پرونده ویژه سقوط سپیدرود (۱۱)/ ای کاش های فوتبال!

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرودسپیدرود نه در ۲۶ اردی بهشت که از مدت ها پیش از آغاز فصل سقوط کرده بود. از همان زمان که هیات فوتبال و اداره و کل ورزش و سیاسیون شهر برای رسیدن به نان و نوایی بیشتر جنگ حیدری نعمتی راه انداختند و عزیز دردانه رشتی ها را به گروگان گرفتند و بلایی بر سر این تیم آوردند که امروز به جز آه و افسوس و حسرت کار دیگری از دست مان بر نیاید به جز آنکه بگوییم ما خیلی وقت پیش هشدار داده بودیم و گوش شنوایی نبود!

این یادداشت به قلم محسن حسین زاده شلمایی در تاریخ ۲۱ امرداد ۹۷ در اوج جنگ فرسایشی مالکیت در سایت سپیدرود منتشر شده بود که بار دیگر شما را به خواندن ان دعوت می کنیم:

ای کاش های فوتبال!

نیم قرن از تاسیس سپیدرود رشت به عنوان یک باشگاه خصوصی می گذرد. فراز و نشیب های سپیدرود و بالا و پایین آمدن هایش در دهه های گذشته، بیش از هرچیزی تحت تاثیر خصوصی بودن و وابسته نبودنش به منابع مالی دولتی بوده است.

طی همه این سال ها، مالکان متعددی آمدند و با پول خود باشگاه را اداره کردند اما به علت نداشتن قدرت رقابت با باشگاه های منتفع از منابع مالی دولتی، عطای باشگاه داری را به لقایش بخشیدند و رفتند. وضعیت دیگر باشگاه های خصوصی بهتر از سپیدرود رشت نیست و با مشکلات عجیب و غریبی دست به گریبانند.

واقعیت این است که بخش دولتی نه تنها کمکی به بخش خصوصی نمی کند بلکه کنش هایش به گونه ای است که در جهت تضعیف آن هم، رفتار می نماید.

بدیهی است وقتی که اندازه دولت بزرگ باشد و اکثر فعالیت های اقتصادی از تولید گرفته تا انجام کارهای عمرانی نظیر احداث پل، سد، راه و… به عهده دولت باشد، همواره انگیزه‌های منحرف وجود دارد. در سیستم‌های دولتی از یک طرف با کاهش انگیزه های فردی، بهره وری کاهش می یابد از طرف دیگر خطر انحراف انگیزه ها به ‌وجود می آید.

بخش دولتی با نگرش تمامیت خواهانه اش، می خواهد اراده خود را بر بخش خصوصی تحمیل کند و یکی از دلایل کوچک بودن بخش خصوصی در ایران هم همین عامل است. از ادارات کل ورزش و جوانان که نهاد دولتی است که بگذریم، حتی هیئت های ورزشی و از جمله فوتبال که نهادی غیر دولتی است و براساس انتخابات تشکیل می شوند، دارای کارکرد و خصلت دولتی هستند و در امور باشگاه های خصوصی دخالت می کنند تا رفتار باشگاه ها تحت اراده آنان شکل بگیرد و آن گونه که می پسندد عمل کنند.

۳۰ سال پیش مسوولان فوتبال ترکیه تصمیم گرفتند فوتبال این کشور را آرام آرام به بخش خصوصی واگذار کنند. برنامه ریزی های دقیقی انجام دادند و با الگوبرداری از کشورهای موفق در این زمینه، فعالیت خود را آغاز کردند. دولت ترکیه به تمام تیم های فوتبالش وام های ۱۰ میلیون دلاری بلندمدت ۳۰‌ ساله کم بهره به همراه زمین و امکانات داد تا خصوصی شوند و از آنها خواست در بلند مدت این هزینه را پس دهند و شرایط را برای سرعت بخشیدن به روند خصوصی سازی باشگاه‌ها و حرفه ای شدن فوتبال در این کشور مهیا کرد، به طوری که فوتبال ترکیه در کمتر از ۱۰ سال به طور کامل حرفه‌ای شد.

این سیاست دولت ترکیه باعث رشد فوتبال باشگاهی این کشور شد. فوتبال ما نیز نیاز به چنین مدلی برای خصوصی‌سازی دارد.

اما وزارت ورزش و جوانان هنوز نتوانسته است که دو باشگاه پرسپولیس و استقلال را به بخش خصوصی واگذار نماید و تکلیف دیگر باشگاه های فوتبال کشور که هم چنان از بودجه شرکت های دولتی ارتزاق می کنند روشن است.

در چنین شرایطی باشگاه داری خصوصی، معنای خود را از دست می دهد. هزینه هایی که باشگاه هایی چون پرسپولیس، استقلال، سپاهان، ذوب آهن، پیکان، سایپا و … در طول فصل انجام داده و بدون دغدغه به فعالیت های شان ادامه می دهند و از حمایت دولتی بهره مند هستند با باشگاه های خصوصی چون سپیدرود رشت با هیچ منطقی قابل مقایسه نیست گو این که این باشگاه ها باید هزینه مداخلات بخش دولتی را بپردازند.

• ای کاش دولت محترم در یک برنامه رمان بندی شده، فوتبال ایران را از سیطره دولتی بودن خارج می کرد تا ساختار اقتصادی فوتبال ایران از وضعیت فساد، ناکارآمدی و ناعادلانه بودن رهایی یابد.

• ای کاش فدراسیون فوتبال راهبری فوتبال ایران را به سمت پیشرفت و موفقیت هدایت می کرد تا هر ساله به‌ ای اف ‌سی گزارش ندهد که این تیم ها خصوصی هستند؟!

• ای کاش فدراسیون فوتبال بر هیئت های استانی اش نظارت می کرد که با کیفیت عمل کنند و نه باشگاه داری بکنند و نه در امور باشگاه های خصوصی مداخله!

• ای کاش وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال طرح جامع مبارزه با فساد در فوتبال را ارایه و بر اجرای آن نظارت و گزارش عملکرد خود را به مردم گزارش می کرد !

• ای کاش ساختار اقتصاد فوتبال ایران آن قدر کارآمد بود که می توانست اشتغال تولید کند.

• ای کاش با ورزش حرفه‌ای برخورد می شد. قانون حق پخش، قانون حق امتیاز که از قوانین حرفه‌ای است رعایت می گردیدند.

• ای کاش در فوتبال ایران قانون گریزی نبود و قوانین محترم شمرده می‌شدند.

• ای کاش رانت ها از فوتبال حذف شوند تا فوتبال زنده‌تر گردد.

• ای کاش فدراسیون فوتبال و هیئت های استانی اش از ظرفیت جامعه دانشگاهی برای ارتقای کیفیت و کارآمدیش استفاده می کرد.

• و ای کاش های دیگر!