پرونده ویژه سقوط سپیدرود (۹)/ سپیدرود باید حفظ شود نه ابزار!

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرودسپیدرود نه در ۲۶ اردی بهشت که از مدت ها پیش از آغاز فصل سقوط کرده بود. از همان زمان که هیات فوتبال و اداره و کل ورزش و سیاسیون شهر برای رسیدن به نان و نوایی بیشتر جنگ حیدری نعمتی راه انداختند و عزیز دردانه رشتی ها را به گروگان گرفتند و بلایی بر سر این تیم آوردند که امروز به جز آه و افسوس و حسرت کار دیگری از دست مان بر نیاید به جز آنکه بگوییم ما خیلی وقت پیش هشدار داده بودیم و گوش شنوایی نبود!

این یادداشت به قلم محسن شیخ محمدی در تاریخ ۱۶ امرداد ۹۷ در اوج جنگ فرسایشی مالکیت در سایت سپیدرود منتشر شده بود که بار دیگر شما را به خواندن ان دعوت می کنیم:

یادداشت وارده – سپیدرود باید حفظ شود نه ابزار!

باخت ناامید کننده و باور نکردنی سپیدرود آن هم در یک بازی خانگی مقابل سپاهان اصفهان و حوادث پس از آن هواداران عاشق سپیدرود را غصه دار کرد.

از این رو به عنوان یک هوادار مستقل سپیدرود، ضمن اظهار تاسف از این شرایط و نیز همدردی با انبوه هواداران عزیز و دعوت آنان به آرامش، به چند نکته مهم اشاره می کنم و امیدوارم که به بهبود وضعیت کنونی تیم یاری رساند:

یکم- تیمی که در آغاز بحران مالی در فصل گذشته با چند میلیارد تومان هزینه و کمک بازیکنان و کادر فنی محبوب و هواداران پرشور در لیگ برتر حفظ شد و در بازی های خانگی هم به کمتر تیمی باج می داد، به وسیله دست های آشکار توطئه گر و سودجو و فرصت طلب به مرحله ای رسیده که از هم اکنون زنگ خطر را برای چهارمین تیم پرهوادار لیگ ایران به صدا در آورده است و اگر امروز و به فوریت چاره اندیشی نشود، فرجام سختی خواهد داشت.

دوم – در رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی و حتی محاورات و گفت و گوهای عمومی عمدتا نوک تیز حملات به سمت و سوی خداداد عزیزی سرمربی سپیدرود رشت است و او را مسئول باخت سنگین سپیدرود مقابل سپاهان اصفهان می دانند اما به نظر نگارنده، خداداد عزیزی به رغم همه ایرادات رفتاری و فنی، مسئول شرایط کنونی سپیدرود نیست.

او تنها یک مربی است و بسان هر مربی دیگری به امکانات و لجستیک و تامین مالی و بازیکن و … نیاز دارد. عزیزی در محدوده اختیاراتش و امکاناتش مقصر است. شکستن همه کاسه و کوزه ها بر سر خداداد نه منصفانه است و نه فنی بلکه آدرس اشتباهی است که داده می شود و …

سوم- وقتی امتیاز باشگاه را با مداخلات و تخلفات فراوان به فردی واگذار می کنند که فاقد توانایی مالی است و حتی وضع آن قدر خراب است که معاون ورزشی اداره کل ورزش رسما اعلام می کند نه به دنبال فروش امتیاز سپیدرود بلکه جذب اسپانسر برای یک باشگاه خصوصی است باید به عمق جا به جایی های مالکیتی سپیدرود پی برد و در چنین شرایطی نباید انتظار داشت که شرایط بهتری برای سپیدرود رقم بخورد و خدادادها معجزه بکنند و با امکانات محدود و بازیکنانی که توانایی آنان در همین حد است بتوانند در مقابل تیم های متمول و بهره مند از حمایت های دولتی قد علم بکنند و دوام بیاورند.

چهارم- به رغم اظهارات آقای فتاحی رییس سازمان لیگ، (نمی دانم در این وسط چکاره است و عملا به نفع مسببان وضعیت کنونی سپیدرود تمام قد وارد ماجرا شده است) که تصویر بردار صدا و سیمای مرکز گیلان را مقصر بحران بازی سپیدرود و سپاهان می داند باید گفت که هواداران سپیدرود نیازی به آدرس غلط ایشان ندارند و مسئولیت مستقیم وضعیت سپیدرود را اداره ورزش و جوانان و الماسخاله رییس هیات فوتبال گیلان و همه اشخاصی می دانند که با حمایت از مداخلات و تحلفات آنان، چنین سرنوشت رقت باری را برای سپیدرود رقم زده اند.

پنجم – خوب یا بد، درست یا نادرست باید پذیرفت که سپیدرود کنونی فعلا نماینده فوتبال گیلان در لیگ برتر است و باید تلاش شود بر خلاف اهداف مخرب آنانی که در صدد رقم زدن سرنوشتی مشابه داماش برای سپیدرود هستند، این تیم بتواند به راه خود در لیگ برتر ادامه دهد.

حمایت از تیم، فشار به مالک برای تزریق بازیکنان با کیفیت به تیم، حذف پا به سن گذشته ها از ترکیب تیم، تقویت کادر فنی، تامین مالی و … از جمله راه کارهایی است که می تواند به تیم کمک نماید.

ششم – اخراج حسین کعبی کاپیتان محبوب سپیدرود رشت به دلایل غیر فنی بحران کنونی ارتش سرخ را تشدید کرده است. به نظر می رسد استراتژی سرزمین سوخته در حال حاضر از سوی برخی از کارگزاران تیم در حال اجراست.

باید تذکر داد و حساس بود و پی گیری نمود که عده ای نتوانند کار را به مرحله ای برسانند که فرصت امکان هر گونه اصلاح و ترمیم وضعیت تیم از کف برود و به نوعی از جامعه هواداری انتقام گرفته شود.

هفتم – باید از هم اینک نسبت به خطر سقوط حساس بود و خدای ناکرده اگر نتایج بازی های هفته اول و دوم در بازی با ماشین سازی تکرار شود اصولا نمی شود بی تفاوت از کنار آن گذشت.

صادقانه باید هشدار داد و از اداره ورزش و هیئت فوتبال خواست که به مسئولیت های خود در باره سپیدرود متعهد باشد. این که تقصیر مشکلات کنونی به مالک سابق، دوربین و تصویربردار و خداداد و هواداران و گران شدن سکه و دلار منتسب شود، مشکلی از مشکلات سپیدرود را حل نمی کند.

اتفاقا این آشی است که با مداخله آگاهانه پخته شده است. صریح و شفاف باید گفت که برای بعضی ها مهم نیست چه بر سر ارتش سرخ بیاید آنها فقط می خواهند دیده شوند. حوادث این روزهای سپیدرود نشان می دهد که بازیگران چنین بازی خطرناکی چه کسانی هستند.

همه هواداران پرشمار ارتش سرخ گیلان را به آرامش و هوشیاری و پی گیری وضعیت سپیدرود دعوت می کنم و از آنان می خواهم اجازه ندهند که از احساسات پاک هواداری برای منافع فرصت طلبان و سودجویان، سو استفاده شود.

پاینده باد سپیدرود؛ رود همیشه خروش گیلان