برداشت یک – غمنامه سپیدرود!

خبرورزشی / جهانگیر کوثری

وب سایت فرهنگی ورزشیسپیدروددوباره سپیدرود! دوباره شکست، دوباره مربی غیربومی و دوباره فضای بارانی و شورابه های تلخ رفتن. امید مردم رشت به کدام آفتاب است؟ چرا سپیدرود روز خوش نمی‌بیند؟

پرچمدار فوتبال رشت را چه شده است که همچنان روی طناب ماندن و رفتن در نوسان است؟ حالا وزارت ورزش، اداره کل استان و رشت، سپیدرود را پیش می‌برند و بازیکنان محبوب ملی فوتبال، چون علی کریمی یکی یکی می روند.

کریمی برای دومین بار رفت و تیم را در نزدیکی دوزخ سقوط رها کرد. مردم رشت احساس خوبی نسبت به علی کریمی داشتند و موقعیت کار کردن نیز برای کریمی کاملاً فراهم بود، اما چرا موفق نبود؟

کار مربیگری در شهرستان ها به ویژه در شهر‌هایی که اصالت و ریشه بومی و محلی قوی دارند آسان نیست. شهری، چون رشت به دلیل هویت شناخته شده تاریخی و فرهنگی برای خود دیدگاه ها و نظریه هایی دارد و نمی توان با برداشت های شخصی حتی فوتبالی وارد حیطه آن ها شد.

رشت برای اداره تیمی، چون سپیدرود در شرایط فعلی و اقتصاد حاکم بر فوتبال نیاز به یک گروه تصمیم‌گیرنده و آشنا به فوتبال دارد و باید خروجی‌های این گروه را با توجه به تمام مسائل موجود در فوتبال به کار بست.

بدیهی است رشت نمی‌تواند با دیگر تیم‌ها که از بودجه بالایی برخوردارند به رقابت بپردازد، مگر اینکه برگردد به اصل و ریشه خود و با توجه به استعداد‌های موجود استان خود کمبود‌های اقتصادی را جبران کند.

ملوان دهه ۵۰ را به خاطر بیاورید. روش و دکترینی که بهمن صالح نیا در ملوان پیاده می‌کرد و هرگز اصالت تیم خود و گیلانی بودن آن را از دست نداد. حال با چراغ باید به دنبال بهمن صالح نیا‌ها و غلامرضا صوفی‌ها و احمد صوفی ها بگردیم.

هنوز دیر نیست، می توان در فاصله ۱۱ هفته مانده به پایان لیگ سپیدرود را از این مرداب بیرون کشید. رشتی‌های عزیز آوردن مربیان غیربومی و خارجی از روز اول برای سپیدرود اشتباه بود.

بروید به سراغ یک گروه ۵ نفره که در رشت و گیلان کم هم ندارید و از جمع آنها یک نفر را روی نیمکت رشت بنشانید تا سپیدرود را به خشکی برساند. در این میان نقش اداره کلی و هیئت مهم است.

یادمان باشد سقوط سپیدرود و بازگشت آن به لیگ برتر دیگر یک غیرممکن است، پس هر نسخه ای دارید هم اکنون بپیچید تا امید مردم رشت به یأس تبدیل نشود و غمنامه تازه ای را دوباره زمزمه نکنند.