تعطیلات آخر هفته همراه با سنگ و چوب: دربی گیلان، فوتبال به قیمت جان

ایران ورزشی

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود – می نویسیم تماشاگرنما که خودمان را فریب دهیم و می‌گوییم عده‌ای کم‌شمار اما به عینه می‌بینیم همه ورزشگاه با سنگ و چوب و… از خجالت یکدیگر در می‌آیند.

چه چیز را باور کنیم، میهمان‌نوازی‌شان را در کوچه پس کوچه‌های شهر و سواحل زیبای شمال یا فحش و ناسزایی که در ورزشگاه نثار هم می کنند. خسته شدیم اینقدر نوشتیم و نوشتند که همه باید از فوتبال لذت ببریم اما هیچ ‌وقت نخواستیم بپذیریم که حساسیت بعضی تقابل ها و کری‌های چندین ساله روی همه قوانین و قواعد فوتبال تاثیر می‌گذارد.

متاسفانه عادت کردیم به این مدل اتفاقات، حکایت سرباز احمدی را همه فوتبالی‌ها به یاد دارند اما خیلی‌ها از آن درس نگرفتند. اینکه امروز سرباز احمدی که البته سربازی اش بعد از آن اتفاق به پایان رسید چه کار می کند را خیلی ها نمی دانند، دروغ چرا ما هم نمی دانیم چون در هیاهوی فوتبال غرق شده ایم اما انگار باید اتفاقی مشابه یا بدتر از آن رخ دهد تا شاید تصمیمی عاجل گرفته شود که اگر قرار بود تصمیمی تاثیرگذار اتخاذ شود تا الان شده بود.

شهرآورد گیلان یا الگیلانو که فقط نامشان تا حدودی جذابیت دارد نه تنها به لحاظ کیفی بلکه از نظر شرایط برگزاری بازی هم هیچ شباهتی حتی به دیگر دربی‌های داخلی خودمان هم ندارد.

شاید خیلی نیازی نباشد درباره حواشی بازی ملوان و سپیدرود صحبت کنیم چون فیلم و تصاویر آن را همه دیده‌اند و فقط امروز باید راضی باشیم که چشمی کور نشد و هیچ تماشاگری جانش را از دست نداد. ۹۰ دقیقه فوتبالی را دیدیم به قیمت جان، به قیمت شکستن سر و شنیدن الفاظ رکیک و … چقدر لذت می‌بریم از این فوتبال؟

اصلا آخر هفته های مان را خالی می‌گذاریم تا به استادیوم برویم که سنگ بخوریم و ناسزا بشنویم، چه تعطیلات خوبی.

یک هفته از اهمیت این بازی می‌نویسیم و از تلاش‌هایی که برای برگزاری منظم مسابقه صورت می‌گیرد اما همین که هواداران به ورزشگاه می‌آیند حتی قبل از سوت آغاز بازی همه چیز یادشان می‌رود. می‌دانیم که قبل از بازی این دو تیم صحبت‌های زیادی با لیدرهای دو تیم شده بود تا شرایط آرامی در ورزشگاه حاکم باشد اما دیدیم که هیچ فایده‌ای نداشت.

اینکه اول کدام گروه شروع به فحاشی کردند شاید مهم باشد اما در اصل قضیه تغییری ایجاد نمی‌کند. درگیری‌های این بازی به حدی بود که انگار فقط برای تسویه حساب‌های شخصی سکوها را پر کرده بودند. هر چقدر روی سکوها تنش بود داخل زمین و نیمکت مربیان آرامش و بازی جوانمردانه جریان داشت.

یک‌ بار در اواسط نیمه اول وقتی مدافع ملوان پشت ۱۸ قدم به زمین افتاد و ناخواسته توپ به دستش خورد حسین ابراهیمی بازیکن سپیدرود توپ را به بیرون زد و یک بار هم در اواخر نیمه اول و بعد از توقف بازی وقتی ملوانی‌ها صاحب ضربه ایستگاهی شدند توپ را به بیرون زدند.

کاش هواداران دو تیم هم تا حدودی تحت تاثیر این رفتارها قرار می‌گرفتند و کمتر سراغ سنگ و سنگ‌پرانی می‌رفتند اما پایان بازی پایان حواشی نبود و درگیری‌ها به بیرون ورزشگاه هم کشیده شد.

بازیکنان سپیدرود به همین دلیل حدود دو ساعت در رختکن ماندند تا کمی شرایط برای خروج مساعد شود. این بازی هم تمام شد و سوژه چند روز رسانه ها خواهد بود اما این خشم و خشونت در بین تماشاگران انگار نمی‌خواهد تمام شود.

آیا آنها از این همه ناسزا که به زبان آوردند شرمگین نیستند؟