نگاه روز – تو، خود حجاب خودی!

علی رضا مویدی فر

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرودبیایید یکبار برای همیشه با خودمان و مخاطبمان روراست باشیم. نشویم مصداق بادمجان دور قاب چین هایی که جز تملق و مجیز، چیزی برای عرضه ندارند. بشویم آن طفل پاک نهادی که از سر راستی و اخلاص فریاد برآورد: “پادشاه لخت است”.

آری پادشاهد لخت است. سپیدرود را میگویم. دو رو برش را و دور و بر مالکش را خیاطان فراوانی گرفته اند که برای حفظ مقرری شان، لباسهایی از “هیچ” بر تن پادشاه میکنند و شرط دیدنش را چشم بصیرت و فهم و کمال میگذارند تا حتی خود شاه از ترس متهم نشدن، اذعان به دیدن آن “هیچ” کند.

دوستان! فوتبال و موفقیت در فوتبال قاعده دارد، حداقل هایی میطلبد، شاید اجرای آن قواعد و تدارک آن حداقلها کار اهل فن باشد، اما فقدانشان را من تماشاگر عادی هم میفهمم. لازم نیست نجار باشید تا بفهمید روی صندلی با دو پایه نمیتوان نشست.

حال سپیدرود بد است. از رنگ رخش پیداست. آنقدر هم از دلایل بیمار شدنش گفته ایم که تنها خواجه حافظ شیرازی نمیداند. باید کاری کرد. از من و امثال من گفتن و تذکر برمی آید و بس. آنکس که باید از همین امشب بجنبد علی کریمی است. هم او که امشب باید جلو آینه برود و در قالب کریمی مالک، سنگ هایش را با کریمی سرمربی وابکند.

این تیم اگر سقوط کند، کمترین لطمه را علی کریمی خواهد خورد و بیشترین فشار بر آینده آن و هوادارانش خواهد بود. چه تضمینی وجود دارد که کریمی -خدای نخواسته- درصورت سقوط، سپیدرود را واگذار نکند یا پس ندهد؟ پس اینک و در این لحظه از تاریخ، اولین و تنها مسوول سرنوشت سپیدرود اوست.

این تیم، با این شیوه بازی و بضاعت فنی، تابوت آرزوهای فوتبال دوستان یک شهر است. کریمی برق چشم نواز عنوان سپیدرود رشت است. اما برقی که به قیمت گوهر نینجامد، فقط آزاردهنده چشم بیننده خواهد بود.

علی کریمی باید میان نقش مالک و سرمربی یکی را برگزیند. تا همه وقت و توان و دانش و تجربه موجودش را صرف و خرج آن یک کند. هیچ بقالی نمیگوید ماست من ترش است و به طریق اولی، کریمی مالک، از کریمی سرمربی هرگز حساب نخواهد کشید.

اگر علی کریمی نمیتواند جایگاه سرمربیگری را رها کند، باید و بسیار باید تا خون تازه ای به رگ های کادر فنی تیم تزریق کند. حتی شده نامی بزرگ تر اما کارا تر از خود، و عنان فنی تیمش را به او بسپارد. جز این راه ها اگر باشد، برای نه سپیدرود که هیچ تیمی، معجزه ای رخ نخواهد داد.

خودمان را فریب ندهیم. هوی و های هواداری، برای بزرگترین مردان فوتبال ایران هم وفا نکرده است. از پروین و حجازی مرحوم بگیر تا پایین. کریمی باید قدر جایگاه خود و باشگاهش را، خود بیش از هرکسی بداند.

جز این باشد، سقوط هریک به معنای سقوط دیگری است. اعتراف می کنم که پذیرش چنین مسوولیتی و تن دادن به چنین تغییر بنیادینی بسیار دشوار است. اما گاهی برای بقا، باید دست کشید…

میان عاشق و معشوق، هیچ حائل نیست

تو خود حجاب خودی حافظ، از میان برخیز