می کنم و از همه جای ایران مشتری دارم. چون جمعه بازار و استقبالی که مردم و گردشگران دارند نقشی به گستره ایران به آن داده است.

من در حد معمول فوتبال کرده ام و با تیم های مطرح آشنا هستم به ویژه این که همیشه در استان گیلان نام سپیدرود و ملوان بر سر زبان هاست و من از ۴۰ سال گذشته با سپیدرود زندگی می کنم و کم چیزی نیست که از ۱۰ سالگی با عشق با یک تیم زندگی کنی و توی غم ها و شادی های تیمت شریک باشی.

یکی از جالب ترین خاطرات من از سپیدرود به عشق یک شیرینی فروش دوره گرد جمعه بازاری به این تیم بر می گردد. مرحوم عباس اصغری که به عباس کلوجه فروش مشهور بود روز بازار و در حالی که خانچه (سینی) بر روی سر در بین مردم راه می رفت با صدای مهربان و لهجه شیرین گیلکی ضمن این که تبلیغ کلوچه می کرد، داد می زد:

” کلوچه دارم، داغ کلوچه، فردا جمعه یه، سپیدرود بازی داره، داغ کلوچه، سپیدرود فردا زنه، ارزان کلوچه، بیا بیهین و بخور، دعا بکن سپیدرود ببره و…”

باور بفرمایید با نوشتن این کلمات اشک شوق از چشمانم جاری است و به یاد آن سال ها و آن عشق های پاک می افتم و حالا می فهمم که اگر سپیدرود نابود نشد و هنوز نامش بر زبان هاست، بخاطر همین عش های ناب و پاک است. وقتی بازی سپیدرود و خونه به خونه بابل را پس از سال ها از شبکه استانی گیلان دیدم از ذوق گریه کردم. اگر چه این بازی را باختیم ولی مهم بود که دیدم بلند شده ایم و هنوز وجود داریم.

آری سپیدرود صاحب دارد و مردم صاحبان اصلی آن هستند و هواداران عاشق دارد. سپیدرود افشین خان ناظمی سرمربی لیگ برتری دارد. سپیدرود بازیکنان مطرحی چون حاجتی و همرنگ و الماسخاله و … دارد. سپیدرود ساختمان دارد، سایت دارد ، تشکیلات دارد و هواداران دوباره به عشقش به ورزشگاه می روند و تشویقش می کنند… و این ها به من امید می دهد که در نزدیکی های ۶۰ سالگی ام، تیم محبوبم دارد حرکت می کند.

سپیدرود در ۴ دهه زندگی اجتماعی ام، چیزی فراتر از یک تیم برای من بوده است؛ یعنی سپیدرود برای من یک عشقه….

عشق سپیدرود به زندگی ما پیوند خورده و تا ابد خواهد خورد… برای موفقیت سپیدرود دعا می کنم و وقتی می برد خوشحال می شوم وقتی نتیجه نگیرد ناراحت می شوم ولی همچنان عاشقم…عاشق رنگ سرخ سپیدرود و خاطرات و عظمت گذشته آن.

خیلی تیم ها آمدند و رفتند و در مقاطعی هم درخشیدند اما امروز جز نامی از آنها نیست اما آن چه عجیب و قابل تامل است این که سپیدرود درختی است که طی این سال ها بلند و بلندتر و ریشه دار تر شده است و این عشق در اعماق جان هوادران عاشقش ریشه دارد.

عاشق سپیدرود حتی اگر تیم قهرمان نشود باز هم آن را بیش از پیش دوست دارد. این عشق هدیه خداوند است همان خدایی که در این نزدیکی است!

هادی خدمتگزار